«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
نمای کلی
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۲): ولایت الهی
الف- ولایت چیست و چرا انسان نمیتواند بدون ولی زندگی کند؟
ب- چرا ولایت محور اعتراضات مردمی است؟
ب- چرا ولایت محور اعتراضات مردمی است؟
۱- معنای ولایت
۲- دوگانه ولایت الهی و ولایت طاغوت
۳- یگانه ولایت الله و ولایت رسول الله
۴- اعتراض مؤمنانه باید در مسیر ولایت الهی باشد
۲- دوگانه ولایت الهی و ولایت طاغوت
۳- یگانه ولایت الله و ولایت رسول الله
۴- اعتراض مؤمنانه باید در مسیر ولایت الهی باشد
ج- درجات پذیریش ولایت الهی
د- خطر خط گرفتن از جریانهای غیرالهی
د- خطر خط گرفتن از جریانهای غیرالهی
آیه اول: پیامد تبعیت از کفار
آیه دوم: عزت در تبعیت از کفار نیست
آیه سوم: ولایت هر کسی را بپذیرید، از او خواهید بود
جمعبندی سه آیه
آیه دوم: عزت در تبعیت از کفار نیست
آیه سوم: ولایت هر کسی را بپذیرید، از او خواهید بود
جمعبندی سه آیه
نمونه راهکارهای پیشنهادی برای حفظ معیار ولایت در اعتراضات مردمی
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۲): ولایت الهی
در مقاله نخست از مجموعه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی»، به بررسی اصل حق اعتراض در نگاه قرآن پرداختیم و روشن شد که مردم نه تنها حق اعتراضات اجتماعی دارند، بلکه بر اساس آموزههای قرآن دارای مسئولیت اجتماعیاند و در این باره وظیفه دارند. بعد از آن این پرسش مطرح شد که اعتراض مؤمنانه باید بر چه اساسی حرکت کند و چگونه میتوان اطمینان یافت که این حرکت اجتماعی در مسیر حق باقی میماند؟ما در این مقاله میخواهیم اولین و محوریترین معیار برای اعتراضات اجتماعی مردم را بررسی کنیم. این مقاله، دومین حلقه از مجموعه ششگانه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی» که عبارتاند از:
مقاله اول: معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۱): حق اعتراض در قرآن
مقاله دوم: معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۲): ولایت الهی
مقاله سوم: معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به ظالمان
مقاله چهارم: معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
مقاله پنجم: معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۵): حفظ امید
مقاله ششم: معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۶): دل ندادن به هر تحلیلی
الف- ولایت چیست و چرا انسان نمیتواند بدون ولی زندگی کند؟
یکی از اساسیترین معیارها در همه عرصههای زندگی انسان، بهویژه در حوزه سیاست و فعالیتهای اجتماعی، مسئله ولایت است. انسان موجودی اجتماعی است و نمیتواند بدون پذیرش نوعی هدایت و سرپرستی زندگی کند. حتی کسانی که تصور میکنند کاملاً مستقل از هرگونه ولایت حرکت میکنند، در عمل از یک نظام فکری، یک جریان سیاسی یا یک الگوی رفتاری پیروی میکنند.به همین دلیل، قرآن کریم مسئله ولایت را یکی از بنیادیترین مفاهیم خود قرار داده است. در نگاه قرآن، پرسش اصلی این نیست که آیا انسان ولایت میپذیرد یا نه؛ بلکه پرسش این است که تحت ولایت چه کسی قرار میگیرد؟ آیا خود را تحت ولایت خدا قرار میدهد یا غیر خدا؟ ولایت تنها یک بحث اعتقادی فردی نیست؛ بلکه در تمام عرصههای زندگی اجتماعی و سیاسی انسان حضور دارد.

ب- چرا ولایت محور اعتراضات مردمی است؟
از این منظر، یک اعتراض مردمی نیز تنها یک واکنش اجتماعی ساده نیست؛ بلکه یک حرکت سیاسی و اجتماعی است که دارای جهت و آثار خاص خود است. یکی از مؤلفههای مهم در سیاست مسئله ولایت است؛ از این رو نخستین معیار برای سنجش یک حرکت اعتراضی این است که این حرکت بر اساس کدام ولایت شکل گرفته است.برای فهم دقیقتر این معیار، ابتدا باید مفهوم ولایت و سپس مراتب و درجات آن را در قرآن بررسی کنیم.
۱- معنای ولایت
ولایت در لغت به معنای نزدیکی، پیوستگی و سرپرستی است و در کاربرد قرآنی، بیشتر به معنای سرپرستی، تدبیر امور به کار میرود. وقتی گفته میشود کسی «ولی» انسان است، یعنی نوعی رابطه سرپرستی میان آن دو برقرار است. برای مثال خدای متعال میفرماید:«أَمِ اتَّخَذوا مِن دونِهِ أَولِیاءَ فَاللَّهُ هُوَ الوَلِیُّ»
آیا به جای خداوند، سرپرستان دیگری گرفتهاند، با آن که تنها خدا ولیّ و سرپرست [واقعی] است. (سوره شوری؛ آیه ۹)
آیا به جای خداوند، سرپرستان دیگری گرفتهاند، با آن که تنها خدا ولیّ و سرپرست [واقعی] است. (سوره شوری؛ آیه ۹)
ولایت در فرهنگ قرآن صرفاً به معنای حکومت ظاهری و مدیریت اجتماعی نیست؛ بلکه در آن مفاهیم دیگری مانند هدایت و ضلالت، نور و ظلمت وجود دارد.
.jpg)
۲- دوگانه ولایت الهی و ولایت طاغوت
یکی از نکات مهم در آموزههای قرآنی این است که انسان در زندگی اجتماعی و فکری خود، ناگزیر از پذیرش نوعی ولایت است. قرآن کریم مسیرهای پیش روی انسان را به دو جریان کلی تقسیم میکند: ولایت الهی و ولایت طاغوت؛ برای مثال در آیه ۲۵۷ سوره بقره میخوانیم:«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ وَالَّذینَ کَفَروا أَولِیاؤُهُمُ الطّاغوتُ یُخرِجونَهُم مِنَ النّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولٰئِکَ أَصحابُ النّارِ هُم فیها خالِدونَ»
خداوند سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاریکیها خارج ساخته، به سوی نور میبرد؛ و کسانی که به ولایت الهی کفر میورزند، سرپرست آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور خارج میکنند و در تاریکیها وارد میکنند، آنها اهل آتشند و همواره در آن خواهند بود.
خداوند سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاریکیها خارج ساخته، به سوی نور میبرد؛ و کسانی که به ولایت الهی کفر میورزند، سرپرست آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور خارج میکنند و در تاریکیها وارد میکنند، آنها اهل آتشند و همواره در آن خواهند بود.
این آیه، دو نوع ولایت را در برابر یکدیگر قرار میدهد:
- نخست، ولایت خداوند که نتیجه آن حرکت از تاریکیها به سوی نور است؛ یعنی حرکت انسان از جهل، گمراهی، ظلم و انحراف به سوی آگاهی، عدالت، هدایت و رشد.
- دوم، ولایت طاغوت که نتیجه آن خارج شدن از نور به سوی تاریکی است.
واژه «طاغوت» از ریشه «طغیان» گرفته شده و در قرآن به معنای فردی است که از حد و مرز خود فراتر رفته و در برابر فرمان الهی سرکشی میکند، مردم را از راه خدا بازمیدارند، به سوی خود دعوت میکنند و در این راه تمام توان خود را به کار میگیرد. (ر.ک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۷، ص ۸۴)
هر حرکت انسان چه در عرصه فردی و چه در عرصه اجتماعی نمیتواند خارج از محدوده این دو ولایت باشد. بر اساس این آیه انسان هر کاری که انجام میدهد یا در راه خدا است و یا در راه طاغوت و مسیر سومی وجود ندارد.
۳- یگانه ولایت الله و ولایت رسول الله
خداوند در آیه قبل، کارکرد اصلی ولایت الهی را خارج کردن انسان از تاریکیها و رساندن او به نور معرفی میکند. همین تعبیر چند بار درباره پیامبر اکرم(ص) مطرح شده:«کِتابٌ أَنزَلناهُ إِلَیکَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ بِإِذنِ رَبِّهِم إِلىٰ صِراطِ العَزیزِ الحَمیدِ»
[این] کتابی است که آن را به سوی تو نازل کردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوی نور خارج کنی، به سوی راه خداوند عزیز حمید. (سوره ابراهیم، آیه ۱)
[این] کتابی است که آن را به سوی تو نازل کردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوی نور خارج کنی، به سوی راه خداوند عزیز حمید. (سوره ابراهیم، آیه ۱)
از کنار هم گذاشتن این دو آیه، روشن میشود که ولایت رسول خدا، همان ولایت خدای متعال است؛ یعنی خداوند ولایت خود را از طریق رسول الله اجرا میکند و مردم را از ظلمتها خارج میکند و به نورانیت میرساند. امری که کاملا بر عهده خدا است که «اللَّهُ أَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَهُ؛ خدا بهتر میداند رسالتش را کجا قرار دهد».

۴- اعتراض مؤمنانه باید در مسیر ولایت الهی باشد
با توجه به نکات مطرحشده، روشن میشود که مسئله ولایت در عرصه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، جایگاهی محوری دارد. یک حرکت اجتماعی ممکن است با شعارهای جذابی مانند عدالتخواهی، اصلاحطلبی یا مبارزه با فساد آغاز شود؛ اما برای شناخت درست مسیر آن، باید بررسی کرد که چه کسانی آن را هدایت میکنند و اهداف نهایی آن چیست.هنگامی که از «ولایت الهی» بهعنوان معیار سنجش اعتراضات مردمی سخن میگوییم، منظور آن است که یک حرکت اجتماعی مؤمنانه باید در چارچوب هدایت الهی شکل بگیرد. انسان در این جهان رها نشده و خداوند برای هدایت او ولی و امام قرار داده است؛ ازاینرو، مهم است که کنشهای سیاسی ما در چه مسیری قرار دارند و چه اهدافی را دنبال میکنند. در هر حرکت سیاسی باید از خود بپرسیم: آیا نتیجه این اقدام در جهت عدالت، رحمت و برکت الهی است، یا در نهایت به سود جریان باطل تمام میشود؟
اینکه در روایات، بارها بر وجود حجتهای الهی در همه دورانها تأکید شده، به همین دلیل است؛ زیرا حرکت انسان در همه عرصهها ذیل ولایت شکل میگیرد و بدون راهنمایی حجت الهی، انسان در تشخیص مسیر حق با خطر گمراهی روبهرو میشود. در دوران غیبت امام زمان(عج) نیز، آن حضرت به عنوان حجت الهی، مسیر هدایت جامعه را از طریق فقها به عنوان حجتهایی که میان ایشان و مردم قرار دارند، تداوم بخشیده است و مسیر حق در این دوران رها نشده است.
ج- درجات پذیریش ولایت الهی
انسان ممکن است در زندگی شخصی خود فرد با ایمانی باشد، اما در مسائل اجتماعی و سیاسی از کسانی پیروی کند که مسیر و اهداف آنان با هدایت الهی هماهنگ نیست. این نکته از آیات متعددی قابل برداشت است از جمله آنجا که خداوند متعال میفرماید:«اتَّبِعوا ما أُنزِلَ إِلَیکُم مِن رَبِّکُم وَلا تَتَّبِعوا مِن دونِهِ أَولِیاءَ قَلیلًا ما تَذَکَّرونَ»
از آنچه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید و از سرپرستان دیگر جز او پیروی نکنید، اما کمتر متذکر میشوید. (سوره اعراف ، آیه ۳)
از آنچه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید و از سرپرستان دیگر جز او پیروی نکنید، اما کمتر متذکر میشوید. (سوره اعراف ، آیه ۳)
نکته قابل توجه این است که خطاب این آیه به مؤمنان است و مؤمن کسی است که ولایت الهی را پذیرفته است؛ اما چرا خدای متعال به آنها هشدار میدهی که از ولی غیر الهی تبعیت نکنید؛ این برای همین نکته است که ولایت پذیری یک امر دارای درجات و مراتب است و انسان باید مراقبت کند در هیچ بخشی از زندگی، تحت ولایت و سرپرستی غیر خدا و رسول قرار نگیرند.
پس پذیرش ولایت طاغوت الزاماً به معنای پیروی کامل و همهجانبه نیست؛ بلکه ممکن است انسان در بخشهای زیادی از زندگی خود از ولی الهی و راه او تبعیت کند، اما در یک مسئله خاص، آگاهانه یا ناآگاهانه، از جریانی پیروی کند که در مسیر الهی قرار ندارد.
بر این اساس، اگر مؤمنان در حرکتها و اعتراضات اجتماعی خود، از کسانی خط بگیرند که از نظر دینی جایگاه هدایت ندارند و حجت بین خدا و مردم نیستند، در واقع از اولیای طاغوتی تبعیت کرده و به آنان تولی پیدا کردهاند. این یک قاعده بسیار مهم است و باید بسیار به آن اهتمام داشت، چرا که انسان به هر کس تولی پیدا کند و از او تبعیت کند، به ناچار سرنوشت خود را به او سپرده است.

د- خطر خط گرفتن از جریانهای غیرالهی
مسئله ولایت و تولی به اولیای حق، از موضوعاتی است که بسیار به آن پرداخته است. گویی قرآن میخواهد مؤمنان را به یک بینش عمیق برساند؛ بینشی که بتوانند در طول تاریخ، دو مسیر اصلی را تشخیص دهند:- مسیر انبیا و اولیای الهی که انسان را به سوی نور، عدالت و بندگی خدا هدایت میکند
- و مسیر قدرتهای باطل که در برابر راه انبیاء صفآرایی میکنند میخواهند دیگران را به تبعیت از خود وا دارند.
اگر مؤمنان چنین نگاهی پیدا کنند، در عرصههای اجتماعی نیز بهتر میتوانند مسیر درست را تشخیص دهند؛ این که هر شعار جذابی الزاماً در مسیر حق نیست و هر جریانی که ادعای اصلاح دارد، لزوماً خیرخواه جامعه نیست. قرآن کریم در این زمینه بارها هشدار داده است؛ برای مثال:
آیه اول: پیامد تبعیت از کفار
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تُطیعُوا الَّذینَ کَفَروا یَرُدّوکُم عَلىٰ أَعقابِکُم فَتَنقَلِبوا خاسِرینَ * بَلِ اللَّهُ مَولاکُم وَهُوَ خَیرُ النّاصِرینَ»
اى اهل ایمان! اگر از کافران اطاعت کنید، شما را به [عقاید و روشهاى کافرانه] گذشتگانتان بازمىگردانند، در نتیجه زیانکار خواهید شد. * [آنان نه سرپرست شما و نه شایسته اطاعت شدن هستند] بلکه خدا یار و سرپرست شما است؛ و او بهترین یارى دهندگان است. ﴿سوره آلعمران ، آیه ۱۴۹ و ۱۵۰﴾
در این آیات، خداوند به مؤمنان هشدار میدهد که اطاعت از کسانی که در مسیر کفر قرار دارند، میتواند آنان را بهتدریج از مسیر ایمان و هدایت الهی دور کند و به همان راهی بازگرداند که پیش از ایمان در آن قرار داشتند.اى اهل ایمان! اگر از کافران اطاعت کنید، شما را به [عقاید و روشهاى کافرانه] گذشتگانتان بازمىگردانند، در نتیجه زیانکار خواهید شد. * [آنان نه سرپرست شما و نه شایسته اطاعت شدن هستند] بلکه خدا یار و سرپرست شما است؛ و او بهترین یارى دهندگان است. ﴿سوره آلعمران ، آیه ۱۴۹ و ۱۵۰﴾
نکته قابل توجه آن است که چنین تغییری لزوماً یکباره و آشکار اتفاق نمیافتد. یک قدرت یا جریان اجتماعی معمولاً از ابتدا از جامعه نمیخواهد که همه باورها و ارزشهای خود را کنار بگذارد و از شیوه زندگی مد نظر او تبعیت کند؛ بلکه ممکن است با شعارهایی جذاب و با ادعای برخورداری از علم، تجربه یا راهحلهای کارآمد وارد شود و از یک مسئله محدود آغاز کند.
برای نمونه، ممکن است جریانهای منتسب به قدرتهای بزرگ با ادعای برخورداری از دانش اقتصادی یا توانایی حل یک مشکل اجتماعی، جامعه مؤمنان را به پیروی از الگوها و دستورالعملهای خود دعوت کند. اگر جامعه بدون بررسی و سنجش این الگوها با معیارهای دینی، بهطور کامل از آنها پیروی کند، بر اساس این آیه این تبعیت به عرصههای دیگر نیز گسترش مییابد؛ تا جایی که بخشی از ارزشها و معیارهای دینی در اداره جامعه کنار گذاشته میشود و معیارهای دیگری جای آنها را میگیرد.
هشدار آیه را میتوان ناظر به همین فرایند دانست: اینکه جامعه مؤمنان نباید در اثر تبعیت بیچونوچرا، خود را تحت ولایت کفار قرار دهد و از ارزشها و آرمانهای خود فاصله بگیرد؛ ارزشهایی همچون:
گسترش معنویت و انس با پروردگار عالم
عدالتخواهی
مبارزه با مستکبران
زیر بار زور نرفتن
همراهی با مظلومان عالم و حمایت از آنها
استقلال فرهنگی و اقتصادی امتها
آبادانی زمین به شیوه درست (نه به روش کفار که چپاول و غارت طبیعت است)
رفاه و آسایش مردم
حقوق حیوانات و محیط زیست
اگر با دقت به این آیه نگاه کنیم، درمییابیم که این هشدار قرآن، کاملا با شرایط امروز ما نیز قابل تطبیق است. امروزه نیز برخی افراد که شیفته و دلبسته تمدن غرب هستند، راهحل بسیاری از مسائل و مشکلات کشور را تنها در تقلید و تبعیت از غرب جستوجو میکنند. در این مسیر، گاه حتی به همکاری و همراهی با دولتهایی روی میآورند که در دهههای گذشته سابقه تقابل و دشمنی با ملت ایران داشتهاند و بارها دست به کشتار مردم و ترور رهبران محبوب آن زدهاند. آنها در این تبعیت، امید دارند تا از این طریق بخشی از مشکلات را حل کنند.عدالتخواهی
مبارزه با مستکبران
زیر بار زور نرفتن
همراهی با مظلومان عالم و حمایت از آنها
استقلال فرهنگی و اقتصادی امتها
آبادانی زمین به شیوه درست (نه به روش کفار که چپاول و غارت طبیعت است)
رفاه و آسایش مردم
حقوق حیوانات و محیط زیست
با این حال، تجربههای گذشته نشان داده است که این رویکرد هیچگاه به نتایج مورد انتظار آنان نرسیده است و جای بسی تعجب است که همچنان برخی بر همان مسیر تأکید میکنند؛ مسیری که بارها مورد نهی قرآن کریم قرار گرفته است.

آیه دوم: عزت در تبعیت از کفار نیست
«بَشِّرِ المُنافِقینَ بِأَنَّ لَهُم عَذابًا أَلیمًا * الَّذینَ یَتَّخِذونَ الکافِرینَ أَولِیاءَ مِن دونِ المُؤمِنینَ أَیَبتَغونَ عِندَهُمُ العِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعًا»
منافقان را بشارت ده که عذابى دردناک براى آنها است. همان کسانى که کافران را به جاى مؤمنانْ سرپرست و یاور خود مىگیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان مىطلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط براى خداست. ﴿سوره نساء ، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹﴾
منافقان را بشارت ده که عذابى دردناک براى آنها است. همان کسانى که کافران را به جاى مؤمنانْ سرپرست و یاور خود مىگیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان مىطلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط براى خداست. ﴿سوره نساء ، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹﴾
در این آیه به صراحت میفرماید منافقان کسانی هستند که روابط ولایی خود را با کفار سامان میدهند و به آنها تولی پیدا میکنند. یعنی امور خود را به جای هماهنگ کردن با مؤمنان، با کفار هماهنگ میکنند؛ خواستهها و اهداف کفار را مد نظر قرار میدهند و گمان میکنند که کفار میتوانند برای جامعه مؤمنان طرحهای خوبی پیشنهاد دهند، یا اینکه کفار برای آنان از مؤمنان سودمندتر هستند؛ چرا که فریب قدرت و شوکت ظاهری آنها را میخورند. قرآن از این نوع رابطه با کفار به «انتخاب ولی و سرپرست» و «تولی به کفار» تعبیر کرده است. همان طور که میبینید مسائل امروز ما نیز دقیقاً همین است و مشکلات ما به اینجا بازمیگردد.
آنها به خیال خام خود با پذیرش ولایت و سرپرستی کفار، به دنبال کسب عزت و افتخار در دنیا هستند. خدای متعال این نوع روش سیاستورزی را روشی مخصوص منافقان میداند و مؤمنان را از افتادن در دام این روشها و قرار دادن خود تحت ولایت کفار، به شدت پرهیز میدهد و در چند آیه بعد میفرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لا تَتَّخِذُوا الکافِرینَ أَولِیاءَ مِن دونِ المُؤمِنینَ أَتُریدونَ أَن تَجعَلوا لِلَّهِ عَلَیکُم سُلطانًا مُبینًا * إِنَّ المُنافِقینَ فِی الدَّرکِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُم نَصیرًا»
اى اهل ایمان! کافران را به جاى مؤمنان، سرپرست و یار خود مگیرید. آیا مىخواهید براى خدا بر ضد خودتان دلیلى آشکار [نسبت به عذابتان در دنیا و آخرت] قرار دهید؟! * بىتردید منافقان در پایینترین طبقه از آتشاند، و هرگز براى آنان یاورى نخواهى یافت. ﴿سوره نساء ، آیه ۱۴۴ و ۱۴۵﴾
اى اهل ایمان! کافران را به جاى مؤمنان، سرپرست و یار خود مگیرید. آیا مىخواهید براى خدا بر ضد خودتان دلیلى آشکار [نسبت به عذابتان در دنیا و آخرت] قرار دهید؟! * بىتردید منافقان در پایینترین طبقه از آتشاند، و هرگز براى آنان یاورى نخواهى یافت. ﴿سوره نساء ، آیه ۱۴۴ و ۱۴۵﴾
خداوند میفرماید شما مانند منافقان نباشید و نظام ولایت را میان خود محکم کنید و اجازه دخالت کفار در امور خود را ندهید. اگر این کار را انجام دهید، خدای متعال در دنیا و آخرت علیه شما حجت خواهد داشت؛ یعنی نه امور دنیای شما به سامان میرسد و نه در آخرت رستگار خواهید شد. سپس تأکید میفرماید که منافقان به سبب این کارشان هر روز اوضاعشان بدتر خواهد شد تا آنجا که در بدترین جایگاه جهنم جای گیرند.

آیه سوم: ولایت هر کسی را بپذیرید، از او خواهید بود
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لا تَتَّخِذُوا الیَهودَ وَالنَّصارىٰ أَولِیاءَ ۘ بَعضُهُم أَولِیاءُ بَعضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِنکُم فَإِنَّهُ مِنهُم إِنَّ اللَّهَ لا یَهدِی القَومَ الظّالِمینَ»
ای کسانی که ایمان آوردهاید! یهودیان و مسیحیان را سرپرست و پشتیبان خود مگیرید که آنها [در برابر شما] سرپرست و پشتیبان یکدیگرند و کسانی از شما که آنها را ولیّ خود بدانند، از آنها هستند. خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. (سوره مائده؛ آیه ۵۱)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! یهودیان و مسیحیان را سرپرست و پشتیبان خود مگیرید که آنها [در برابر شما] سرپرست و پشتیبان یکدیگرند و کسانی از شما که آنها را ولیّ خود بدانند، از آنها هستند. خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. (سوره مائده؛ آیه ۵۱)
در این آیه هشداری بسیار جدی به مؤمنان داده شده است. مؤمنان نباید در امور اجتماعی خود بر یهود و نصارا تکیه کنند، نباید از آنها مشاوره بگیرند، نباید با دست فرمان آنها حرکت کنند و نباید خواستهها و اهداف آنها را ملاک قرار دهند. چرا؟ زیرا آنها نظام اجتماعی و ولایی خود را در راستای اهداف خود برقرار کردهاند و اگر شما مؤمنان به آنها تولی پیدا کنید، از شما در راستای اهداف خودشان استفاده خواهند کرد.
آنان نباید حتی در جزئیترین امور اجتماعی مؤمنان امکان و اجازه دخالت داشته باشند و در کوچکترین امری هم نباید بر مؤمنان ولایت پیدا کنند. این موضوع به قدری برای خدای متعال اهمیت دارد که میفرماید: اگر شما به آنان تولی پیدا کردید، بدانید که جزو آنان خواهید شد و دیگر مؤمن نخواهید بود.
جمعبندی
پس این آیات که درباره ولایت است، یک معیار اساسی برای تشخیص مسیر درست در مسائل سیاسی به ما ارائه میدهد؛ معیاری که درباره اعتراضات مردمی نیز پیام روشنی دارد:مؤمنان وظیفه دارند عملکرد مسئولان و جریانهای سیاسی جامعه را مورد توجه و بررسی قرار دهند و اگر مشاهده کردند که آنان به جای تکیه بر ارزشها و توانمندیهای داخلی، حل مشکلات را در وابستگی و تبعیت از بیگانگان جستوجو میکنند، بر اساس امر به معروف و نهی از منکر، نسبت به آن واکنش نشان دهند و اعتراض خود را با صدای بلند بیان کنند.
در عین حال، مؤمنان باید مراقب باشند که در جریان اعتراضات، آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر طراحیشده از سوی دشمنان قرار نگیرند و به ابزاری برای تحقق اهداف آنان تبدیل نشوند. بنابراین، نه بیتفاوتی و سکوت در برابر خطاها و انحرافات مسئولان و جریانهای سیاسی پذیرفتنی است و نه اعتراض به گونهای که در خدمت خواستهها و اهداف بیگانگان قرار گیرد.
هر یک از آیات قرآن را درباره ولایت و مراتب ولایتپذیری بررسی کنیم، به این اصل اساسی میرسیم که جامعه مؤمنان باید در مسائل سیاسی و اجتماعی خود، استقلال هویتی و فکری خویش را حفظ کند و از معیارهایی که امام یا نائب او پیش روی جامعه میگذارند تبعیت کنند. آنان باید با تکیه بر ارزشهای الهی، همدلی و تقویت روابط ایمانی در جامعه، مسیر حرکت خود را طراحی و اجرا کنند.

نمونه راهکارهای پیشنهادی برای حفظ معیار ولایت در اعتراضات مردمی
جامعه مؤمنان دو وظیفه مهم دارد: اول آن که باید نسبت به سرنوشت امت اسلامی حساس باشد و اهل امر به معروف و نهی از منکر باشد، اهل اعتراض به ناحقی و نابرابری و خروج از مسیر انقلاب اسلامی باشد؛ دوم باید مراقبت نماید تا در این راه ناخواسته از دشمنان اسلام خط نگیرد که این خود نوعی تولی به کفار به حساب میآید. برای آنکه از چنین خطایی جلوگیری شود، باید اهل علم، معیارهای مصونیتبخش اعتراضات را به دست آورده و به مردم آموزش دهند. برای مثال:- اعتراضات باید کاملاً شفاف و همراه با اعلام برائت از دشمنان ایران اسلامی باشد.
- خواسته معترضان باید کاملاً روشن و دارای بیانیهای صریح باشد: ۱- صراحت در بیانِ مشکل و ۲- صراحت در جدایی خط معترضان از دشمنان ملت.
- اعتراضات باید از غرضورزیهای حزبی و سیاسی به دور باشد و در راستای تعالی و بالندگی جامعه مؤمنان قرار گیرد.
- هر اعتراضی باید یک نماینده برای پیگیری داشته باشد تا هم سخن معترضان را دنبال کند و هم از افتادن جریان اعتراضی به دست نااهلان جلوگیری نماید.
این موارد به عنوان نمونه برای عمل به این اصل سیاسی یعنی «تولی به ولی الهی» بیان شد؛ میتوان معیارهایی برای برگزاری اعتراضات مردمی از قرآن به دست آورد؛ پس بر اندیشمندان دینی و سیاسی و وفادار به اسلام لازم است این معیارها را به دست آورده و بر مردم و مسؤولان بیاموزند.
ولایت الهی به معنای کنار گذاشتن نقش مردم نیست؛ بلکه اتفاقاً مبنای حضور مسئولانه آنان در جامعه است. مؤمنان با تکیه بر هدایت الهی، بهتر میتوانند عدالت را مطالبه کنند، مشکلات را ببینند و برای اصلاح جامعه اقدام نمایند.
در مقاله بعدی از مجموعه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی» به معیار دوم خواهیم پرداخت: که «عدم تکیه به کفار» است. در آن مقاله بررسی خواهیم کرد که قرآن چگونه مؤمنان را از وابستگی فکری، سیاسی و اجتماعی به جریانهای مخالف حق برحذر میدارد و این اصل چگونه در تحلیل اعتراضات مردمی قابل استفاده است.