صبح روز سوم
گوشه اي از خاطرات اسارت از زبان جانباز فريدون مولايي از لشگر 77 ثامن الائمه(ع)؛ فريدون مولايي دوران سربازي خود را در لشكر 77 پيروز خراسان...
Tuesday, April 29, 2008
خوشه‌هاى خاطره
براى جلب توجه و منحرف کردن دشمن نياز به انجام يک تک صورى در جبهه غرب بود. در آن زمان مشکلات زيادى ازجمله نبود امکانات و تجهيزات، رزمندگان را...
Saturday, April 26, 2008
دستنوشته های شهید علیرضا عاصمی
يادداشت هاي مكتوب از روش هاي دلنشين ادبي است؛ روشي براي باقي گذاردن ردي از حوادث زندگي؛ خصوصاً يادداشت هاي ايام دفاع مقدس كه با مرور زمان، عيار...
Monday, April 7, 2008
جنگ را فراموش نکنی
حسين خرازي تصميم به ازدواج گرفته بود و براي عمل به اين سنت نبوي از مادر من مدد جست، او با مزاح به مادرم گفته بود كه: «من فقط 50 هزار تومان پول...
Monday, April 7, 2008
تيرانداز ماهر
يكي از پاسدارها كه اسلحه يوزي داشت، سركوچه ايستاده بود و داد مي زد:اگه مردي بيا بيرون، چرا رفتي قایم شدي، بيا بيرون ديگه. قصد بيرون آمدن نداشت؛...
Monday, April 7, 2008
گروه اسكورت
نرسيده به سقز، يكي از ماشين ها كه ميني بوس بود از ستون خارج شد و شروع كرد به گاز دادن. بعداً فهميديم راننده اش فكر كرده، چون توی شهر هستيم، خطر...
Thursday, April 3, 2008
نديم نور
پنج، شش روزى قبل از شهادتش بود که برايم نامه فرستاد. نوشته بود:‌‌”سعى کن خودت را به خدا نزديک کني؛ تا به حال امتحان کرده‌اي؟ وقتى به او نزديک...
Wednesday, April 2, 2008
صداي چرخ‌هاى ماشين آهنگ آزادى را ضرب مى‌گرفت
اسارت به ظاهر يک واژه مى‌آيد اما درک معنايش هم مثل خودش سخت و زجرآور است ،خيلى‌ها حتى از شنيدن اين واژه تن‌هايشان به لرزه مى‌افتد و از زخم‌هاى...
Wednesday, April 2, 2008
راننده ی قايق
يك روز قرار بود تعدادي از نيروهاي لشگر امام حسين (ع) با قايق به آن سوي اروند بروند. حاج حسين به قصد بازديد از وضع نيروهاي آن سوي آب، تنهايي و...
Monday, March 31, 2008
وصف ياران سفر كرده / به روايت شهيد احمد كاظمي
راستي از كدامشان بگويم، از شهيد اربابي، كه 6 ماه قبل از شهادتش براي من نامه نوشته بود كه من 6 ماه ديگر شهيد مي‌شوم، يا از شهيد زينلي، كه 3 روز...
Tuesday, March 11, 2008
خانه و خانواده
خاطرات شهید محمود کاوه علاوه بر مربي گري، مسئول كميته تاكتيك هم بود. از آموزش ايست و بازرسي گرفته تا آموزش جنگ شهری و كوهستان را بايد درس...
Monday, March 10, 2008
برايم مهم نيست كه از آب بيرون بيايم
به ياد دارم كه در عمليات خيبر، كنار دجله كه 40 كيلومتر پشت سر بچه‏ها باتلاق، هور و نيزار بود، بچه‏ها دور خورده بودند؛ مهمات تمام شده بود و در...
Saturday, March 1, 2008
ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر
اين كه چرا پس از فتح خرمشهر، جنگ تداوم يافت، امروز به يكى از مناقشات سياسى تبديل شده است. پاسخ به اين پرسش، مبتنى بر تحليل واقع بينانه‏اى از...
Tuesday, February 26, 2008
آتش، خون، لبخند
عراقى‏ها برآورد کرده بودند که ظرف یک روز به کنار خرمشهر خواهند رسید و در مدت دو یا سه روز، خرمشهر را اشغال خواهند کرد و پس از عبور از پل خرمشهر...
Tuesday, February 26, 2008
آخرین روزهای مقاومت
چهارم آبان ماه 1359 در تقویم دفاع مقدس، روزی تلخ و فراموش نشدنی است اما پشت این تلخی جانگذاز، مقاومتی 45 روزه است که با شنیدن لحظه لحظه آن غروری...
Sunday, February 24, 2008
خوشه‌هاى خاطره
عاشوراى 59 در سومار براى جلب توجه و منحرف کردن دشمن نیاز به انجام یک تک صورى در جبهه غرب بود.
Sunday, February 24, 2008
ندیم نور | خاطرات همسران شهدا
کارت عقد یک کارت براى امام رضا(ع)، مشهد. یک کارت براى امام زمان(عج)، جمکران. یک کارت براى حضرت معصومه(س)، قم. این یکى را خودش برده بود انداخته...
Sunday, February 24, 2008
سربازان امام
بچه ها را جمع کردن توی میدان صبحگاه پادگان؛ قرار بود آیت ا... موسوی اردبیلی برایمان سخنرانی کنند.
Sunday, February 24, 2008
من خداى عشق و پرستشم‏
قرار است از او بنويسم؛ او كه شايد آشناى خيلى‏ها باشد و همين آشنايى، كار را سخت مى‏كند. بايد گشت و گشت تا فهميد؛ فهميد كه واقعاً چطور او كه «ممكن...
Sunday, February 24, 2008
آزمون الهی
از سر شب حالتی داشت که احساس می کردم می خواهد چیزی به من بگوید، بالاخره سر صحبت را باز کرد و گفت: بابا! خبرداری که ضد انقلاب تو کردستان خیلی...
Sunday, February 24, 2008