هو عبدالباقی بن آقا بابا النهاوندی ، الهندی ، المعروف بباقی ، والمشتهر فی شعره بمدرکی .أدیب ایرانی من أهل نهاوند ، وکان شاعراً ، کاتباً ، مؤرخاً .رحل إلى الهند وخدم ملکها وحظی لدیه .له (دیوان شعر) ، وله کتاب (مآثر رحیمی) .
توفی فی الهند ، وکان على قید الحیاة سنة 1033 هـ ، وقیل سنة 1042 هـ .
من شعره :
سر گر اینها ست حسن وعشق را با یکدگر***خلق پندارند یوسف بازلیخا دشمن است
وله أیضاً :
بزلف خود بگو تا پاس ایمانم نگه دارد***که من در ساعتی صدره مسلمان میتوانم شد
وله ایضاً :
ما وبلبل عرض چاک سینه میگردیم دوش***ناز پرورد گلستان زخم خارى هم نداشت
وله أیضاً :
چشم یعقوب نمى یافت اگر بینائى***نقص در مذهب ما تابقیامت مى ماند
وله أیضاً :
لبش بخنده وجشمش بغمزه میگوید***که خون هر که بریزند خونبها اینجاست
المراجع :
الذریعة ج9 قسم1 ص124 ، تذکرة نصر آبادى (فارسی) ص124 وص125 ریحانة الأدب (فارسی) ج1 ص223 وص224 ، لغت نامه دهخدا (فارسی) ج10 ص510 ، فرهنگ سخنوارن (فارسی) ص78 .