ولينعمتم کيست خاقان اعظم
ولينعمتم کيست خاقان اعظم شاعر : خاقاني کز انعام حق دعاگو شناسد ولينعمتم کيست خاقان اعظم من او را شناسم مرا او...
Wednesday, March 23, 2011
زخم بر دل رسيد خاقاني
زخم بر دل رسيد خاقاني شاعر : خاقاني تا خود آسيب بر خرد چه رسد زخم بر دل رسيد خاقاني تا به بنياد کالبد چه رسد...
Wednesday, March 23, 2011
اي که هر دم ز تبت خلقت
اي که هر دم ز تبت خلقت شاعر : خاقاني صد شتر بار مشک در سفرند اي که هر دم ز تبت خلقت به کساني که سرور هنرند ...
Wednesday, March 23, 2011
مير چون هفت بيت من خوانده است
مير چون هفت بيت من خوانده است شاعر : خاقاني ده شتر بارگير فرموده است مير چون هفت بيت من خوانده است اين ده اشتر...
Wednesday, March 23, 2011
مير کشور گشاي رکن الدين
مير کشور گشاي رکن الدين شاعر : خاقاني که درش ديو را شهاب کند مير کشور گشاي رکن الدين کنيتش دهر بوتراب کند ...
Wednesday, March 23, 2011
آنان نديده‌اند که کوتاه ديده‌اند
آنان نديده‌اند که کوتاه ديده‌اند شاعر : خاقاني خاقانيا عروس صفا را به دست فقر آنان نديده‌اند که کوتاه ديده‌اند ...
Wednesday, March 23, 2011
آه و دردا که شبيخون اجل
آه و دردا که شبيخون اجل شاعر : خاقاني در زد آتش به شبستان اسد آه و دردا که شبيخون اجل نغمه‌ي جغد بر ايوان اسد...
Wednesday, March 23, 2011
خاقانيا به سوک خراسان سياه پوش
خاقانيا به سوک خراسان سياه پوش شاعر : خاقاني که اصحاب فقه گرد سوادش سپاه برد خاقانيا به سوک خراسان سياه پوش نزديک...
Wednesday, March 23, 2011
هاي خاقاني تو را جاي شکر ريز است و شکر
هاي خاقاني تو را جاي شکر ريز است و شکر شاعر : خاقاني گر دهانت را به آب زهرناک آکنده‌اند هاي خاقاني تو را جاي شکر...
Wednesday, March 23, 2011
از افق ملکت ار ستاره فرو شد
از افق ملکت ار ستاره فرو شد شاعر : خاقاني طلعت شمس ابد سوار بماناد از افق ملکت ار ستاره فرو شد داور شرق آفتاب‌وار...
Wednesday, March 23, 2011
اي شفيع صد هزار امت چو خاقاني به حشر
اي شفيع صد هزار امت چو خاقاني به حشر شاعر : خاقاني بنده مرتد بود و بر دست تو ايمان تازه کرد اي شفيع صد هزار امت...
Wednesday, March 23, 2011
اي تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
اي تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ شاعر : خاقاني در مشرقين ز جاه تو کسب ضيا کند اي تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ الا...
Wednesday, March 23, 2011
خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد
خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد شاعر : خاقاني هزار آه زهرک آن خبر شنود برآمد خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد ز...
Wednesday, March 23, 2011
وقت مردن رشيد را گفتم
وقت مردن رشيد را گفتم شاعر : خاقاني که بخواه آنچه آرزوت آيد وقت مردن رشيد را گفتم کارزو بهر عمر مي‌بايد گفت...
Wednesday, March 23, 2011
بهشت صدرا تا دولت تو در دربست
بهشت صدرا تا دولت تو در دربست شاعر : خاقاني بر آستان تو درهاي آسمان بگشاد بهشت صدرا تا دولت تو در دربست يماني...
Wednesday, March 23, 2011
از مرگ براهيم که علامه‌ي دين بود
از مرگ براهيم که علامه‌ي دين بود شاعر : خاقاني دردا که علامات کرامات نگون شد از مرگ براهيم که علامه‌ي دين بود ...
Wednesday, March 23, 2011
در عجم کيست کو چو طفل عرب
در عجم کيست کو چو طفل عرب شاعر : خاقاني طوق تو در گلو نمي‌دارد در عجم کيست کو چو طفل عرب هفت دريا سبو نمي‌دارد...
Wednesday, March 23, 2011
خاقاني ار زبان ز سخن بست حق اوست
خاقاني ار زبان ز سخن بست حق اوست شاعر : خاقاني چند از زبان نيافته سودي زيان کشد خاقاني ار زبان ز سخن بست حق اوست...
Wednesday, March 23, 2011
اقضي‌القضاة عمر عبد العزيز راست
اقضي‌القضاة عمر عبد العزيز راست شاعر : خاقاني جاهي کز آن ملائکه حرز حريز کرد اقضي‌القضاة عمر عبد العزيز راست ...
Wednesday, March 23, 2011
با آينه‌ي ضمير مخدوم
با آينه‌ي ضمير مخدوم شاعر : خاقاني خواهد که نفس زند نيارد با آينه‌ي ضمير مخدوم که اسلام بدو تفاخر آرد مجد...
Wednesday, March 23, 2011