نقد خاطرات هاشمي رفسنجاني در سال 65 (3)
قبل از پرداختن به جزئيات روايت آقاي علي‌هاشمي و بررسي صحت و سقم آن مناسب است مروري بر روايت آقاي محسن هاشمي در اين زمينه داشته باشيم: "بنابر...
Tuesday, October 6, 2009
نقد خاطرات هاشمي رفسنجاني در سال 65 (2)
هرچند راوي محترم مشخص نمي‌سازد در اين جلسه چه كساني موافق تجديد رابطه با آمريكا بودند و چه كساني مخالف، اما ساير قرينه‌ها و موضع‌گيري‌ها، جايگاه...
Tuesday, October 6, 2009
نقد خاطرات هاشمي رفسنجاني در سال 65 (1)
دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران در بخش تلخيص و نقد و بررسي كتب تاريخي، نقد كتاب " اوج دفاع "؛ كارنامه و خاطرات هاشمي‌رفسنجاني را كه حاوي يادداشت‌هاي...
Tuesday, October 6, 2009
ضد انقلاب آمبولانس ها را به آتش كشيد
خلاصه حدود ساعت ده و نيم بود و ما هم در انتظار ورود آمبولانسها بوديم كه ناگهان از چندين نقطه شهر صداي تيراندازي و انفجار بلند شد و طي تماسهايي...
Monday, October 5, 2009
نترس ! ما از اونها نيستيم كه سر مي‌بُرند
روز 24/7/60، با علي خدابنده لو سوار اتوبوس شدم و راه غرب كشور را پيش گرفتم. باور اينكه دارم به جبهه مي‌روم، برايم مشكل بود. از همان اول صبح كه...
Monday, October 5, 2009
تويي كه نمي شناختمت
خون، تمام تنت را گرفته بود لبهايت مثل كويري كه ساليان سال باران نخورده باشد،‌ترك خورده بود. پلكت سنگيني مي‌كرد. چشمهايت به گودي نشسته بود، كبودي...
Monday, October 5, 2009
به پرستار گفت : تو حوري هستي؟!
در كنار سنگر بچه‌هاي بسيج، سنگر نيروهاي ارتشي قرار داشت كه خدمه يك دستگاه تانك ام 60 بودند «ولي بك ناصري» از اكراد مومن و باصفاي كرمانشاه فرمانده...
Monday, October 5, 2009
درس بخون، كه اگه شهيدم شدي، ديپلم داشته باشي !
روز عاشورا بود. سال 1359، آتش جنگ بالا گرفته بود. "علي "، برادر بزرگترم، در جبهه بود. از جنگ، اخبار جور وا جوري مي‌رسيد. گاهي مي‌گفتند: - مردم...
Monday, October 5, 2009
پاسدارها را زنده زنده خاك كردند
روزهاي آخر من خيلي كم حرف شده بودم و بيشتر در خودم بودم. مي‌دانستم بچه‌ها فكر مي‌‌كردند كه من هم نااميد شده‌ام، اما نمي‌توانستند به اين حقيقت...
Monday, October 5, 2009
مصطفاي من
شهيد« مصطفي نمازي ‌فر » از جمله دلاوران گردان « حبيب بن مظاهر » جمعي لشكر 27 محمد رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود. مصطفي پاسدار بود....
Monday, October 5, 2009
كفن را كه از صورتم كنار زدند نوري به چهره‌ام خورد
يك نفر با صداي بلند مي‌گويد : " شهداي خراسان فلان قسمت ، شهداي تهران فلان قسمت… تا گفت شهداي مازندران احساس كردم كه اين نام چقدر براي من آشناست.....
Monday, October 5, 2009
مرداني كه غيرت داشتند
آنكه چشمش نيمه شب خونابه ريخت صبح، خونش گرم در « چزابه » ريخت خواب ديدم خواب مردي سرخ پوش مثل موجي خط شكن توفان به دوش آنكه چشمش نيمه شب خونابه...
Monday, October 5, 2009
كاروان رفت، بمانيم اگر نامرديم
هر چه گفتند نرو عزم به رفتن كردم به خدايي خداوند اگر بر گردم *هر چه گفتند نرو، عزم به رفتن كردم من خيانت گر و نامردم اگر برگردم مي روم...
Monday, October 5, 2009
ورود نامحرم به اين سنگر ممنوع !
از قايق پياده شدم و به طرف جاده جفير آمدم. خسته بودم. هشت روز تمام در جزيره مجنون عكاسي كرده بودم و امروز در اين شرجي بعد از ظهر از جزيره بيرون...
Monday, October 5, 2009
جنگ تحميلي و نفت (5)
رزمندگان اسلام در سال 66 از نظر عملياتي توجه خود را از خوزستان و جبهه‌هاي جنوب به سمت جبهه‌هاي شمالغرب معطوف نمودند و بزرگترين عمليات در اين...
Monday, October 5, 2009
جنگ تحميلي و نفت (4)
در اين سال همزمان با پيش آمدن چشم‌انداز كاهش بيشتر قيمت و افزايش عرضه از سوي عربستان به عنوان قدرت اول اپك، در ايران نيز زمزمه عمليات سرنوشت...
Monday, October 5, 2009
جنگ تحميلي و نفت (3)
عزم و اراده امام و امت براي دفع تجاوز در دو عمليات شكستن حصر آبادان در مهر ماه و آزادي بستان در آذر ماه 1360 متجلي گرديد. در همين سال، اين پيروزي‌ها...
Monday, October 5, 2009
جنگ تحميلي و نفت (2)
بايد توجه داشت حكومت عراق، كه ابتدا از انقلاب اسلامي ايران و سقوط شاهنشاهي به شدت بيمناك شده بود، كم كم با مسائلي روبرو شد كه از اين امر شادمان...
Monday, October 5, 2009
جنگ تحميلي و نفت (1)
جنگ هشت ساله عراق و ايران از ديدگاههاي گوناگوني قابل مطالعه و بررسي است. از آنجا كه نفت در تاريخ معاصر كشور ما نقش مهمي داشته اين مقاله در پي...
Monday, October 5, 2009
زخم درد عاشقي
«زخم درد عاشقي» است اسم قصه امروز پر از زخم و پر از عشق، پر از درد و پر از سوز وقتي مي ريم منطقه، تو مقتل ها مي گرديم نشون مي ده همه مون، عاشق...
Sunday, October 4, 2009