حداقل لذت !
در مغرب زمين كه موطن اصلي اين گونه ادبي است، شكلهاي تعريف شده اي از آن ثبت شده اند؛ گونه هاي داستاني اسكاچ، يارن مرشن، انكدت و... جنبش فرماليست...
Wednesday, December 10, 2008
جرعه جرعه شعر
چه عاشق مي‌شوم وقتي كه تنها مي‌شوم با تو و چشمان تو را،محو تماشا مي‌شوم با تو تو را مي‌بينم و چيزي شكوفا مي‌شود در من شبيه يك معمّا، مثل رؤيا...
Wednesday, December 10, 2008
وعده عشق
بهار و گل به درختان ،دوباره جان بدهند اگر خزان و زمستانشان، امان بدهند درخت نيستم اما كه باز باردگر مرا بهاردگر، جاي اين خزان بدهند به چشم...
Wednesday, December 10, 2008
يادگار امام(ره)
اي يادگار مقدس، از روح سبز بهاري اي آفتاب صداقت، اي عشق را يادگاري بهت غريبي گرفته است، چشمان خورشيدي ات را مبهوت روي كه هستي، اي معني هوشياري باور...
Wednesday, December 10, 2008
مسيحا دم
اي آيينه تماشاي ترا كم دارد كوچه آواز قدم هاي ترا كم دارد تا به رقص آيد و همسايه خورشيد شود خاك ماتمزده جا پاي ترا كم دارد آتش منتشر عشق...
Wednesday, December 10, 2008
غزل دعا
يخ بسته شاخه هاي بهارم، دعاكنيد لرزيده زانوان قرارم، دعا كنيد بر عزم خود به حفظ شكيبايي و غرور يك ذره اعتماد ندارم، دعا كنيد در خويش گم شدم...
Wednesday, December 10, 2008
روضه رضوان
در رثاي شهيد عماد مغنيه (رضوان) بنديان زنجيرها دريده اند خيلي از سرمستان از وادي عشق هلهله كنان پرشور بارگاه معشوق را طواف مي كنند تشنگي كام...
Wednesday, December 10, 2008
شب و آشفتگي
هزار آيينه مي رويد به هرجا مي نهي پا را همين قدر از تو مي دانم، هوايي كرده اي ما را سحر مي لغزد از سرشانه هايت تا بياويزد به گرد بازوانت باز،...
Wednesday, December 10, 2008
دشتي پر از سوار
مرد ايستاده بود و زمان ايستاده بود مشكي به شانه دلنگران ايستاده بود افتاده بود سايه دستي به روي آب حالافرات از هيجان ايستاده...
Wednesday, December 10, 2008
گل پرپر
گشت هم‏چون گل ز جور خار پرپر، دستغیب شد چوشاه کربلا صدپاره پیکر دستغیب یک دُر پرارج زیبا بود و از جور عدو دُر شکست و شد دو صدیاقوت احمر...
Thursday, December 4, 2008
سه شعر از امیر علی مصدق
فانوس نمي‌خواهم‌ چو اقيانوس‌ باشم‌ كه‌ بر هر ساحلي‌ پابوس‌ باشم‌ دلم‌ مي‌خواهد از بهر غريقي‌ به‌ شب‌، سوسوي‌ يك‌ فانوس‌ باشم‌.
Monday, December 1, 2008
چهار شعر از رضا اسماعیلی
تا شقایق هست ... شعر يعني‌ ناگهان‌...! يك‌ اتفاق‌ ساده‌ نيست‌. شعر در قاب‌ نگاه‌ من‌، تمام‌ زندگي‌ است‌. شعر يعني‌، ترجمان‌ داغهاي‌ سينه‌سوز. شعر...
Monday, December 1, 2008
ترنم شیدایی
دستها باید قد بکشند تا آسمان را لمس کنند. دستهایمان از خدا بی نصیب مانده. کاش اندکی خدا بر شانه هایمان می بارید! چرا هیچ شانه ای نمی لرزد؟ چرا...
Friday, November 28, 2008
حج در آیینه شعر(2)
بندگانیم و به درگاه خدا آمده‏ایم چون فقیران به تمنای نوا آمده‏ایم ما که بر گِرد یکی خانه طوافی داریم به گدایی به سر خوان خدا آمده‏ایم ما...
Thursday, November 27, 2008
حج در آیینه شعر(1)
میعادگاه دوست اصغر عرب (خود) ای عاشق مشتاق که خواهان لقایی در راه طلب گم شده‏ای بی‏سر و پایی میعاد گه دل بر جانانه همین جاست یک لحظه...
Thursday, November 27, 2008
گزیدة اشعار نیما یوشیج
پای آبله ز راه بیابان رسیده ام بشمرده دانه دانه کلوخ خراب او برده به سر بیخ گیاهان و آب تلخ در بر رخم مبند که غم بسته بر درم دلخسته ام...
Wednesday, November 26, 2008
دو شعر از مصطفی محدثی خراسانی
ما غير آب‌ و آينه‌ فرصت‌ نداشتيم جز با غزل‌ به‌ چشم‌ تو شهرت‌ نداشتيم‌. در ما جنون‌ موج‌ و تب‌ قله‌ بود و كوه‌ جز بر ستيغ‌ حادثه‌ راحت‌ نداشتيم‌. تنها...
Wednesday, November 26, 2008
در هوای شکفتن
صدها نشان داغ بیا بهار امیدم ببار بر تن من در آسمان نگاهم تو ماه روشن من بیا به خلوت شبهای بی چراغ بیا به پاس حرمت صدها نشان داغ بیا...
Tuesday, November 25, 2008
جرعه جرعه شعر
چه قدر دور؟ زير يك سقف و دور يك سُفره چه قدر نزديك و چه قدر دور! بيا با هم قهر كنيم شايد دلمان براي هم تنگ شود! رضا اسماعيلي
Tuesday, November 25, 2008
در هوای شکفتن
در دل کوچه می باریدیم من و ابر تو و کوچه هر دو مرطوب دست های تو نرم نرمک اشک هایم را برمی داشت و دستی نبود برای تسکین دل بی...
Tuesday, November 25, 2008