هر گدايي مرد سلطان کي شود
هر گدايي مرد سلطان کي شود شاعر : عطار پشه‌اي آخر سليمان کي شود هر گدايي مرد سلطان کي شود چون که سلطان نيست سلطان...
Saturday, March 26, 2011
چون تو جانان مني جان بي تو خرم کي شود
چون تو جانان مني جان بي تو خرم کي شود شاعر : عطار چون تو در کس ننگري کس با تو همدم کي شود چون تو جانان مني جان بي...
Saturday, March 26, 2011
هر که صيد چون تو دلداري شود
هر که صيد چون تو دلداري شود شاعر : عطار عاجزي گردد گرفتاري شود هر که صيد چون تو دلداري شود هر گلي در چشم او خاري...
Saturday, March 26, 2011
يک حاجتم ز وصل ميسر نمي‌شود
يک حاجتم ز وصل ميسر نمي‌شود شاعر : عطار يک حجتم ز عشق مقرر نمي‌شود يک حاجتم ز وصل ميسر نمي‌شود کاري چنين به پهلوي...
Saturday, March 26, 2011
اي کوي توام مقصد و اي روي تو مقصود
اي کوي توام مقصد و اي روي تو مقصود شاعر : عطار وي آتش عشق تو دلم سوخته چون عود اي کوي توام مقصد و اي روي تو مقصود...
Saturday, March 26, 2011
هرچه در هر دو جهان جانان نمود
هرچه در هر دو جهان جانان نمود شاعر : عطار تو يقين مي‌دان که آن از جان نمود هرچه در هر دو جهان جانان نمود دوست...
Saturday, March 26, 2011
رهبان دير را سبب عاشقي چه بود
رهبان دير را سبب عاشقي چه بود شاعر : عطار کو روي را ز دير به خلقان نمي‌نمود رهبان دير را سبب عاشقي چه بود ور...
Saturday, March 26, 2011
گر دلبرم به يک شکر از لب زبان دهد
گر دلبرم به يک شکر از لب زبان دهد شاعر : عطار مرغ دلم ز شوق به شکرانه جان دهد گر دلبرم به يک شکر از لب زبان دهد...
Saturday, March 26, 2011
برق عشق از آتش و از خون جهد
برق عشق از آتش و از خون جهد شاعر : عطار چون به جان و دل رسد بيچون جهد برق عشق از آتش و از خون جهد هر زماني برق...
Saturday, March 26, 2011
زلف را چون به قصد تاب دهد
زلف را چون به قصد تاب دهد شاعر : عطار کفر را سر به مهر آب دهد زلف را چون به قصد تاب دهد همه کفار را جواب دهد...
Saturday, March 26, 2011
يک شکر زان لب به صد جان مي‌دهد
يک شکر زان لب به صد جان مي‌دهد شاعر : عطار الحق ارزد زانکه ارزان مي‌دهد يک شکر زان لب به صد جان مي‌دهد لعل او...
Saturday, March 26, 2011
هر که را ذوق دين پديد آيد
هر که را ذوق دين پديد آيد شاعر : عطار شهد دنياش کي لذيذ آيد هر که را ذوق دين پديد آيد پير چون طفل نا رسيد آيد...
Saturday, March 26, 2011
يا دست به زير سنگم آيد
يا دست به زير سنگم آيد شاعر : عطار يا زلف تو زير چنگم آيد يا دست به زير سنگم آيد تا خود پس ازين چه رنگم آيد ...
Saturday, March 26, 2011
عشق تو به جان دريغم آيد
عشق تو به جان دريغم آيد شاعر : عطار نامت به زبان دريغم آيد عشق تو به جان دريغم آيد از شرح و بيان دريغم آيد ...
Saturday, March 26, 2011
سر زلف دلستانت به شکن دريغم آيد
سر زلف دلستانت به شکن دريغم آيد شاعر : عطار صفت بر چو سيمت به سمن دريغم آيد سر زلف دلستانت به شکن دريغم آيد که...
Saturday, March 26, 2011
هر که را دانه‌ي نار تو به دندان آيد
هر که را دانه‌ي نار تو به دندان آيد شاعر : عطار هر دم از چشمه‌ي خضرش مدد جان آيد هر که را دانه‌ي نار تو به دندان...
Saturday, March 26, 2011
يک ذره نور رويت گر ز آسمان برآيد
يک ذره نور رويت گر ز آسمان برآيد شاعر : عطار افلاک درهم افتد خورشيد بر سرآيد يک ذره نور رويت گر ز آسمان برآيد ...
Saturday, March 26, 2011
چو از جيبش مه تابان برآيد
چو از جيبش مه تابان برآيد شاعر : عطار خروش از گنبد گردان برآيد چو از جيبش مه تابان برآيد به وقت شرم صد چندان...
Saturday, March 26, 2011
چو نقاب برگشائي مه آن جهان برآيد
چو نقاب برگشائي مه آن جهان برآيد شاعر : عطار ز فروغ نور رويت ز جهان فغان برآيد چو نقاب برگشائي مه آن جهان برآيد...
Saturday, March 26, 2011
گر نه از خاک درت باد صبا مي‌آيد
گر نه از خاک درت باد صبا مي‌آيد شاعر : عطار صبحدم مشک‌فشان پس ز کجا مي‌آيد گر نه از خاک درت باد صبا مي‌آيد که...
Saturday, March 26, 2011