می­ خواهم معلم باشم
روز معلم که می ­رسد هدیه­ ی کوچکی آماده می­ کنی، با وسواس خاصی آن را تزیین می­ کنی و دلت می­ خواهد هرچه زودتر آن را به معلمت هدیه کنی و آن زمان...
Sunday, April 14, 2019
با خواندن، سفر آغاز می‌شود
تا به حال فکر کرده‌ بودید که حل کردن مسایل ریاضی می‌تواند درمان کننده باشد؟ درمان کننده‌ی چه؟ درمان کننده‌ی افسردگی.
Sunday, April 14, 2019
قیام 15 خرداد
در سحرگاه پانزدهم خرداد 1342 رژیم شاه به خانه­ ی امام­ خمینی (ره) حمله کردند و دور از چشم مردم ایشان را به زندانی در تهران انتقال دادند. هنوز...
Sunday, April 14, 2019
خورشید و ماه و ستاره در تو
صرفِ نظر از بعضی‌هایی که هیچ وقتِ خدا نمی‌توانند پشت و پناه آدم باشند، بعضی‌ها هستند که جای همه را در زندگی پُر می‌کنند؛ مادر و پدر و خواهر و...
Sunday, April 14, 2019
تا حالا شده همسایه‌ات را ندیده باشی؟
یکی از همسایه‌های خانه‌‌ی حضرت زینب سلام‌الله علیها «یحیی مازنی» نام داشت. او درباره‌ی همسایه‌اش ‌‌می‌گفت: سال‌ها در مدینه، کنار حضرت علی علیه‌السلام...
Sunday, April 14, 2019
شهری با دست و روی زخمی
اسفند که از گَردِ راه می ­رسد، بوی بیدمشک و بنفشه در مشام شهر می ­پیچد و آسمان به تماشای تاب بازی پرستوها روی سیم­ های برق می­ نشیند؛ پنجره­...
Friday, April 12, 2019
برگردید و به پشت سر این‌ها نگاه کنید!
این‌که همه چیز کشک باشد، برای خیلی‌ها خیلی عادی است. اصولا کشک در زندگی این آدم‌ها نقش مهمی بازی می‌کند. اصلا زندگی‌شان همین‌طوری کشکی‌کشکی می‌گذرد! چه...
Friday, April 12, 2019
یک روز سخت امتحانی
-«دلم شور می‌زند، هیچی نخوانده­ ا‌م، بلد نیستم، فکر نمی‌کنم برسم تمام کتاب را بخوانم، و... .» این ­ها حرف‌هایی است که این روزها زیاد می‌شنویم....
Friday, April 12, 2019
نوجوان‌های امروز همان نوجوان‌های دیروزند
سیزدهم آبان، فرصت خوبی است که بادی به غبغب بیندازیم و کمی از خودمان تعریف کنیم. خدا را چه دیدی، شاید توانستیم به این وسیله، از پدرها، مادرها...
Friday, April 12, 2019
پادشاه مریض
آورده‌اند پادشاهی بود که از بس پیتزا و هله‌هوله و سوسیس و کالباس و این‌جور چیزهای بد خورده بود، ناگهان مریض شد.
Friday, April 12, 2019
وای... باز هم خانه ­تکانی!
با نزدیک شدن سال نو، رسم باستانی و پدردربیارِ خانه ­تکانی نیز انجام می ­شود. عدم همکاری همه­ جانبه­ ی فرزندان در اجرای این رسم باعث شده است تا...
Friday, April 12, 2019
من به یاد تو بهار می­ شوم
تو قلب­های مُرده را همیشه زنده می­ کنی و خانه ­ی دلِ مرا پُر از پرنده می ­کنی
Friday, April 12, 2019
مهمان‌ پذیر
اخم تو مثل آلوچه ترش است خنده‌هایت ولی هندوانه صبح سُر می‌خوری در خیابان عصر قِل می‌خوری سمت خانه
Friday, April 12, 2019
من تو را ندیده‌ام ولی
من اگرچه هیچ‌وقت چهره‌ی تو را ندیده‌ام لحظه‌های من پر است از صدای تو
Friday, April 12, 2019
معلّمی که نور را می‌آوری به ارمغان
چه خوب می‌دهی نشان همیشه راه و چاه را پر از بهار می‌کنی تمام سال و ماه را
Friday, April 12, 2019
فرش کوچه ­ها
پاره پاره شد چتر یک درخت چون رسیده بود روزهای سخت
Friday, April 12, 2019
ما چه‌قدر چون تو بوده‌ایم؟
تو امام اوّلی برای ما ما به تو همیشه افتخارکرده‌ایم گفته‌ایم، تو شجاع گفته‌ایم، تو همیشه مهربان گفته‌ایم، اهل بخشش و گذشت
Friday, April 12, 2019
سیر و سلوک...
باید دوباره برخاست از خواب ِتوت، شیرین همراه ِکرم ها رفت تا عُمقِ سیب، پایین
Friday, April 12, 2019
سنگ صبور من
برایم وقت بگذار بشو سنگ صبورم به یادت هستم این‌جا اگرچه از تو دورم
Thursday, April 11, 2019
روی ابر و باد
با قلم نی مثل روز پیش خوشنویسی می­کند بابا روی ابر و باد یک کاغذ می­نویسد: «حضرت زهرا»
Thursday, April 11, 2019