کاف ونون جزوي از اوراق کتب خانه ماست
کاف ونون جزوي از اوراق کتب خانه ماست شاعر : خواجوي کرماني قاف تا قاف جهان حرفي از افسانه‌ي ماست کاف ونون جزوي از...
Wednesday, March 23, 2011
مائيم آن گداي که سلطان گداي ماست
مائيم آن گداي که سلطان گداي ماست شاعر : خواجوي کرماني ما زير دست مهر و فلک زير پاي ماست مائيم آن گداي که سلطان گداي...
Wednesday, March 23, 2011
جمشيد بنده در دولتسراي ماست
جمشيد بنده در دولتسراي ماست شاعر : خواجوي کرماني خورشيد شمسه‌ي حرم کبرياي ماست جمشيد بنده در دولتسراي ماست گيسوي...
Wednesday, March 23, 2011
رنج از کسي بريم که دردش دواي ماست
رنج از کسي بريم که دردش دواي ماست شاعر : خواجوي کرماني زخم از کسي خوريم که رنجش شفاي ماست رنج از کسي بريم که دردش...
Wednesday, March 23, 2011
منزل پير مغان کوي خرابات فناست
منزل پير مغان کوي خرابات فناست شاعر : خواجوي کرماني آخر اي مغبچگان راه خرابات کجاست منزل پير مغان کوي خرابات فناست...
Wednesday, March 23, 2011
گر از جور جانان ننالي رواست
گر از جور جانان ننالي رواست شاعر : خواجوي کرماني که دردي که از دوست باشد دواست گر از جور جانان ننالي رواست مگر...
Wednesday, March 23, 2011
شامش از صبح فروزنده درآويخته است
شامش از صبح فروزنده درآويخته است شاعر : خواجوي کرماني شبش از چشمه‌ي خورشيد برانگيخته است شامش از صبح فروزنده درآويخته...
Wednesday, March 23, 2011
شوريده‌ئيست زلف تو کز بند جسته است
شوريده‌ئيست زلف تو کز بند جسته است شاعر : خواجوي کرماني خط تو آن نبات که از قند رسته است شوريده‌ئيست زلف تو کز بند...
Wednesday, March 23, 2011
روي زمين و خون دلم نم گرفته است
روي زمين و خون دلم نم گرفته است شاعر : خواجوي کرماني پشت فلک ز بار غمم خم گرفته است روي زمين و خون دلم نم گرفته...
Wednesday, March 23, 2011
هيچ مي‌داني چرا اشکم ز چشم افتاده است
هيچ مي‌داني چرا اشکم ز چشم افتاده است شاعر : خواجوي کرماني زانک پيش هرکسي راز دلم بگشاده است هيچ مي‌داني چرا اشکم...
Wednesday, March 23, 2011
گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است
گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است شاعر : خواجوي کرماني تو خوش برآي که با جان برابر آمده است گرت چو مورچه گرد شکر برآمده...
Wednesday, March 23, 2011
چو سرچشمه‌ي چشم من ديده است
چو سرچشمه‌ي چشم من ديده است شاعر : خواجوي کرماني لب غنچه برچشمه خنديده است چو سرچشمه‌ي چشم من ديده است که از...
Wednesday, March 23, 2011
مسيح روح را مريم حجابست
مسيح روح را مريم حجابست شاعر : خواجوي کرماني بهشت وصل را آدم حجابست مسيح روح را مريم حجابست که پيش عاشقان محرم...
Wednesday, March 23, 2011
دلا جان در ره جانان حجابست
دلا جان در ره جانان حجابست شاعر : خواجوي کرماني غم دل در جهان جان حجابست دلا جان در ره جانان حجابست که در اين...
Wednesday, March 23, 2011
رخش با آب و آتش در نقابست
رخش با آب و آتش در نقابست شاعر : خواجوي کرماني لبش با آتش اندر عين آبست رخش با آب و آتش در نقابست که از شب سايبان...
Wednesday, March 23, 2011
ياران همه مخمور و قدح پر مي نابست
ياران همه مخمور و قدح پر مي نابست شاعر : خواجوي کرماني ما جمله جگر تشنه و عالم همه آبست ياران همه مخمور و قدح پر...
Wednesday, March 23, 2011
هنوزت نرگس اندر عين خوابست
هنوزت نرگس اندر عين خوابست شاعر : خواجوي کرماني هنوزت سنبل اندر پيچ و تابست هنوزت نرگس اندر عين خوابست هنوزت...
Wednesday, March 23, 2011
آنزمان مهر تو مي‌جست که پيمان مي‌بست
آنزمان مهر تو مي‌جست که پيمان مي‌بست شاعر : خواجوي کرماني جان من با گره زلف تو در عهد الست آنزمان مهر تو مي‌جست...
Wednesday, March 23, 2011
رخسار تو شمع کايناتست
رخسار تو شمع کايناتست شاعر : خواجوي کرماني وز قند تو شور در نباتست رخسار تو شمع کايناتست پيرامن شکرت نباتست ...
Wednesday, March 23, 2011
ما هم از شب سايبان برآفتاب انداختست
ما هم از شب سايبان برآفتاب انداختست شاعر : خواجوي کرماني سروم از ريحان تر برگل نقاب انداختست ما هم از شب سايبان...
Wednesday, March 23, 2011