المسیر الجاریه :
مثل نسیم آمدنت ناگهانی است
مثل نسیم آمدنت ناگهانی است<br />
مثل شمیم یاس، حضور تو آنی است<br />
مثل بهار در همه جا پخش می شود<br />
اخبار سبز صبح ظهورت جهانی است<br />
به انتظار تو سر شد تمامِ دنیایم
به انتظار تو سر شد تمامِ دنیایم<br />
و پشت میله اسیرم، نشد حصارم را<br />
به دار عشق تو آویختم غزلها را<br />
غزل به قطعه بدل شد، شکست دارم را<br />
ندیدمت به دو چشم همیشه بارانی
ندیدمت به دو چشم همیشه بارانی<br />
و قطره قطره غمت می بَرد قرارم را<br />
"به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست"<br />
دمی فرو بنشان اشکِ چشمه سارم را<br />
کبوترانه دلم را به سهله آوردم
کبوترانه دلم را به سهله آوردم<br />
خوشا برای تو پرهای انتظارم را<br />
و من که بی تو دلم کنج کوچه می گیرد؛<br />
و عابری ندهد مژده ی بهارم را<br />
گرچه پیش از خواهش سائل عنایت می کند
گرچه پیش از خواهش سائل عنایت می کند<br />
گوشه چشمی هم کند آقا، کفایت می کند<br />
این گدا چیزی به غیر از اشک تقدیمش نکرد<br />
شاه امّا باز لطفِ بی نهایت می کند<br />
رفتی و زمان روی زمین چرخیده است
<br />
رفتی و زمان روی زمین چرخیده است<br />
خورشید به تاب دل تو تابیده است<br />
از برکت هر نگاه مهتابی تو<br />
امّید درون رگ شب جوشیده است
فانوس به دستیم و پر از شب شده ایم
فانوس به دستیم و پر از شب شده ایم<br />
با ندبه نشستیم ، پر از لب شده ایم<br />
خونسرد خزیده ایم تا برکه ی نور<br />
امروز پر از تاب پر از تب شده ایم<br />
بی تو در شکیبایی ، هرغروب آدینه
بی تو در شکیبایی ، هرغروب آدینه<br />
می شود چه رویایی ، هرغروب آدینه<br />
روی موج اندوهم ، انتظار می میرد<br />
مثل مرغ دریایی ، هرغروب آدینه<br />
بهار با همه گلها که می سراید سرخ
بهار با همه گلها که می سراید سرخ <br />
به بوی موی تو مست است، بی قرار از تست<br />
تو دلربا تر ازآنی که درخیال آیی<br />
وخواندنی تر از آنی که عاشقان خوانند<br />
آقا چقدر قدم قدم می آیی؟
آقا چقدر قدم قدم می آیی؟<br />
با ثانیه ها رقم رقم می آیی<br />
تکرار مکررات شاعر این است<br />
آهسته تر از اشک قلم می آیی<br />