المسیر الجاریه :
پاسخ به شبهه ای پیرامون جواز تهمت زنا و قتل زنان در قرآن
پاسخ به شبهه جواز قرآن به سلطه مردان بر زنان
انسان از گِل خلق شده یا آب؟!
آیا در روز قیامت شفاعت وجود دارد یا خیر؟!
قدم به قدم در خانه تکانی و تمیزکاری حمام
از کجا بفهمیم زگیل تناسلی داریم؟ روش های تشخیص در مردان و زنان
لیست تمام بازی هایی که از سری Crash منتشر شده
اسرار حکیم سبزواری؛ فیلسوفی که عارف و شاعر هم بود
خواص انگشتر شرف الشمس مردانه
نام گروههای جدول تناوبی
اهل سنت چگونه نماز می خوانند؟
احکام روزه قضا آیت الله خامنه ای
تاریخ تولد امام زمان(عج)
میوه و سبزیجات نشاستهای
نماز استغاثه امام زمان (عج) را چگونه بخوانیم؟
زنگ اشغال برای برخی تماس گیرندگان
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
نحوه خواندن نماز والدین
پیش شماره شهر های استان تهران
آیا استحمام در زمان آبله مرغان خطرناک است؟

واژهی حکمت در قرآن
به اعتقاد فراهيدي بازگشت «حکمت» به عدل و دانش و بردباري است. راغب حکمت را دستيابي به حق با علم و عقل تعريف ميکند و مينويسد: حکمت خداوند شناخت موجودات و ايجاد آنها به صورت متقن است و

واژهی حصر در قرآن
«حصر» در لغت در اين معاني زير به کار رفته است: ممنوع شدن از ادامه کار توسط دشمن، محبوس گشتن، باز ايستادن از سفر به سبب بيماري، در تنگنا قرار گرفتن،

واژهی حساب در قرآن
«حساب» در لغت به معناي شمردن و نيز به معناي کافي بودن است. اين کلمه از «اَحسَبه الشيء» گرفته شده که بدين معناست: آن چيز او را کفايت کرد، به حدي که گفت مرا کافي است.

واژهی حس در قرآن
فيومي مينويسد: «حسّ» و «حَسيس» به معناي صداي آهسته و نيز به معناي کشتن است که از نظر وزن و معنا همسان با صيغههاي باب «قتل» است و در هيئت باب افعال، يعني «احسّ، احساس» به معناي علم است.

واژهی حرام در قرآن
«حرام» در اصل به معناي منع و سخت گرفتن و نيز ضد حلال است. جمع آن «حُرُم» است. «حُرمة» اسم مصدر از احترام به معناي چيزي است که بياحترامي به آن جايز نيست و جمع آن حرمات است، مثل غرفه و

واژهی حديد در قرآن
«حديد» از ريشه «حدد» داراي دو معناي اصلي است: يکي منع و ديگري حد و منتهاي يک شيء؛ به همين جهت بر حائل و مانع بين دو شيء«حد» اطلاق شده و به دربان «حداد» گفتهاند؛ زيرا مانع ورود مردم ميشود و

واژهی حجر در قرآن
«حجر» در اصل به معناي منع و احاطه و تسلط بر يک شيء است. وقتي حاکم، سفيهي را از تصرف در مالش منع کند، گفته ميشود «حجر الحاکم علي السّفيه» و از اين رو است که عقل را حِجر ناميدهاند؛ زيرا عقل فرد را

واژهی حَبل در قرآن
«حَبل» در لغت به معناي، ريسمان، عهد و پيمان، امان، وصال و رسيدن، ريگ کشيده و طولدار است و در «حبل الوريد» به معناي رگ حلق است.

واژهی جِنَّه در قرآن
همانگونه که در واژه «جَنّه» - به فتح جيم - بيان شد، ماده اصلي آن «جَنن» به معناي پوشش و ستر است. اگر بر جنيان واژه جنّ اطلاق شده، بدين جهت است که آنها از ديدگان مخفياند

واژهی جَنَّه در قرآن
«جَنّه» به فتح جيم از ماده «جنن»، به معناي باغ داراي درخت همراه با طراوت و نشاط است. جمع آن «جنّات» و «جنان» است. در صورتي به باغ جنت ميگويند که درختان زمين آن را پوشيده باشند