ملک جمشید و کره اسب دریایی
روزی بود، روزگاری بود. در زمان های قدیم یک پادشاهی بود و پسری داشت به اسم ملک جمشید. وقتی این پسره فقط ده سالش بود، زد و مادرش مرد و پسره افتاد...
Monday, January 23, 2017
جادوی کلام
این پرسش برای ما مطرح است که ارتباط میان دو مفهومی در ساختار «جهان» ی که به وسیله‌ی گفتار و اسطوره تحقق می‌یابد، چگونه منعکس می‌شود. در این جا...
Thursday, December 8, 2016
جای زبان و اسطوره در الگوی فرهنگ بشری
افلاطون در نخستین عبارت گفتگونامه‌ی فایدروس وصف می‌کند که چگونه سقراط پس از برخورد با فایدروس می‌گذارد تا این شخص او را با خود تا آن سوی دروازه‌های...
Thursday, December 8, 2016
زبان و مفهوم‌سازی
اگر خواسته باشیم به ماهیت ویژه‌ی مفهوم دینی- اسطوره‌ای نه تنها از طریق نتایج این مفهوم بلکه از رهگذر شناخت اصل شکل‌گیری آن پی بریم، و حتی از...
Thursday, December 8, 2016
ضحاک، افراسیاب، دیو سفید و رستم در شاهنامه
- تفکیک شخصیتهای اهورایی و اهریمنی و ایرانی و انیرانی و شخصیتهای نیمه ایرانی و نیمه انیرانی و نیز شخصیتهای اهورایی و ایرانی محروم از فر و تأیید...
Wednesday, December 7, 2016
اسطوره و تئاتر
در آغاز این گفتار ناگزیر باید بر سر تعریفی از اسطوره توافق کنیم. اما اسطوره چون واژه‌ی فرهنگ، تعاریف عدیده دارد که به ناچار باید یکی را انتخاب...
Wednesday, November 23, 2016
شمنی سرخ‌پوستان
آنچه از شمنی (Chamanisme) مراد می‌کنیم، سننی است که ریشه‌هایشان به «ماقبل تاریخ» می‌رسد و خاص اقوام مغولی (mongoloïde) منجمله سرخ‌پوستان آمریکایی...
Wednesday, November 23, 2016
آئین، پسیکودرام و تئاتر
هر که شاهد جلسه‌ای از تئاتر روان درمانی (پسیکودرام) و نیز مراسم زار بوده است، بی‌اختیار آن دو را در ذهن خویش به هم نزدیک کرده و به مشابهتی سرّی...
Wednesday, November 23, 2016
تسبیح گرانبها
در زمان‌های قدیم، پادشاهی بود. روزی این بابا با وزیرش از راهی رد می‌شدند. پادشاه سواره بود و وزیر پیاده. تو راه تسبیح گران قیمتی پیدا كردند....
Saturday, November 19, 2016
خون صُلح
روزی، روزگاری، در زمان‌های قدیم پادشاهی بود كه خیلی ظالم بود. هروقت در گوشه و كنار مملكت كسی با ستم شاه مخالفت می‌كرد، مأمورهای شاه جوری سر به...
Saturday, November 19, 2016
خورشید بانو
یكی بود، یكی نبود. غیر از خدا هیچكی نبود. پسری بود و این بابا شبی دختر خوشگلی را تو خواب دید و یك دل نه، صد دل عاشق دختره شد. از خواب كه بیدار...
Saturday, November 19, 2016
خواب‌های عجیب پادشاه
یكی بود، یكی نبود. در زمان‌های قدیم پادشاهی بود و این پادشاه یك شب خواب دید كه از آسمان یكریز روباه می‌بارد. هراسان و سراسیمه از خواب پرید و...
Saturday, November 19, 2016
انگشتر شاه عباس كبیر
در زمان‌های قدیم بابایی تو اصفهان بود به اسم حاجی نعمت كه صاحب چلوكبابی بزرگی تو اصفهان بود. حاجی با مشتری‌ها خوب تا می‌كرد و همین باعث شهرت...
Saturday, November 19, 2016
اندرزهای حكیمانه
در زمان‌های قدیم مرد فقیری بود به اسم احمد و زنی داشت به نام سیران. روزی رفت به شهر حلب تا كاری پیدا كند و پیش بابای پولداری شاگردی كرد. پس از...
Saturday, November 19, 2016
آكچلك
در زمان‌های قدیم پیرزنی بود و پسر كچلی داشت. پیرزن روز تا غروب چرخ نخ ریسی را می‌گرداند تا نان خودش و بچه را پیدا كند. اما كچله حسابی تنبل بود....
Saturday, November 19, 2016
نی و مروارید
یكی بود، یكی نبود. در زمان‌های قدیم زن و مرد جوانی بودند كه بچه‌دار نمی‌شدند، هر كاری از دست‌شان برمی‌آمد، می‌كردند و هر راهی مردم پیش پاشان...
Saturday, November 19, 2016
گل قهقهه
در زمان‌های قدیم مرد مالدار و ثروتمندی بود، كه شبی خواب دید كه سه ستاره از آسمان پایین آمدند و رو دامنش نشستند. فردای آن شب، خوابش را برای چوپانش...
Saturday, November 19, 2016
روباه و پیرزن خمره سوار
روزی بود، روزگاری بود. در زمان‌های قدیم پادشاهی بود كه پسری داشت. مادر پسره مرده بود و پادشاه زن تازه‌ای گرفته بود. از طرفی زن پادشاه عاشق پسره...
Saturday, November 19, 2016
پیر برزنگی و كوزه‌ی شیره
یكی بود، یكی نبود. غیر از خدا غمخواری نبود. در زمان‌های قدیم پیرزنی بود كه بچه نداشت. آرزوی بچه به دلش مانده بود. شب و روز غصه می‌خورد و كاری...
Saturday, November 19, 2016
پسر و غول بیابان
در زمان‌های خیلی قدیم پسری بود كه با پدر و مادرش زندگی می‌كرد. روزی پدره به پسرش گفت: «تو دیگر داری بزرگ می‌شوی. باید بروی و برای آینده‌ات كاری...
Saturday, November 19, 2016