پسرم خودش را در تابوت پدر انداخت
سال 56 ازدواج كردم. همسرم معلم بود. موقعي كه جنگ شد، دو تا بچه داشتم. ايشان مدام توي جبهه بود. هر دوسه ماه يك بار مي‌آمد و ما را مي‌ديد، چند...
Sunday, June 24, 2012
آن سه نفر، قرباني ما شدهم خم است و هم مي است و هم ني است
در عمليات «کربلاي 4» قرار بود ما، يعني گردان «امام حسين(ع)»، بعد از غواص‌ها وارد جزيرة «بلجانيه» شويم؛ اما شرايط فراهم نبود و ما به‌ناچار وارد...
Sunday, June 24, 2012
اين جنگ براي كودكان، شكوفه است
در اين زمينه تعاريفِ بسياري از نگاهها و زاويههاي مختلف ارائه شده كه همة آن‌ها در بيتوجهي به يک مؤلفه، مشترك هستند. پيش از پرداختن به اين مؤلفه،...
Saturday, June 23, 2012
خاطراتي سبز از ياد شهيدان
از سردار شهيد علي چيت سازيان – که در قله ي بلندي از تقوا و معنويت زندگي مي کرد – خاطراتي جالب و ارزنده اي نقل شده است. برخي از آن ها از کرامت...
Sunday, June 17, 2012
وصيت نامه شهيد عبدالحسين کردي
پروردگارا: تو مي داني به يگانگي و وحدانيت تو اعتقاد داريم و تنها ترا مي ستاييم و از تو ياري مي جوييم و تنها به تو پناه مي بريم از شر هر شيطاني....
Saturday, June 16, 2012
در جنگ هم می توان شاعر بود
«... به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را...
Wednesday, June 6, 2012
شهدا حرف اول و آخر را زدند
آنان که به دنبال شناسايي دانشجويان خط امام و فاتحان لانه جاسوسي آمريکا هستند، نبايد در ميان چپ و راست ديروز و امروز جست و جو کنند . پاسخ آن ها...
Wednesday, June 6, 2012
ميني‌بوسي به رنگ آسمان
دبيرستاني بوديم. ميان آن همه تبليغات مسموم گروهك‌هاي ماركسيستي و ملي‌گرا، التقاطي و آناني كه شعار «ايلام قلب كردستان» را سر مي‌دادند، به‌دنبال...
Monday, June 4, 2012
موج از ساحل و صخره نمي‌ترسد
همة ما راحت حرف مي‌زنيم؛ حتي از دست‌نيافتني‌ترين و عجيب‌ترين چيزها. طوري واژه‌ها را منظم و صف کشيده مي‌چينيم که ماجرا خيلي نزديک به آن‌چه بوده،...
Monday, June 4, 2012
قرآني براي چهار شهيد
كويت به دنيا آمد؛ سال 1342. بچة دوم خانواده بود؛ با صورتي سفيد، كشيده و لاغر؛ بسيار پرانرژي و كنجكاو. تا چهارم ابتدايي در كويت ماندند. كودكي...
Sunday, June 3, 2012
عصر عاشورا به «عاشورا» رسيد
شهيدان از مصاديق بارز تقوا و اخلاص هستند. آنان با پيمودن راه پرفراز و نشيب دنيا و گذشتن از هر آن‌چه که خاکيان بدان علاقه‌مند هستند، نگاه به افلاک...
Sunday, June 3, 2012
صبح سوختن در گردان فجر
بعضي وقت‌ها نوشتن از آن‌هايي كه هرگز نديده‌‌اي‌شان، كمي سخت است. حتي اگر بارها و بار‌ها از آن‌ها شنيده باشي، باز هم نمي‌تواني دركشان كني، حسشان...
Sunday, June 3, 2012
شهر هم «سه‌راه مرگ» دارد
اشکمان‌ را درمي‌آورند‌. يقة همه‌مان‌ گير است. فکر کرديم‌ الکي است؟ همين‌ که‌ رفتيم‌ جبهه‌ و چهار تا تير و آر‌پي‌‌جي‌ در کرديم‌، تمام‌ شد؟ سه‌،...
Sunday, June 3, 2012
سيدي اسير ضريح دولت
اما كلاس‌هاي درس آن معلم بزرگ، در زندان‌هاي مخوف صدام برپا مي‌شد. زماني كه من به گروه جنگ‌هاي نامنظم «شهيد چمران» پيوستم، آقاي «ابوترابي»، در...
Sunday, June 3, 2012
خاطرات طنز
در عمليات بدر شهيد حمزه بابايي با تعدادي از رزمندگان به منطقه اي رفتيم که نمي دانستيم اين منطقه خودي است يا در تصرف دشمن. پس از مدتي تلاش و جستجو...
Thursday, May 31, 2012
گوهر شب چراغ
سلام بر حماسه سازان هميشه جاويد روحانيت که رساله علميه و عمليه خود را به دم شهادت و مرکب خوب نوشته اند و بر منبر هدايت و وعظ و خطابه ناس، از...
Thursday, May 31, 2012
مبارز
هيچ دوستي بهتر از قرآن نيست، رفاقت با او را ترک نکنيد، سعي کنيد آن را خوب فرا بگيريد، خوب تلاوت کنيد، خوب عمل کنيد و خوب به ديگران ياد بدهيد،...
Thursday, May 31, 2012
عزيز خدا
همه دوست داشتند مهمان خانه آن‌ها باشند تا غم دل‌شان برود و شادابي و نشاط جايش را بگيرد. عزيز، هر بار كه مقدار كمي ‌از خرجي زياد مي‌آمد، كنار...
Monday, May 28, 2012
شام آخر مسافران صبح
او با لحن جدي آميخته به شوخي گفت: «راه ورود نامحرم به اين سنگر ممنوع است!» من ديگر حال حركت نداشتم. همان‌جا كنار سنگر نشستم. هوا ديگر داشت تاريك...
Monday, May 28, 2012
چشم طوفاني آقا ما را به هم ريخت
اون يه قاچاقچي بود. نه ببخشيد، اون يه بلدچي بود. اون خوراك كار شماست. وقتي داستان او را برايش گفتم، با حسرت، او را از دور نگاه كرد و گفت: ـ واقعاً...
Monday, May 28, 2012