اي پيک صبا حال پري چهره‌ي ما چيست
اي پيک صبا حال پري چهره‌ي ما چيست شاعر : خواجوي کرماني وي مرغ سليمان خبر آخر ز سبا چيست اي پيک صبا حال پري چهره‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
ز زلفش نافه‌ي تاتار تاريست
ز زلفش نافه‌ي تاتار تاريست شاعر : خواجوي کرماني که هر تار از سر زلفش تتاريست ز زلفش نافه‌ي تاتار تاريست ولي هر...
Wednesday, March 23, 2011
برسر کوي عشق بازاريست
برسر کوي عشق بازاريست شاعر : خواجوي کرماني که رخي همچو زر بديناريست برسر کوي عشق بازاريست زانکه قصاب کوچه دلداريست...
Wednesday, March 23, 2011
ترا که طره‌ي مشکين و خط زنگاريست
ترا که طره‌ي مشکين و خط زنگاريست شاعر : خواجوي کرماني چه غم ز چهره زرد و سرشک گلناريست ترا که طره‌ي مشکين و خط زنگاريست...
Wednesday, March 23, 2011
جان من جان مرا چون ضرر از بيماريست
جان من جان مرا چون ضرر از بيماريست شاعر : خواجوي کرماني نظري کن که بجانم خطر از بيماريست جان من جان مرا چون ضرر...
Wednesday, March 23, 2011
نفسي همدم ما باش که عالم نفسيست
نفسي همدم ما باش که عالم نفسيست شاعر : خواجوي کرماني کان کسي نيست که هرلحظه دلش پيش کسيست نفسي همدم ما باش که عالم...
Wednesday, March 23, 2011
غره‌ي ما جز آن عارض شهرآرا نيست
غره‌ي ما جز آن عارض شهرآرا نيست شاعر : خواجوي کرماني شاخ شمشاد چو آن قامت سروآسا نيست غره‌ي ما جز آن عارض شهرآرا...
Wednesday, March 23, 2011
نشان بي نشانان بي نشانيست
نشان بي نشانان بي نشانيست شاعر : خواجوي کرماني زبان بي زبانان بي زبانيست نشان بي نشانان بي نشانيست سزاي مهربانان...
Wednesday, March 23, 2011
بتي که طره او مجمع پريشانيست
بتي که طره او مجمع پريشانيست شاعر : خواجوي کرماني لب شکر شکنش گوهر بدخشانيست بتي که طره او مجمع پريشانيست به...
Wednesday, March 23, 2011
زلف هندوي تو در تابست و ما را تاب نيست
زلف هندوي تو در تابست و ما را تاب نيست شاعر : خواجوي کرماني چشم جادوي تو در خوابست و ما را خواب نيست زلف هندوي تو...
Wednesday, March 23, 2011
بدايت غم عشاق را نهايت نيست
بدايت غم عشاق را نهايت نيست شاعر : خواجوي کرماني نهايت ره مشتاقرا بدايت نيست بدايت غم عشاق را نهايت نيست حديث...
Wednesday, March 23, 2011
چون غبار هستيم بنشست گفتم روشنست
چون غبار هستيم بنشست گفتم روشنست شاعر : خواجوي کرماني کز من خاکي کنون برهيچ خاطر گرد نيست چون غبار هستيم بنشست گفتم...
Wednesday, March 23, 2011
کو دل که او بدام غمت پاي بند نيست
کو دل که او بدام غمت پاي بند نيست شاعر : خواجوي کرماني صيدي بدست کن که سرش در کمند نيست کو دل که او بدام غمت پاي...
Wednesday, March 23, 2011
هيچکس نيست که منظور مرا ناظر نيست
هيچکس نيست که منظور مرا ناظر نيست شاعر : خواجوي کرماني گر چه بر منظرش ادارک نظر قادر نيست هيچکس نيست که منظور مرا...
Wednesday, March 23, 2011
عشق سلطانيست کو را حاجت دستور نيست
عشق سلطانيست کو را حاجت دستور نيست شاعر : خواجوي کرماني طائران عشق را پرواز گه جز طور نيست عشق سلطانيست کو را حاجت...
Wednesday, March 23, 2011
اينجا نماز زنده‌دلان جز نياز نيست
اينجا نماز زنده‌دلان جز نياز نيست شاعر : خواجوي کرماني وآنرا که در نياز نبيني نماز نيست اينجا نماز زنده‌دلان جز...
Wednesday, March 23, 2011
مرغ جانرا هر دو عالم آشياني بيش نيست
مرغ جانرا هر دو عالم آشياني بيش نيست شاعر : خواجوي کرماني حاصلم زين قرص زرين نيم ناني بيش نيست مرغ جانرا هر دو عالم...
Wednesday, March 23, 2011
روضه‌ي خلد برين بستانسرائي بيش نيست
روضه‌ي خلد برين بستانسرائي بيش نيست شاعر : خواجوي کرماني طوطي خوش خوان جان دستانسرائي بيش نيست روضه‌ي خلد برين بستانسرائي...
Wednesday, March 23, 2011
حذر کن ز ياري که ياريش نيست
حذر کن ز ياري که ياريش نيست شاعر : خواجوي کرماني بشودست از آنکو نگاريش نيست حذر کن ز ياري که ياريش نيست گلي دارد...
Wednesday, March 23, 2011
ورطه‌ي پر خطر عشق ترا ساحل نيست
ورطه‌ي پر خطر عشق ترا ساحل نيست شاعر : خواجوي کرماني راه پر آفت سوداي ترا منزل نيست ورطه‌ي پر خطر عشق ترا ساحل نيست...
Wednesday, March 23, 2011