سر قبر شما آورده‌ام
كارواني كه سر قبر شما آورده‌ام نيمه جان‌هايي است تا كرب و بلا آورده‌ام من نيابت دارم از مادر زيارت آمدم من وصيت‌هاي مادر را به جا آورده‌ام...
Tuesday, December 1, 2015
ما بعد النبي الاکرم صلی الله عليه وسلم
أول وأخطر مظاهر نقض عرى الإسلام هو مواجهة بطون قريش وزعامتها للنبي أثناء مرضه، والحيلولة بين النبي وبين كتابة توجيهاته النهائية وتجاهلهم لوجوده...
Tuesday, December 1, 2015
سر تو از سر نیزه
سر تو از سر نیزه به من توان می‌داد امید بر دل مجروح بی‌کسان می‌داد خودت که از سر نیزه به چشم خود دیدی کنیزکی به یتیم تو خرده نان می‌داد
Monday, November 30, 2015
رسیدم کنار تو
باور نمی‌کنم که رسیدم کنار تو باور نمی‌کنم من و خاک دیار تو یک اربعین گذشته و من پیرتر شدم یک اربعین گذشت و شدم همجوار تو یک اربعین اسیر بلایم...
Monday, November 30, 2015
در شام
در شام چون یزید ز طغیان حیا نمود شد خسته از شقاوت و ترک جفا نمود تا رفت توسن ستم و جور و ظلم راند چون لنگ شد ز قهر، در لطف وانمود یعنی ز رنج...
Monday, November 30, 2015
خواهر غم پرورم
ای همیشه خواهر غم پرورم ای خمیده مثل زهرا مادرم بشکن این بغضی که داری در گلو هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو بر حسینت شام را توصیف کن
Monday, November 30, 2015
حال و هواي سفرش
دردها می‌چكد از حال و هواي سفرش گرد غم ريخته بر چادر مشكي سرش تك و تنها و دو تا چشم كبود چند تا كودك بي پدر افتاده فقط دور و برش ظاهراً خم...
Monday, November 30, 2015
چهل روز می‌شود
چهل روز می‌شود كه شدم جبرئیل تو ذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو چهل روز می‌شود كه فقط زار می‌زنم كوچه به كوچه نام تو را جار می‌زنم چهل روز می‌شود...
Monday, November 30, 2015
چگونه با تو بگویم
چگونه با تو بگویم چگونه خواهر رفت تمام سوی دو چشمم پس از برادر رفت به جای آن همه تیری که بر تنت آمد لباس کهنه و انگشتر مطهر رفت
Monday, November 30, 2015
تازه رسیده از سفر کربلا، سرت
تازه رسیده از سفر کربلا، سرت بین تن تو فاصله افتاده تا سرت با پهلوی شکسته و با صورت کبود کنج تنور کوفه کشانده مرا سرت پیشانی‌ات شکسته و موهات...
Monday, November 30, 2015
پای فراق تو پیرتر گشتم
اگرچه پای فراق تو پیرتر گشتم مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم شبیه شعله شمعی اسیر سو سو یم رسیده‌ام سر خاکت ولی به زانویم بیا که هر دو بگرییم جای...
Monday, November 30, 2015
به قافله کربلا ببین
ای کربلا به قافله کربلا ببین حال مسافران به درد آشنا ببین ما زائران خون خداییم کربلا بر کاروان زائر خون خدا ببین
Monday, November 30, 2015
به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید
به غمزه‌ای نظرت صد مه و ستاره کشید نظاره تو ابوحمزه و زراره کشید غریب هستی و چون مادرت نشد آقا سر مزار شما گنبد و مناره کشید به زخم‌های دلت...
Monday, November 30, 2015
چهار دیواری اختیاری
دوره‌ی پادشاهی شاه عباس صفوی، یكی از شكوفاترین دوران رشد و توسعه ایران بوده. یكی از عادت‌های شاه عباس این بود كه هر چند وقت یكبار با لباس مردم...
Monday, November 30, 2015
چه كشكی، چه پشمی!
در روزگاران گذشته، پیرمردی، گاو و گوسفند فراوانی داشت ولی چون خیلی تنگ نظر بود و دلش نمی‌خواست به كسی پولی بدهد، تمام كارهای نگهداری از این حیوانات...
Monday, November 30, 2015
جیك جیك مستونت بود فكر زمستونت بود
در روزگاران قدیم و در جنگلی زیبا و قشنگ حیوانات با خوبی و خوشی در كنار هم زندگی می‌كردند. از جمله‌ی این حیوانات بلبل شاد و سرخوشی بود كه از صبح...
Monday, November 30, 2015
چاه نكنده منار را می‌دزدد
در روزگاران قدیم مردمی از اهالی روستاهای كویری ایران سخت تلاش كردند تا توانسته بودند در روستای خود چاهی بكنند. مردم از این چاه برای آبیاری زمین‌های...
Monday, November 30, 2015
جوجه را آخر پاییز می‌شمرند
در روزگاران گذشته، مرد كشاورزی كنار جالیزی یك نهال جوان چنار را كاشت. مرد كشاورز هر فصل سبزی یا میوه‌ای در این جالیز می‌كاشت و بعد از چند ماه...
Monday, November 30, 2015
جور استاد به ز مهر پدر
در زمانهای دور كه شكل زندگی مردم با حالا خیلی فرق داشت، درس خواندن و باسواد شدن كار بسیار سخت و دشواری بود كه از عهده‌ی هركسی برنمی‌آمد. در آن...
Monday, November 30, 2015
جا، جای ماندن نیست
روزی روزگاری در جنگل بزرگی شیری زندگی می‌كرد كه هر روز حیوانی را شكار می‌كرد و می‌خورد. ولی این شیر علاقه داشت دوست و رفیقی برای خود داشته باشد...
Monday, November 30, 2015