تنبیه گاو
روزی شخصی گوساله­ چند روزه­ای را به چرا برد. گوساله به محض این­که افسارش رها شد، شروع کرد به دویدن. آن شخص به هر مکافاتی بود، گوساله را گرفت...
Thursday, February 28, 2019
دفتر خاطرات
امروز شنبه بود، نه انگار یک­شنبه بود. آخ نه! حواس ندارم که، دیروز یک­شنبه بود. امروز دوشنبه ­س. نه، نه! بازم اشتباه شد، سه­ شنبه بود، آخه دوشنبه...
Thursday, February 28, 2019
تخته پاک­ کنی که یخ کرد!
همه چیز از اون روزی شروع شد که گچ قرمز رفت بیرون و کولرو روشن کرد. بقیه گچ­ ها خوشحالی کردن، جیغ کشیدن، دست زدن و جلوی باد کولر بالا و پایین...
Thursday, February 28, 2019
زندگی
روی پله ­های سنگی سحر باز هم صدای پای شب شنیده می­ شود دامنش بلند و پرستاره است روی پله­ ها کشیده می­ شود
Thursday, February 28, 2019
سخاوت
انگار بارانی که دیشب پشت شیشه آواز های تازه ­اش را بر خاک بارید،
Thursday, February 28, 2019
سنگ و شیشه
یک نفر دلش مثل شیشه بود یک نفر دلش مثل سنگ بود آن طرف روی خرده شیشه ­ها نشسته بود!
Thursday, February 28, 2019
امتداد کوچه‌ی خیال
چه قدر واژه‌ها کنار هم نشانده‌ام و از تن تمام برگ‌های دفترم یکی یکی یکی غبار خواب را تکانده‌ام
Thursday, February 28, 2019
روزهای از دست رفته
روزها را گـم مـی‌کـنـم هـر روز شـمـارش روزهـا از خـاطـرم رفـتـه تـو کـه نـیـسـتـی زنـدگـی بـی‌مـعـنـاسـت چـه فـرق دارد کـدام روز در هـفـتـه!
Wednesday, February 27, 2019
فرشته‌ها مدام از تو حرف می‌زنند
امروز خدا گفته است پرنده‌ها برای دلت آواز بخوانند نیلوفرها در قنوتشان برای تو دعا کنند ودریا برایت اذان بگوید امروز خدا به گل‌های سرخ گفته...
Wednesday, February 27, 2019
مثل فرشته
حس می‌کنم یک بادبادک در دست نرم باد هستم یا روی گلبرگ گلی سرخ پروانه‌ای آزاد هستم
Wednesday, February 27, 2019
سیب تابستان
باز تابستان شد باغ ها دیدنی اند شاخه ها پر بارند میوه ها چیدنی اند
Wednesday, February 27, 2019
هر روز
هر روز صبح زود بیدار می شود یک سفره پهن می کند اندازة زمین باید مواظب همه باشد تمام روز
Wednesday, February 27, 2019
یک نفر به ما...
با تلاش ابر با تلاش خاک با تلاش بذر این زمین خشک این زمین بی رمق رفته رفته سبز می شود
Wednesday, February 27, 2019
استغاثه
تو اگر بودی جای تمام این استخاره های مدام درب خانه ات را می کوبیدم و می گفتم السلام علیک یابن رسول الله
Wednesday, February 27, 2019
ای کاش ...
آبی روشن شفاف چشم تو به رنگ چشم دریاست
Wednesday, February 27, 2019
ساده مثل آب
روی صندلی که می نشست چشم های او دو قرص ماه بود هیچ گاه روی فرش های قیمتی قدم نزد
Wednesday, February 27, 2019
به زودی
شبنم نشسته روی گل­ها گل­های باغ آرزوها تنها درخت خشک این باغ گل می­کند امروز و فردا
Wednesday, February 27, 2019
چرا گهواره‌ات خالیست اصغر
چهل روز است، گل ها غصه دارند برای غنچه‌های باغ توحید نگاه آسمان را غم گرفته نمی‌خندد به روی دست، خورشید
Tuesday, February 26, 2019
سلام کن
پنجره‌ای می‌شوم روی دیوارت آن‌ سوی پنجره مهر است و آفتاب باد است و خوشه‌های خواب این‌بار درنگ کن
Tuesday, February 26, 2019
مثل مادرم زمین
ای خدای آفتاب و آبشار ای خدای خلوت چنار ای که دست‌های تو شکوفه را روی شاخه‌ها سوار می‌کند
Tuesday, February 26, 2019