هو حقی الخوانساری  .شاعر من أهل خوانسار  ، له (دیوان شعر)  .توفی فی خوانسار سنة 1037 هـ  ، وقیل سنة 1077 هـ  .

من شعره  :

چون رعد بجز ناله زارم نبود***چون باد بگوشه قرارم نبود

چون اشک که در دیده عاشق گردد***سرگشتگیم باختیارم نبود

وله أیضاً  :

اى عشق تو بر شیرشکاران شیرک***حسن تو گرفته از سما تا بسمک

اى لعل تو از لبم کبابى طلبید***آهم بجگر دوید واشکم بنمک

وله أیضاً  :

در مذهب اهل درد آنکس مرد است***کز خلق مجرد زعلایق فرد است

خورشید که هست عالم آرا حقى***روشن دل از آن است که تنها گرد است

المراجع  :

الذریعة ج 9 قسم 1 ص258  ، ریحانة الأدب (فارسی) 2/189 و190  ، فرهنگ سخنوران (فارسی) ص169  ، تذکره نصرآبادى (فارسی) ص297 و298  ، تذکرة ریاض العارفین (فارسی) ص69  .