ناشناس

اعتمادم رو نسبت به زندگی با همسرم از دست دادم؛ چه کنم؟

ناشناس ( تحصیلات : لیسانس ، 45 ساله )

شوهرم را خیلی دوست داشتم تا اینکه در دعوایی که واقعا نیت جدا شدن داشتم ایشان تمام وسایلهاشو جمع کرد که ببره و گفت انگشتری که بهت دادم با برگه هاشو بهم بده و حلقه عقد را هم بده و من هم هرچه گرفته بود را براش گذاشتم که ببره، هر چند به صلح انجامید ولی بازخورد اون عدم اعتماد من شد نسبت به هر انچه دارم را به نام خودم بزنم و اعتماد نکنم به چیزی که مثل لباسی و... بخواد روزی برام بگیره حتی در دعواش گفت پولی که پرداختم برای مبلت کمک کردم و الان دیگه علاقه و عشق سابق را بهش ندارم و نمیدانم با این احساس چکار کنم؟


مشاور: سیده نرجس رضایی

سلام همراه گرامی
در ابتدا ممنونیم از اعتمادتان به راسخون. فرمودید دعوایی پیش آمد و پس از آن به طور جدی تصمیم به طلاق گرفتید و بعد به جدایی ختم نشد و در این بین مسائلی پیش آمد که اعتماد به زندگی مشترکتان را از دست داده اید؟

با توجه به جزییاتی که حین دعوا فرمودید و عدم اطلاع ما حتی از کلیت علت دعوا، نمی توان درباره اینکه چگونه با این موضوع کنار بیایید و یا چگونه برخورد کنید، به راحتی نظر داد. پس تا علت دعوا بیان نشود و اینکه موضوع دعوایتان همیشگی و تکراری بوده، یا یک بار بوده و دیگر تمام، نمی توانیم راهکار ثابت و مشخصی را ارائه دهیم. اما بطور کلی وقتی مردی در دعوا حرف از رفتن می زند می توان برای آن دلایل زیر را در نظر گرفت. ضمنا لازم است از تفاوت سنی شما و همسرتان و شغل هر دو و اینکه ازدواج اولتان است یا خیر، اطلاعاتی در دسترس داشته باشیم.

- باید دید آیا همسرتان از اینکه نسبت به شما تعهد بدهد، می ترسد؟ ترس از تعهد در بسیاری از مردان وجود دارد که معمولا اجازه نمی دهد در سن پایین ازدواج کنند و یا اینکه این ترس در مورد ازدواج دوم در آنها شکل می گیرد.

- آیا هنوز آمادگی ورود به زندگی با شما را ندارد؟ این موضوع می تواند مربوط به شرایط کنونی شان مثل شرایط اقتصادی، اجتماعی و... باشد و یا مربوط به شرایط روانی گذشته و حتی باورهای بنیادین زمان کودکی ایشان باشد. پس این دلیل خیلی مهم و قابل بررسی است.

- شاید فکر می کند شایستگی همسر خوب بودن برای شما را ندارد و این مورد برمی گردد به عدم اعتماد بنفس شان که باید با بررسی علل و ریشه ی آن، خود را بازیابی کنند.

- به هر دلیلی میلی به اینکه با شما ارتباط داشته باشد ندارد.

- چیزهای مهم دیگری وجود دارد که جزء اولویت های اول اوست.

- موردی وجود دارد که موجب درگیری های زیاد و طولانی میان شما شده و ما از آن بی اطلاعیم.

دوست عزیز تقریبا مواردی که می تواند یک مرد را نسبت به مسئله ازدواج، سرد و یا فراری کند را بیان کردیم و اینکه شما اعتمادتان کم شده طبیعی است اما اگر بخواهید با این بی اعتمادی وارد زندگی شوید دوباره به همین نقطه می رسید که  می خواستید برای طلاق اقدام کنید. بنابراین کمی به خود و همسرتان زمان دهید و بگذارید مدتی از این ماجرا بگذرد، با بینش و مهارت هایی که باید کسب کنید، بعد وارد زندگی مشترک شوید.

در پایان توصیه می شود مهارتهای ارتباط با همسر را یاد بگیرید و در صورت عدم پذیرشتان نسبت به این موضوع و یا تشدید آن، به یک زوج درمانگر مراجعه کنید.

موفق باشید 

نسخه چاپی