هفتاد و دو...
هفتاد و دو حرف، جمله‌ای ساخته‌اند هفتاد و دو را، به عشق پرداخته‌اند هفتاد و دو دست، رایت قرآن را بر قله‌ی روزگار افراخته‌اند
Thursday, December 29, 2016
هفتاد دو خط اشک
ای شده تاریخ عزادار تو وسعت جغرافی ایثار تو من نه فقط مرثیه ساز توام شاعر « هفتاد و دو» راز توام
Thursday, December 29, 2016
هفت خوان آسمان
سحر به خواب دیده بودم از میان آسمان به خاک می‌کشاندنم فرشتگان آسمان غروب‌تر ز دوردست آن طرف‌تر از افق به گوش می‌رسید زنگ کاروان آسمان
Thursday, December 29, 2016
هزار دانۀ تسبيح دوستت دارم
درست در سحر تازه‌ات پیاده شدم کنار رنج بی‌اندازه‌ات پیاده شدم چه آسمان قشنگی و دوستت دارم منم و سینه‌ی تنگی و دوستت دارم
Thursday, December 29, 2016
هرگز
هر غروب نامت که می‌وزد به دریا می‌اندیشم و هیچ قایق شکسته‌ای در ساحل تداعی نمی‌شود،
Thursday, December 29, 2016
های های گریه
هوای های های گریه دارم به دل چو نی نوای گریه دارم کنار چاهم، دور از تو هر شب پریشانم هوای گریه دارم
Thursday, December 29, 2016
و عاشورا...
تقویم روی ثانیه‌های شوم، می‌چرخد و هوای خطر دارد یک کاروان پر از رُزو آویشن، این روزها خیال سفر دارد تقویم از هزاره‌ی درد و داغ، تقویم از کتیبه...
Thursday, December 29, 2016
ورق پاره‌های قرآن
به شکل گیسوی زینب دلی پریشان داشت نشسته بود و سری در خم گریبان داشت بلند مثل سپیدار ناگهان رویید در آن دیار،که رگبار تیغ و طوفان داشت
Thursday, December 29, 2016
نی در نوا
گیسو بریده آب، سرت را گریسته شعله به شعله، چشم ترت را گریسته نی در نوای خشک گلو ایستاده است حلقوم سرخ شعله‌ورت را گریسته
Thursday, December 29, 2016
نی نامه
خورشید، واژه واژه عطش، بغض پاره را تکرار می‌کنم کلماتی دوباره را تکرار می‌کنم که درین دور عاشقی نوبت رسیده باز، غمی بی‌کناره را
Thursday, December 29, 2016
نماز ره عشق
شعری به نام (نماز ره عشق) و شعر دیگری به نام (باز به نام خدا،) از سید شهاب‌الدین موسوی شاعر گرانقدر را در این مطلب راسخون اشاره خواهیم کرد.
Thursday, December 29, 2016
نفس...
نفس از حنجره‌ی باد گریزان شده بود خاک، چون آتش افروخته سوزان شده بود نیزه بود آنچه که با رقص به بالا می‌رفت
Thursday, December 29, 2016
نماز آخر
شعر نماز (نماز آخر ) و شعر دیگری(آمدی مثل موج های بزرگ) از نسرین قربانی شاعر گرانقدر را در این مطلب راسخون زمزمه می کنیم .
Thursday, December 29, 2016
نفس نسیم
هر نفس گویا نسیمی تازه از در می‌وزد در هوا کسیت باد این گونه پر پر می‌وزد نه، بهار این باغ را این عطر را هرگز نداشت
Thursday, December 29, 2016
نشانی از آتش
ای آسمانیان که زمین در شما گم است دنیا نشسته تا که تماشایتان کند این تیرها که قلب شمارا نشان گرفت شاید تمام قصه‌ی خون را بیان کند
Thursday, December 29, 2016
نسيم نم زده
جاری شد آه مثل غزل در باد، مثل نسیم نم زده ای در رود مثل خیال قاصدکی غمگین، در گریه‌های یک شب درد آلود آمد کنار خیمه و چشمانش، لبریز از تلاطم...
Thursday, December 29, 2016
نخستین بهشت
به زیر تیغم و این آخرین سلام من است سلام من به حسینی که او امام من است سلام من به امام به سیدالشهدا که مقتدای من و شاهد مقام من است
Thursday, December 29, 2016
ندامت
شب آرام خروشان می‌گذشت در سیاهی افکار شب گریز جاری بود اما، مردان مرد درفاصله‌ی دو انگشت جهانی دیدند
Thursday, December 29, 2016
نبودم، ولی...
همانا که شب‌ها قلم می‌زدند و تقدیرها را به هم می‌زدند چه می شد اگر با قضا و قدر مرا خاک پایت رقم می‌زدند؟
Thursday, December 29, 2016
پيشينه‌ي نثر فارسي
نثر روايي (داستاني)، زماني پديد آمد که نياز و دلبستگي به روايت سرگذشت‏ها و رويدادها احساس شد و انسان آنچه را از گذشته‌ي مردمان و جهان به خاطر...
Sunday, December 25, 2016