معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه بر ظالمان

قرآن درباره تکیه به ظالمان چه می‌گوید و این معیار چه نقشی در اعتراضات مردمی دارد؟
Monday, September 28, 2026
الوقت المقدر للدراسة:
مؤلف: سید محمد کاظم میرباقری
موارد بیشتر برای شما
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه بر ظالمان
«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
  
نمای کلی
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به کفار
بر ظالمان تکیه نکنید
مهمترین نکات در آیه نهی از «تکیه بر ظالمان»
روایات مربوط به آیه نهی از «تکیه بر ظالمان»
روایت اول: رابطه بین انفعال در برابر ظالم و تکیه بر او
روایت دوم: اقتصاد خود را وابسته بر ظالمان نکنید
جمع بندی
 

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه بر ظالمان

در دو مقاله نخست از مجموعه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی»، ابتدا اصل حق اعتراض در قرآن بررسی شد و سپس ولایت الهی به‌عنوان نخستین و بنیادی‌ترین معیار برای جهت‌دهی به اعتراضات مردمی مورد توجه قرار گرفت. اکنون در سومین مقاله، به یکی دیگر از معیارهای مهم قرآنی، یعنی عدم تکیه به کفار و ظالمان می‌پردازیم. این مجموعه در شش مقاله تنظیم شده است که با کیک بر روی هر کدام می‌توانید آن را مطالعه بفرمایید:
۱- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۱): حق اعتراض در قرآن
۲- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۲): ولایت الهی
۳- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه بر ظالمان
۴- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
۵- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۵): حفظ امید
۶- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۶): دل ندادن به هر تحلیلی
 
در این مقاله، با تکیه بر آیات قرآن و روایات، بررسی خواهیم کرد که چرا جامعه مؤمنان در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود نباید برای حل مشکلات، به جریان‌های ظالم و قدرت‌های بیگانه تکیه کند و این اصل چه نسبتی با اعتراضات مردمی دارد.
 

بر ظالمان تکیه نکنید

باید توجه داشت که معیار «عدم تکیه بر ظالمان» از شاخه‌ها و زیرمجموعه‌های مفهوم ولایت به شمار می‌آید. قرآن کریم این معیار را به‌طور خاص به عنوان یک اصل مهم در دین و سیاست مطرح کرده است، آنجا که می‌فرماید: «وَلا تَرکَنوا إِلَى الَّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ؛ و به ستمگران [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] تمایل و تکیه نکنید که آتشِ [عذاب] شما را فرامی‌گیرد».
 
این آیه در سوره هود مطرح شده است. خدای متعال در ابتدای این سوره فرمان می‌دهد که تنها او را عبادت کنید، به او تکیه کنید، از او پیروی نمایید و فرامین او را محور سامان‌دهی و ساختن زندگی دنیا و آخرت خود قرار دهید تا هم به آبادانی دنیا برسید و هم آبادانی آخرت.
 
پس از این آیات که بسیار مهم و قابل شرح هستند، خدای متعال دو جریان متقابل را توضیح می‌دهد: دنیاپرستانی که تنها به دنیا بسنده کرده و به قدرت‌های استکباری روی آورده، و در مقابل، آن دسته از مردمی که به انبیای الهی ایمان آورده و خط آنها را دنبال می‌کنند.
 
 
سپس خداوند در همین راستا، از اقوام گذشته –از حضرت نوح تا حضرت موسی– نکات مهمی را گوشزد می‌کند و نمونه‌هایی از شدت درگیری، کینه و دشمنی قدرت‌های استکباری با انبیای الهی را بیان می‌فرماید. در ادامه به این بخش می‌رسد و به رسول گرامی اسلام خطاب می‌کند:
 
«فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ ‎*‏ وَلا تَرکَنوا إِلَى الَّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وَما لَکُم مِن دونِ اللَّهِ مِن أَولیاءَ ثُمَّ لا تُنصَرونَ»
پس [ای پیامبر!] همان‌گونه که مأمور شده‌ای، استوار باش و [نیز] هر کس که با تو، به سوی خدا آمده است، [استوار باشد،] و سرکشی نکنید که او به آنچه می‌کنید، بینا است. و به ظالمان [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] تمایل و تکیه نکنید که آتشِ [عذاب] شما را فرامی‌گیرد. و [در این صورت] برای شما در برابر خداوند، هیچ دوست و سرپرستی نیست، پس [از هیچ ناحیه‌ای] مورد کمک قرار نخواهید گرفت. (سوره هود ، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)
 

مهمترین نکات در آیه نهی از «تکیه بر ظالمان»

این آیات جای شرح و بسط دارند و ما در این مختصر فقط به بیان برخی از نکات بسنده می‌کنیم. خدای متعال با این آیه  بار سنگینی بر دوش پیامبر (ص) می‌گذارد و چند نکته مهم را گوشزد می‌کند:
 
۱- رسول گرامی اسلام و مؤمنین را با توجه با آیات قبل، از شدت دشمنی‌ها و سختی راه آگاه ساخته است و در نتیجه می‌فرماید: «فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ».
۲- اجازه شانه خالی کردن و عدم استقامت نداده و رکون و تکیه بر ظالمان را طغیان در راه الهی قلمداد کرده است: «وَلا تَطغَوا إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ».
۳- فرمان داده که در این مسیر به هیچ وجه فشار دشمنان و ظالمان دنیا نباید شما را وادار کند که برای رهایی از مشکلات، به آنها تمایل پیدا کرده و بر ایشان تکیه کنید: «وَلا تَرکَنوا إِلَى الَّذینَ ظَلَموا».
۴- از سرانجام تکیه بر دشمنان خبر داده و فرموده این کار باعث جهنمی شدن شما می‌شود، هر چند که اکنون مؤمن هستید. یعنی تکیه کردن به ظالمان عالم یک مسیر به سوی جهنم را پیش روی شما می‌گشاید: «فَتَمَسَّکُمُ النّارُ».
۵- این تکیه کردن به ظالمان، پذیرش شعبه‌ای از ولایت آنها است. بدانید که غیر از خدای متعال هیچ ولی و سرپرست واقعی و صاحب قدرتی که شما را به رستگاری برساند، وجود ندارد: «وَما لَکُم مِن دونِ اللَّهِ مِن أَولیاءَ».
۶- نه تنها اوضاع شما با تکیه کردن به ظالمان بهتر نخواهد شد، بلکه اگر این کار را انجام دهید خواهید دید که مشکلات شما بیش از پیش خواهد شد و‌ در این راه باطل یاوری نخواهید یافت و تنها خواهید ماند: «ثُمَّ لا تُنصَرونَ».
 
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به کفار

روایات مربوط به آیه نهی از «تکیه بر ظالمان»

وقتی قرآن می‌فرماید: «وَلا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا»، فقط از یک رفتار آشکار و صریح سخن نمی‌گوید؛ گاهی «تکیه کردن» بسیار آرام‌تر و پنهان‌تر از آن چیزی اتفاق می‌افتد که در نگاه اول تصور می‌کنیم. ممکن است انسانی در ظاهر، ظلم را نپذیرفته باشد، اما در دل خود به قدرت ظالم امید ببندد؛ ممکن است جامعه‌ای در ظاهر با ستمگر همراه نشده باشد، اما حل مشکلات و گشایش آینده خود را به اراده و رضایت او گره بزند. درست همین‌جا است که مرزها باریک می‌شود و افراد و جامعه نیاز دارند با دقت بیشتری در رفتار و تصمیم خود تأمل کنند.
 
قدرت، ثروت، پیشرفت ظاهری و امکانات مادی همیشه برای انسان جذاب بوده است. طبیعی است که انسان مادی‌نگر حل مشکلات خود را در تکیه کردن به اصحاب قدرت دنبال کند و برای همین است که خدای متعال در آیات مختلف از جمله همین آیه ۱۱۳ سوره هود، مؤمنان را از افتادن در این دام بر حذر داشته است.
 
روایاتی که ذیل این آیه نقل شده‌اند، این معنا را ملموس‌تر و نزدیک‌تر به زندگی ما می‌کنند. گویی ائمه(ع) می‌خواهند نشان دهند که «رکون به ظالمان» فقط یک مسئله مربوط به دوران‌های دور و پادشاهان و حاکمان گذشته نیست؛ بلکه می‌تواند در هر دوره‌ای، با ظاهری تازه و در قالبی متفاوت تکرار شود. اینک به دو روایت در این باره اشاره می‌کنیم.
 

روایت اول: رابطه بین انفعال در برابر ظالم و تکیه بر او

در روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع)، حضرت در ضمن سخنانی با اصحاب خود، آنها را از حالتی برحذر می‌دارند که انسان به ضعف و ذلت تن دهد و در برابر ستمگران کوتاه بیاید. حضرت در آن خطبه چنین می‌فرمایند:
 
مَا بَالُکُمْ قَدْ رَکَنْتُمْ إِلَی الدُّنْیَا وَ رَضِیتُمْ بِالضَّیْمِ وَ فَرَّطْتُمْ فِیمَا فِیهِ عِزُّکُمْ وَ سَعَادَتُکُمْ وَ قُوَّتُکُمْ عَلَی مَنْ بَغَی عَلَیْکُمْ؛ لَا مِنْ رَبِّکُمْ تَسْتَحْیُونَ وَ لَا لِأَنْفُسِکُمْ تَنْظُرُونَ وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ یَوْمٍ تُضَامُونَ وَ لَا تَنْتَبِهُونَ مِنْ رَقْدَتِکُمْ وَ لَا تَنْقَضِی فَتْرَتُکُمْ أَ مَا تَرَوْنَ إِلَی دِینِکُمْ یَبْلَی وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَة الدُّنْیَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ.
چه شده است شما را که به دنیا دل بسته‌اید و به خواری و ستم تن داده‌اید و در آنچه عزّت، سعادت و قدرت شما در برابر کسانی است که بر شما ستم و سرکشی کرده‌اند، کوتاهی می‌کنید؟
نه از پروردگارتان شرم می‌کنید و نه به فکر خودتان هستید. هر روز بر شما ستم می‌شود، اما از خواب غفلت بیدار نمی‌شوید و سستی و بی‌حالی شما پایان نمی‌یابد. آیا نمی‌بینید که دینتان رو به فرسودگی است، در حالی که شما در غفلتِ دنیا به سر می‌برید؟ در حالی که خداوند فرموده است: «به ظالمان تکیه و تمایل نکنید، که آتش شما را فرا خواهد گرفت؛ و جز خدا هیچ سرپرستی نخواهید داشت و آن‌گاه یاری نخواهید شد.»  (تفسیر فرات الکوفی، ص: 368)
 
از فضای این سخن چنین برمی‌آید که جامعه آن روز با یک قدرت ستمگر و صاحب شوکت روبه‌رو بوده است؛ قدرتی که برای رسیدن به خواسته خود و تسلیم جامعه مؤمنان فشار می‌آورده و پیوسته عزت و سعادت مؤمنان را هدف قرار می‌داده، اما در برابر این فشارها، بخشی از جامعه به جای ایستادگی و مقاومت، روزبه‌روز منفعل‌تر شده و بیش از پیش به خواسته‌های ستمگران تن می‌داده است. از همین رو، امیرالمؤمنین(ع) آنها را به‌شدت مورد عتاب قرار می‌دهند و می‌پرسند: چرا در برابر کسی که بر شما ستم و تعدی کرده، به خواری تن می‌دهید و برای حفظ عزت و قدرت خود قیام و استقامت نمی‌کنید؟ چیزی که جامعه امروز ما نیز بسیار با آن درگیر است. ما برای آن که بتوانیم از پس مشکلات خود بر بیاییم، راهی جز بازگشت به این آیات و روایات نداریم.
 
در این بیان، نکات مهمی نهفته است از جمله:
 

نکته اول

از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، رکون به ظالم تنها به معنای همکاری آشکار با او نیست؛ گاهی سستی، انفعال، کوتاه آمدن در برابر فشارها و پذیرفتن تدریجی خواسته‌های او نیز می‌تواند انسان و جامعه را به همان نقطه برساند. هنگامی که جامعه در برابر تعدی ستمگر ایستادگی نمی‌کند و برای حفظ عزت، استقلال و قدرت خود اقدامی انجام نمی‌دهد، در عمل زمینه را برای نفوذ و سلطه بیشتر قدرت‌های ظالم فراهم می‌سازد.
 

نکته دوم

نکته مهم دیگر آن است که این انفعال ظاهراً به یک حادثه و یک مقطع محدود نبوده، بلکه آن‌قدر تکرار شده که آثار و نتایج آن برای جامعه قابل مشاهده بوده است. تعبیرهای تند حضرت ـ «هر روز بر شما ستم می‌شود»، «از خواب خود بیدار نمی‌شوید» و «سستی  شما پایان نمی‌یابد» ـ نشان می‌دهد که جامعه بارها نتیجه این کوتاه آمدن را دیده، اما همچنان از آن عبرت نگرفته است.
 
گویی حضرت می‌خواهند بفرمایند: تا چه زمانی باید تجربه کنید که عقب‌نشینی در برابر ستمگر، او را متوقف نمی‌کند؟ چرا نمی‌بینید که هر بار کوتاه آمدن شما، او را در ادامه فشار و تعدی گستاخ‌تر می‌کند؟ چرا از این چرخه بیرون نمی‌آیید و از خواب غفلت بیدار نمی‌شوید؟
 

نتیجه روایت اول

از مجموع این روایت می‌توان نتیجه گرفت که مقاومت در برابر ظلم و حفظ عزت جامعه، بخشی از منطق ولایت الهی است و در مقابل، تسلیم شدن در برابر فشار ستمگران و عادت کردن به ذلت، یکی از صورت‌های خطرناک رکون و تکیه به ظالم به شمار می‌آید. بنابراین، نهی قرآن از تکیه بر ظالمان تنها ناظر به حمایت صریح و مستقیم از آنها نیست؛ بلکه هر روندی که جامعه مؤمنان را به انفعال، تسلیم، پذیرش سلطه و چشم پوشیدن از عزت خود بکشاند، باید با حساسیت مورد توجه قرار گیرد. پیام روایت روشن است: جامعه مؤمن نمی‌تواند همزمان خواهان عزت باشد و در برابر ظلم، سستی و انفعال پیشه کند.
 
وقتی انسان باور کند که «ما نمی‌توانیم»، وقتی جامعه‌ای ظرفیت‌های خود را نبیند و هر راهی را از پیش بسته تصور کند، در آن صورت قدرتی که در بیرون ایستاده و خود را بزرگ و شکست‌ناپذیر نشان می‌دهد، آرام‌آرام در نگاه او به تنها راه نجات تبدیل می‌شود. از همین‌جا است که تکیه بر ظالم شکل می‌گیرد.

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به کفار
 

روایت دوم: اقتصاد خود را وابسته بر ظالمان نکنید

این نکته در روایت دیگری روشن‌تر می‌شود. راوی می‌گوید از امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) درباره این آیه پرسیدم و حضرت در پاسخ فرمودند:
 
«هُوَ الرَّجُلُ مِنْ شِیعَتِنا یَعُولُ عَلَى هؤُلاءِ الْجائِرینَ.»
مقصود، کسی از شیعیان ما است که زندگی و روزی خود را به حاکمان جور وابسته کرده است. (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏72، ص: 374)
 
این روایت، با همه اختصار خود، انسان را به تأملی جدی فرا می‌خواند و نکات مهمی دربردارد که در ادامه به دو مورد از آنها اشاره می‌شود.
 

نکته اول

نخستین نکته قابل توجه آن است که امام(ع)، یکی از مصادیق این آیه را در میان خودِ شیعیان معرفی می‌کنند. بنابراین، هیچ کس نباید گمان کند که هشدار آیه ۱۱۳ سوره هود تنها متوجه دیگران است و شیعیان، صرفاً به دلیل پذیرش ولایت اهل‌بیت(ع) و قرار گرفتن در مسیر کلی ولایت آنان، از خطر «رکون به ظالمان» مصون هستند.
 
اتفاقاً این روایت نشان می‌دهد که چنین خطری شیعیان را بسیار تهدید می‌کند. ممکن است انسان در اصلِ اعتقاد و جهت کلی زندگی خود، پیرو اهل‌بیت(ع) باشد، اما در مقام عمل، برای حل مشکلات و تأمین نیازهای خود به قدرت‌های ظالم تکیه کند و راه نجات و پیشرفت را در وابستگی به آنها ببیند. امام(ع) دقیقاً نسبت به چنین وضعیتی هشدار می‌دهند. چیزی که امروز ما در بسیاری از مسئولان و کارشناسان آن را مشاهده می‌کنیم.
 
این خطر زمانی جدی‌تر می‌شود که سخن از قدرت‌هایی مانند آمریکا و کشورهای استعمارگری باشد که در تقابل با دین، استقلال و منافع جامعه اسلامی قرار دارند؛ به طوری که یکی از مهم‌ترین اهدافشان برای جهانی کردن سیاست‌های استعمارگری به شکل نوین، حذف قدرت‌هایی مانند ایران اسلامی است.
 
در چنین شرایطی، تکیه کردن به این قدرت‌های ظالم برای حل مشکلات، نه تنها یک انتخاب ساده سیاسی یا اقتصادی نیست، بلکه این رفتار غلط جامعه را به‌تدریج در موقعیتی قرار می‌دهد که تصمیم‌ها، منافع و مسیر حرکت خود را در تمام عرصه‌ها با خواسته‌های همان قدرت‌ها تنظیم کند.
 

نتیجه نکته اول

بر این اساس، هشدار آیه و روایت پیش از همه متوجه کسانی است که مسئولیت اداره جامعه اسلامی و تصمیم‌گیری درباره سرنوشت آن را بر عهده دارند؛ زیرا نوع نگاه و تصمیم آنها می‌تواند یک جامعه را به سوی استقلال و عزت یا به سوی وابستگی و تکیه بر قدرت‌های ظالم سوق دهد.
 
پس از مسئولان نیز این هشدار متوجه عموم مردم است؛ چراکه مردم نیز باید مراقب باشند در تحلیل مسائل، انتخاب راه‌حل‌ها و جهت‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی، امید و تکیه اصلی خود را به قدرت‌هایی نسپارند که منافع و اهدافشان با منافع جامعه اسلامی در تعارض است.و هویدا گشته است. پس این آیه خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی ایران است بعد از آن خطاب به سایر مردم کشور.
 

نکته دوم

چرا وابسته کردن زندگی و روزی به حاکم جور تا این اندازه مهم شمرده شده است؟ شاید پاسخ را بتوان در یک واقعیت ساده انسانی پیدا کرد: انسان معمولاً در برابر کسی که خود را محتاج او می‌بیند، آزادانه تصمیم نمی‌گیرد.
 
وقتی نان، امنیت، موقعیت یا آینده انسان به اراده دیگری گره بخورد، ایستادن در برابر خواسته‌های او دشوارتر می‌شود. هر اندازه این وابستگی بیشتر شود، قدرت «نه گفتن» نیز کمتر می‌شود. انسان ممکن است در ابتدا فقط به امید رفع یک نیاز به قدرت‌های ظالم تکیه کند، اما پس از مدتی خود را در وضعیتی ببیند که برای حفظ آن تکیه‌گاه، مجبور است از بعضی مواضع خود عقب بنشیند یا در برابر برخی رفتارها سکوت کند.
 
همین معنا را می‌توان در مقیاس یک جامعه نیز تصور کرد.
 
اگر ملتی به این باور برسد که اقتصادش، امنیتش، پیشرفتش یا حتی زندگی روزمره مردمش فقط در صورتی سامان پیدا می‌کند که قدرت‌های ظالم از او راضی باشد، آیا چنین جامعه‌ای همچنان می‌تواند در همه تصمیم‌های خود آزاد و مستقل باقی بماند؟
 
این پرسش، پرسشی است که هر جامعه‌ای باید صادقانه با خود مطرح کند.
 
البته این سخن به معنای نفی هرگونه ارتباط، همکاری یا استفاده از تجربه دیگران نیست. تفاوت مهمی میان «تعامل» با «اتکا» و میان «ظالم» با «غیر ظالم» وجود دارد. ممکن است دو جامعه با یکدیگر گفت‌وگو و همکاری کنند، بدون آنکه یکی سرنوشت خود را به دیگری وابسته سازد. یا اتکا در جایی صورت بگیرد که آن جامعه ظالم و مستکبر است. آنچه این آیه و روایات نسبت به آن هشدار می‌دهند، حالتی است که انسان یا جامعه، قدرت دیگری را پشتوانه اصلی خود ببیند و به تدریج اختیار و استقلال تصمیم‌گیری خویش را به رضایت و اراده او گره بزند.
 
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به کفار

جمع بندی

آنچه در این مقاله گفته شد، معیاری مهم در دین‌داری و در همه عرصه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی است: مؤمن نباید به ظالم تکیه کند. ممکن است با دیگران ارتباط و تعامل داشته باشد، اما نباید گرهِ گشایش زندگی، عزت و آینده خود را به اراده کسانی بزند که در مسیر ظلم حرکت می‌کنند. اعتراضات مردمی نیز، به‌عنوان یکی از عرصه‌های کنش اجتماعی و سیاسی، از این قاعده بیرون نیست.
 
اگر آنچه در مقاله نخست درباره مسئولیت اجتماعی مردم گفته شد در کنار این معیار قرار گیرد، چند نتیجه مهم به دست می‌آید:
 

۱- نخستین مخاطبان این معیار، مسئولان جامعه اسلامی‌اند.

آنان حق ندارند سرنوشت مردم و حل مشکلات کشور را به خواست و اراده قدرت‌های ظالم گره بزنند و چنان با جامعه سخن بگویند که گویی راهی جز تکیه بر آنها وجود ندارد. قرآن پس از نهی از رکون به ظالمان، بلافاصله یادآوری می‌کند: «وَما لَکُم مِن دونِ اللّهِ مِن أَولِیاءَ ثُمَّ لا تُنصَرونَ»
 
یعنی اگر تکیه‌گاه اصلی از خدا و اولیاء او او به سوی ظالمان تغییر کند، به امید آن که شما را یاری کنند، بدانید آنها نجات‌بخش شما نخواهند بود. این هشدار قرآن بسیار جدی است: گاهی انسان برای رهایی از یک مشکل، به ظالمی تکیه می‌کند که سرانجام، خود منشأ گرفتاری بزرگ‌تری می‌شود.
 

۲- مردم نباید نسبت به مسئولان بی‌تفاوت باشند.

اگر مردم ببینند مسئولین یا جریانی سیاسی، جامعه را به وابستگی و تکیه بر ظالمان سوق می‌دهد، مسئولیت اجتماعی آنها اقتضا می‌کند که سکوت نکنند؛ نقد کنند، مطالبه کنند و از راه‌های صحیح، نسبت به چنین مسیری هشدار دهند. در نظام اسلامی مردم مسئول هستند و نباید نسبت به تصمیم‌هایی که عزت و استقلال جامعه را در معرض آسیب قرار می‌دهد بی‌تفاوت بمانند. اعتراضات مردمی، می‌تواند یکی از صورت‌های این مطالبه‌گری باشد.
 

۳- اعتراضات مردمی باید معیار «عدم رکون به ظالمان» را رعایت کند.

نمی‌توان به تکیه مسئولان بر ظالمان اعتراض کرد، اما در همان اعتراض، خود به آنها تکیه کرد. اعتراض اصلاحی باید خواسته‌ای روشن، سخنی صریح و مسیری مستقل داشته باشد؛ نباید سرخط خود را از قدرت‌های بیرونی بگیرد، به شعارها و هیاهوی آنها متکی شود یا اجازه دهد مطالبه واقعی مردم به ابزاری برای پیشبرد اهداف دیگران تبدیل شود.
 
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به کفار
 
اینجاست که مسئله کمی دشوارتر و البته عمیق‌تر می‌شود. ممکن است انسان از یک بی‌عدالتی واقعاً رنج برده باشد؛ ممکن است اعتراض او کاملاً به‌حق باشد؛ اما حق بودنِ اصل مطالبه، ما را از مراقبت درباره مسیر مطالبه بی‌نیاز نمی‌کند. باید هم بپرسیم «به چه چیزی اعتراض می‌کنیم؟» و هم از خود بپرسیم «در این اعتراض، به چه کسی تکیه کرده‌ایم و حرکت ما در نهایت به سود چه کسی تمام می‌شود؟».
 
دنیا فضای خنثی و بی‌طرفی نیست. در کنار جریان‌های خیرخواه، قدرت‌های استکباری نیز وجود دارند که مسائل و نارضایتی‌های واقعی مردم را از زاویه منافع خود می‌بینند و ممکن است بکوشند از آنها بهره ببرند. همین واقعیت، هم مسئولان را به هوشیاری و اصلاح خطاها فرامی‌خواند و هم مردم را به دقت در شیوه اعتراضات.
 
اما «تکیه نکردن» تنها یک سوی ماجرا است. گاهی انسان یا جامعه به قدرتی ظالم تکیه نمی‌کند، اما در تصمیم‌ها و رفتارهای خود، خواسته یا ناخواسته مسیر او را دنبال می‌کند؛ و اینجا مسئله‌ای دقیق‌تر پیش روی ما قرار می‌گیرد: آیا هر نوع همراهی و اطاعت از جریان‌های غیرالهی نیز می‌تواند جهت حرکت جامعه مؤمنان را تغییر دهد؟ قرآن در این‌باره هشدارهای صریح و قابل‌تأملی دارد. در مقاله بعدی از مجموعه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی»، به معیار سوم، یعنی «عدم اطاعت از کفار» می‌پردازیم و بررسی می‌کنیم که اطاعت چگونه می‌تواند، حتی بدون تکیه آشکار، انسان و یک حرکت اجتماعی را آرام‌آرام از مسیر خود خارج کند.
تبلیغات در راسخون
ارسل تعليقاتك
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.