معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان

چرا قرآن از اطاعت کفار و منافقان نهی می‌کند و این اصل چه ارتباطی با اعتراضات مردمی دارد؟
Saturday, October 3, 2026
الوقت المقدر للدراسة:
مؤلف: سید محمد کاظم میرباقری
موارد بیشتر برای شما
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
 
نمای کلی
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
الف- پیروی از مسیر الهی تنها راه آبادانی دنیا
ب- از کفار اطاعت نکنید
رابطه شنیدن و اطاعت
ج- از منافقان اطاعت نکنید
منافقان چگونه جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟
۱- خود را اصلاح‌گر معرفی می‌کنند
۲- به روش‌های مختلف فشار وارد می‌کنند
معیار شناخت مسیر منافقانه چیست؟
۱- مهم‌ترین نشانه جریان نفاق
جمع‌بندی

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
در سه مقاله گذشته از مجموعه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی»، ابتدا از حق اعتراض سخن گفتیم، سپس ولایت الهی را به‌عنوان معیار اصلی و محوری حرکت اجتماعی بررسی کردیم و در مقاله سوم به این نتیجه رسیدیم که مؤمنان نباید برای حل مشکلات خود به ظالمان تکیه کنند.
 
اما مسئله در همین‌جا پایان نمی‌یابد. ممکن است انسان به قدرتی ظالم تکیه نکند، اما در تحلیل حوادث، تصمیم‌گیری‌ها، انتخاب راه‌حل‌ها یا حتی جهت حرکت اجتماعی خود، از همان جریان پیروی کند. از همین‌جا معیار چهارم اهمیت پیدا می‌کند: عدم اطاعت از کفار و منافقان. قرآن تنها از وابستگی به آنها نهی نمی‌کند؛ بلکه نسبت به پذیرفتن خط، تحلیل و مسیر آنها نیز هشدار می‌دهد.
این مجموعه در شش مقاله تنظیم شده است:
۱- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۱): حق اعتراض در قرآن
۲- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۲): ولایت الهی
۳- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به ظالمان
۴- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان
۵- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۵): حفظ امید
۶- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۶): دل ندادن به هر تحلیلی
 
در این مقاله بررسی خواهیم کرد که قرآن کریم چرا نسبت به اطاعت از کفار و منافقان هشدار می‌دهد و این معیار چه ارتباطی با اعتراضات و کنش‌های اجتماعی مردم دارد.
 
پیش از ورود به بحث، نکته‌ای که در مقاله نخست مطرح شد، لازم است دوباره یادآوری شود. معیارهای قرآنی که در این سلسله مقالات برای اعتراضات مردمی بیان می‌شوند، صرفاً ناظر به این موضوع خاص نیستند؛ بلکه معیارهایی بالادستی برای کلیت نظام سیاسی حکومت اسلامی به شمار می‌آیند و اصول حاکم بر حرکت سیاسی جامعه را مشخص می‌کنند.
 
از آنجا که اعتراضات مردمی نیز بخشی از کنش‌های سیاسی و اجتماعی در یک نظام اسلامی است، طبیعی است که باید در چارچوب همین معیارهای کلان واقع شود.
 

الف- پیروی از مسیر الهی تنها راه آبادانی دنیا

در قرآن کریم، مسئله اطاعت جایگاه ویژه‌ای دارد. خداوند بارها مؤمنان را به اطاعت از خود و پیامبران الهی فرمان داده است؛ فرمانی که در آیات مختلف، به‌صورت مطلق و بدون محدود شدن به حوزه‌ای خاص از زندگی بیان شده است. این اطلاق نشان می‌دهد که جامعه مؤمنان باید در همه عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی، بر مدار هدایت الهی حرکت کند و طرح و برنامه انبیای الهی را معیار حرکت و پیشرفت جامعه قرار دهد. از نگاه قرآن، این مسیر تنها راه آبادانی حقیقی دنیا است، همچنان که خدای رحمان می‌فرماید:
 
«وَلَو أَنَّ أَهلَ القُرىٰ آمَنوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرضِ وَلٰکِن کَذَّبوا فَأَخَذناهُم بِما کانوا یَکسِبونَ»
و اگر مردم شهرها و دیارها همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند، همانا ما درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر روی آنها می‌گشودیم و لیکن (چون آیات و پیغمبران ما را) تکذیب کردند ما هم آنها را سخت به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم. (سوره اعراف، آیه ۹۶)
 
بر اساس این آیه، راه پیشرفت حقیقی و ساختن دنیای آباد، پیروی از خدای متعال و فرامین او است. مشکلات و فسادهای گسترده‌ای که بشر در گذشته و امروز در عرصه‌های مختلف با آن روبه‌رو بوده و هست ـ از فسادهای اقتصادی و سیاسی گرفته تا آسیب‌های فرهنگی، اخلاقی و زیست‌محیطی ـ ریشه در فاصله گرفتن انسان از مسیر هدایت الهی دارد.
 
بنابراین، هنگامی که قرآن به اطاعت از پیامبران فرمان می‌دهد، به این معنا است که بشریت باید مسیر پیشرفت خود را بر اساس آموزه‌های وحیانی طراحی و اجرا کند و به همین دلیل، خداوند بارها مؤمنان را از پیروی و تبعیت از کفار و منافقان برحذر داشته و پیامدهای دنیایی و اخروی آن را گوشزد کرده است.


معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان

ب- از کفار اطاعت نکنید

مقوله «اطاعت» یکی از فروع ولایت است به این معنا که وقتی انسان از کسی اطاعت می‌کند به نوعی در محدوده همان فعل، خود را تحت ولایت فرمان‌دهنده قرار داده است. از این رو نهی از اطاعت از کفار در قرآن کریم به‌طور خاص و بارها مورد تأکید قرار گرفته است. برای نمونه، در سوره شعرا داستان هشت پیامبر الهی و قومشان مطرح می‌شود. نکته جالب اینکه قرآن کریم سخن اصلی پیامبران را در قالب یک جمله و به صورت ترجیع‌بند در طول سوره بیان فرموده و آن جمله طلایی پیامبران این است:
 
«فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطیعونِ»
«تقوای الهی پیشه کنید و از من اطاعت نمایید.» (سوره شعرا، آیه ۱۰۸)
 
این نشان می‌دهد که معیار اصلی در زندگی دنیا – که سیاست نیز بخشی از آن است – اطاعت از انبیاء و پیروی از راه و روش آنها می‌باشد. از سوی دیگر، خدای متعال در نقطه مقابل، بارها از اطاعت از کفار پرهیز داده و خطرات جدی آن را گوشزد کرده است، برای مثال در جایی می‌فرماید:
 
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تُطیعُوا الَّذینَ کَفَروا یَرُدّوکُم عَلىٰ أَعقابِکُم فَتَنقَلِبوا خاسِرینَ ‎*‏ بَلِ اللَّهُ مَولاکُم وَهُوَ خَیرُ النّاصِرینَ»
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانی که کفر ورزیدند اطاعت کنید، شما را به آیین نیاکانتان برمی‌گردانند، پس زیانکار خواهید شد. [آنها ولی و یاور شما نیستند،] بلکه خداوند مولای شما است و او بهترینِ یاوران است. ‎﴿سوره آل‌عمران ، آیات ۱۴۹ و ۱۵۰﴾
 
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه چنین می‌فرماید:
«... بعید نیست که از سیاق آیات استفاده شود که گویا کفار بعد از داستان جنگ احد و در روزهایى که این آیات نازل مى‏شده یکى یکى مؤمنین را مى‏دیدند، و این مطلب را به عنوان خیرخواهى به آنها القا مى‏کردند که مثلا جنگ با کفار قریش در احد اشتباه بوده، و از این به بعد بطور کلى این کار صلاح نیست، و کوتاه سخن اینکه به مؤمنین چیزهایى مى‏گفتند که در آینده حاضر به قتال نشوند، و نیز مطالبى در میان مى‏آورده‏اند که باعث نزاع و تفرقه و تشتت کلمه و اختلاف بین آنها شود. ...» (ترجمه تفسیر المیزان، ج‏4، ص: 65)

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان 

رابطه شنیدن و اطاعت

اگر این تحلیل درباره فضای نزول آیات را بپذیریم، نکته‌ای بسیار مهم پیش روی ما قرار می‌گیرد: اطاعت از کفار همیشه به معنای اجرای مستقیم فرمان آنها نیست؛ گاهی اطاعت از جایی آغاز می‌شود که انسان تحلیل خود را از آنها می‌گیرد. اگر مؤمنان فهم و تفسیر حوادث سیاسی را به کسانی بسپارند که از منظومه فکری و اهدافی متفاوت سخن می‌گویند، طبیعی است که به‌تدریج نوع نگاه، داوری و حتی تصمیم‌های آنها نیز تحت تأثیر همان تحلیل‌ها قرار گیرد. از این منظر، مراقبت از منبع تحلیل، بخشی از همان استقلال فکری است که جامعه مؤمنان باید آن را حفظ کند.
 
این مسئله امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا انسان هر روز با انبوهی از تحلیل‌ها، روایت‌ها و تفسیرهای سیاسی روبه‌رو است و گاه چنین تصور می‌شود که شنیدن هر سخنی، به خودی خود نشانه آزاداندیشی است. حتی گاهی برای اثبات این نگاه به آیه «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» استناد می‌شود و گفته می‌شود قرآن سفارش کرده است که انسان همه سخنان را بشنود و سپس بهترین آنها را انتخاب کند.
 
اما این برداشت نیازمند دقت بیشتری است. ما در مقاله «بازنگری در معنای آیه الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ» توضیح داده‌ایم که چنین معنایی، نه با خود آیه و نه با سیاق آیه سازگار است و نه با مجموعه آیات قرآن و ملاحظات عقلی هماهنگی دارد. قرآن از انسان نمی‌خواهد گوش و ذهن خود را در معرض سخنان باطل قرار دهد؛ بلکه از او می‌خواهد آگاهانه، مسئولانه از خوراک فکری خود و گوش که دروازه ورود آن است محافظت کند؛ برای مطالعه بیشتر در این باره پیشنهاد می‌کنم مقاله مذکور را مطالعه بفرمایید.

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان
 

نتیجه بخش اول

از مجموع این آیات می‌توان سه نتیجه مهم به دست آورد:
۱- مسئولان نظام اسلامی بیش از دیگران باید مراقب این اصل باشند؛ زیرا تصمیم‌ها و سیاست‌های آنها می‌تواند مسیر یک جامعه را شکل دهد. ازاین‌رو، نباید تحلیل، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کشور را تابع خواسته‌ها و جهت‌گیری جریان‌هایی قرار دهند که با مسیر الهی در تعارض‌اند.
۲- مردم نیز در برابر این مسئله مسئول‌اند. جامعه مؤمن نمی‌تواند نسبت به جهت‌گیری‌های سیاسی و تصمیم‌های کلان بی‌تفاوت باشد. اگر مردم احساس کنند مسیری برخلاف این معیار قرآنی در حال شکل‌گیری است، وظیفه دارند از راه‌های صحیح هشدار دهند، نقد کنند و مطالبه‌گر باشند؛ و اعتراضات مردمی نیز می‌تواند یکی از صورت‌های این واکنش اجتماعی باشد.
۳- خودِ اعتراضات مردمی نیز باید از این معیار عبور کند. ممکن است اصل یک مطالبه درست باشد، اما اگر تحلیل، شعار یا جهت آن از جریان‌هایی گرفته شود که قرآن از پیروی آنها نهی کرده است، حرکت اعتراضی می‌تواند آرام‌آرام از مقصد اولیه خود فاصله بگیرد. بنابراین، در نگاه قرآن تنها درست بودن مطالبه کافی نیست؛ مسیر، مرجع تحلیل و جهت حرکت نیز اهمیت دارد.
 

بخش دوم: از منافقان اطاعت نکنید

قرآن کریم در کنار نهی از اطاعت کفار، مؤمنان را از اطاعت منافقان نیز برحذر داشته است، که نشان می‌دهد منافقان در جامعه اسلامی یک حضور خنثی و بی‌اثر ندارند؛ آنها تنها افرادی با یک باور پنهان نیستند، بلکه در عرصه اجتماعی و سیاسی حضور دارند و می‌کوشند با سخن، تحلیل، پیشنهاد و ایجاد جهت‌گیری‌های خاص، جامعه را به سوی مسیر مورد نظر خود سوق دهند.
 
به همین دلیل، خداوند متعال در سوره احزاب، دو بار به‌طور صریح از اطاعت و تبعیت از منافقان نهی می‌کند. این سوره نیز از جهات مختلف به معرفی منافقان و بیان ویژگی‌ها و سطوح مختلف نفاق پرداخته است که بررسی تفصیلی آن، مجال دیگری می‌طلبد. خداوند در ابتدای سوره احزاب می‌فرماید:
 
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَالمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیمًا حَکیمًا ‎* وَاتَّبِع ما یوحىٰ إِلَیکَ مِن رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا»
اى پیامبر! بر تقواى الهى ثابت قدم و استوار باش، و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خدا همواره دانا و حکیم است. و از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى مى‏شود پیروى کن؛ قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است.
 
نکته قابل توجه در این آیه آن است که خداوند پس از نهی از اطاعت کفار و منافقان، بلافاصله مسیر جایگزین را معرفی می‌کند: «وَاتَّبِع ما یوحىٰ إِلَیکَ مِن رَبِّکَ»؛ یعنی معیار تنظیم حرکت جامعه، نه خواسته‌ها و پیشنهادهای کفار و منافقان، بلکه هدایت الهی است.
 
این آیه نشان می‌دهد که مسئله اطاعت، تنها به امور عبادی و فردی محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل مسیر کلی اداره جامعه و انتخاب راه حرکت آن نیز می‌شود. جامعه مؤمن نمی‌تواند معیارهای اساسی خود را از کسانی بگیرد که در برابر مسیر الهی قرار دارند؛ حتی اگر سخنان آنها با عناوینی مانند تجربه، مصلحت‌اندیشی یا کارشناسی مطرح شود.

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان
 

منافقان چگونه جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟

یک نکته مهم که باید برای فهم آن تلاش کرد این است که منافقان چطور به اهداف خود می‌رسند و چطور مؤمنان را به اطاعت از خود وادار می‌کنند. از دل قرآن می‌توان نکات مختلفی را برای پاسخ به این پرسش به دست آورد که به دو مورد آن اشاره می‌کنیم.
 

۱- خود را اصلاح‌گر معرفی می‌کنند

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های منافقان در قرآن این است که خود را مصلح معرفی می‌کنند. آنها معمولاً با زبان خیرخواهی سخن می‌گویند و اقدامات خود را نه برای ایجاد انحراف، بلکه برای اصلاح امور جامعه معرفی می‌کنند. همین ویژگی است که شناخت و مقابله با جریان نفاق را دشوار می‌سازد؛ زیرا خطر همیشه با چهره آشکار فساد و دشمنی وارد نمی‌شود، بلکه نفاق با ظاهری زیبا و با شعارهایی مانند اصلاح، عقلانیت، خیرخواهی، نظر کارشناسی و حل مشکلات جامعه خود را نشان می‌دهد. قرآن کریم این ویژگی را چنین بیان می‌کند:
 
«وَإِذا قیلَ لَهُم لا تُفسِدوا فِی الأَرضِ قالوا إِنَّما نَحنُ مُصلِحونَ ‎*‏ أَلا إِنَّهُم هُمُ المُفسِدونَ وَلٰکِن لا یَشعُرونَ»
و اگر به آنها گفته شود: «در زمین فساد نکنید!» خواهند گفت: «ما فقط اصلاح کننده‌ایم!» آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند. (سوره بقره، آیه ۱۱ و ۱۲)
 
مشکل اصلی آنجا است که میان ادعای اصلاح و حقیقت اصلاح فاصله وجود دارد. جریان نفاق معمولا با سخنان زیبا و حتی دغدغه‌های ظاهراً قابل قبول وارد می‌شود، اما از آنجایی که دل به قدرت‌های مادی دارد و راه حل مشکلات مختلف جامعه را در تقلید و پیروی از قدرت‌ها می‌بیند،‌ نمی‌تواند مصلح واقعی باشد؛ چرا که قدرت‌های استکباری در پشت ظاهر زیبا مشکلات و فساد‌های فراوانی دارند که زاییده دنیامحوری و جنگ قدرت درونیشان است و کوری نمی‌تواند عصاکش کور دگر باشد.
 
منافقان تلاش می‌کنند مسیر خود را به‌عنوان راه نجات و اصلاح به جامعه عرضه کنند و در این راه به جای آنکه آشکارا در برابر حق بایستند، ممکن است با ایجاد تردید، تغییر در محاسبات جامعه و بزرگ‌نمایی مشکلات، مردم را نسبت به مسیر صحیح دچار تردید کنند و راه دیگری را به‌عنوان تنها راه حل معرفی نمایند.
 
به تعبیر دیگر، خطر منافق فقط به کفر درونی او نیست؛ بلکه در این است که می‌کوشد طرح و برنامه‌ای را به نام اصلاح، پیشرفت یا خیرخواهی در مقابل طرح پیامبر یا هر ولی الهی دیگر که زمام جامعه به دست او است، قرار دهد. به همین دلیل، قرآن مؤمنان را دعوت می‌کند که تنها به ظاهر سخنان و عنوان‌هایی که افراد برای خود انتخاب می‌کنند نگاه نکنند، بلکه مسیر و نتیجه حرکت آنها را نیز مورد توجه قرار دهند.

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان
 

۲- به روش‌های مختلف فشار وارد می‌کنند

روش اثرگذاری منافقان و مخالفان حق همیشه از مسیر ارائه یک منطق و استدلال جایگزین نیست؛ گاهی آنها تلاش می‌کنند با ایجاد فشار، فضای روانی و هزینه‌سازی، جامعه یا رهبران آن را از مسیر اصلی خود منحرف کنند. قرآن کریم در سوره احزاب، یکبار در آیه اول و بار دیگر در آیه ۴۸، جامعه اسلامی را از اطاعت از کفار و منافقان نهی می‌کند و می‌فرماید:
 
«وَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَالمُنافِقینَ وَدَع أَذاهُم وَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ وَکَفىٰ بِاللَّهِ وَکیلًا»
و از کافران و منافقان اطاعت مکن و به آزارشان توجه نکن و بر خدا توکل کن، و کافى است که خدا نگهبان و کارساز [انسان‏] باشد.
 
تعبیر «وَدَعْ أَذَاهُمْ؛ به آزارشان توجه نکن» نشان می‌دهد که در کنار دعوت‌ها و پیشنهادهای فکری، نوعی فشار و آزار نیز وجود داشته است؛ فشارهایی که می‌توانست با هدف خسته کردن، تضعیف اراده یا وادار کردن پیامبر(ص) به کوتاه آمدن از مسیر الهی انجام شود. اما خداوند به پیامبر خود دستور می‌دهد که این فشارها نباید معیار تصمیم‌گیری او قرار گیرد و مسیر حرکت جامعه نباید تحت تأثیر خواسته‌های آنها تغییر کند.
 
این نکته یک حقیقت مهم را روشن می‌کند: منافقان برای تغییر مسیر جامعه، مستقیماً نمی‌گویند از راه پیامبر فاصله بگیرید؛ بلکه با ایجاد فضای سنگین، القای ناتوانی، بزرگ‌نمایی هزینه‌ها و دشوار نشان دادن راه پیامبر، تلاش می‌کنند جامعه را به سمت پذیرش راه مد نظر خودشان سوق دهند. از این رو قرآن مؤمنان را تنها به شناخت سخنان و ادعاها دعوت نمی‌کند؛ بلکه آنها را به استقامت در برابر فشارهایی فرامی‌خواند که ممکن است برای تغییر مسیر الهی ایجاد شود.

معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان
 

معیار شناخت مسیر منافقانه چیست؟

پرسش مهم در این بخش آن است که پس از بیان این مطالب، چگونه می‌توان به این آیات عمل کرد؛ زیرا منافقان همیشه به‌سادگی برای عموم مردم قابل شناسایی نیستند. در پاسخ، باید به چند نکته توجه کرد:
  • نخست آن که همه منافقان در یک سطح قرار ندارند. قرآن کریم از درجات و مراتب مختلف نفاق سخن گفته است. برخی از منافقان آشکارتر و قابل شناسایی‌تر هستند، برخی از طریق سخنان، مواضع و ادعاهایشان شناخته می‌شوند و برخی نیز چنان پنهان عمل می‌کنند که تشخیص آنها دشوار است.
  • دوم آنکه قرآن کریم برای همین هدف، ویژگی‌ها، رفتارها و سخنان منافقان را در آیات متعدد بیان کرده است تا مؤمنان بتوانند با شناخت این نشانه‌ها، مسیر درست را تشخیص دهند.
 
البته در اینجا قصد نداریم به‌صورت تفصیلی به بحث نفاق‌شناسی بپردازیم؛ زیرا این موضوع خود بحثی گسترده در قرآن کریم است، اما به مهم‌ترین ویژگی جریان نفاق اشاره خواهیم کرد.
 

۱- مهم‌ترین نشانه جریان نفاق

بر اساس مباحث پیش‌گفته، مهم‌ترین ویژگی جریان نفاق، مخالفت با مسیر ولیّ الهی در جامعه است. منافق می‌کوشد جامعه را به این باور برساند که راه اصلاح و حل مشکلات، نه در پیروی از مسیر هدایت الهی، بلکه در پذیرش راه‌ها و الگوهای دیگری است. از همین رو، قرآن کریم در سوره احزاب، پس از نهی جامعه از اطاعت کفار و منافقان می‌فرماید:
 
«وَاتَّبِعْ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ»
و از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن.
 
قرار گرفتن این دو فرمان در کنار یکدیگر، معنای روشنی دارد: جامعه مؤمن باید معیار حرکت خود را از هدایت الهی بگیرد و در برابر طرح‌ها و مسیرهایی که در مقابل آن قرار می‌گیرند، هوشیار باشد.
 
بنابراین این موضوع، یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها برای شناخت جریان نفاق و اصحاب آن است. اگر مؤمنان مشاهده کنند که برخی از مسئولان و صاحبان قدرت در جامعه، در برابر طرح و برنامه ولیّ شرعی جامعه، مسیر دیگری را مطرح می‌کنند و به طور غیر طبیعی از آن دفاع می‌کنند، باید در اینجا با دقت بیشتری تأمل کنند و نسبت به مسئله عدم تبعیت و احتمال رفتار منافقانه حساس باشند.
 
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان
 
در تاریخ معاصر نیز نمونه‌هایی از این مسئله را تجربه کرده‌ایم؛ گاه ولیّ فقیه و رهبر جامعه اسلامی، بر اساس معیارهای اسلامی مسیر مشخصی را برای پیشرفت جامعه ترسیم کرده است، اما جریانی در برابر این مسیر، راه دیگری را پیشنهاد داده و بر اجرای آن اصرار کرده است. در برخی موارد، برای آنکه حجت تمام شود، ولی فقیه به این جریان فرصت داده تا دیدگاه و راهکار خود را در عرصه عمل بیازماید؛ اما پس از آشکار شدن نتایج و روشن شدن ناکارآمدی آن مسیر، همچنان بر همان دیدگاه اصرار ورزیده‌اند و تلاش کرده‌اند جایگاه خود را در عرصه قدرت حفظ کنند.
 
در چنین شرایطی، چه این افراد واقعاً منافق باشند و چه نباشند، باید بدانند که ادامه دادن چنین رویکردی، رفتاری با ویژگی‌های منافقانه است و نیازمند توبه و اصلاح است. توبه در گناهان اجتماعی تنها به پشیمانی قلبی محدود نمی‌شود، بلکه باید با بازگشت عملی از مسیر خطا و اصلاح آثار اجتماعی آن همراه باشد؛ زیرا خطایی که در عرصه جامعه رخ داده، با یک توبه فردی جبران نمی‌شود، بلکه نیازمند اصلاح آشکار در همان عرصه اجتماعی است.
 

جمع‌بندی

آنچه از مجموع آیات و مباحث این مقاله به دست می‌آید، این است که جامعه ایمانی نه تنها نباید به کفار و منافقان تکیه کند، بلکه نباید مسیر فکری و عملی خود را نیز بر اساس خواسته‌ها و جهت‌گیری‌های آنها تنظیم نماید. قرآن، اطاعت از غیرمسیر الهی را خطری می‌داند که می‌تواند آرام‌آرام جهت حرکت یک جامعه را تغییر دهد. بر همین اساس، این آیات دست‌کم سه نتیجه مهم برای جامعه اسلامی دارد:
 
۱- مسئولان و تصمیم‌گیران جامعه بیش از دیگران باید مراقب این معیار باشند.
کسانی که در جایگاه تصمیم‌گیری و ریل‌گذاری مسیر جامعه قرار دارند، نباید در تحلیل مسائل، طراحی برنامه‌ها و انتخاب راه‌حل‌ها، از کفار و منافقان تبعیت کنند؛ بلکه باید بر اساس معیار‌های الهی و تبعیت از ولی الهی مسیر پیشرفت کشور را طراحی و اجرا کنند.
 
۲- مردم نیز نسبت به عدم اطاعت از کفار و منافقان مسئولیت دارند.
جامعه مؤمن نباید نسبت به جهت‌گیری‌های سیاسی و تصمیم‌هایی که می‌تواند کشور را به سمت تبعیت از جریان‌های کفر و نفاق سوق دهد، بی‌تفاوت باشد. اگر مردم مشاهده کنند که مسئولان یا جریان‌های سیاسی در مسیر وابستگی فکری و عملی به کفار و منافقان حرکت می‌کنند، باید از راه‌های صحیح، نقد و مطالبه‌گری کنند و یکی از جلوه‌های این مسئولیت اجتماعی می‌تواند اعتراضات عمومی و اصلاحی باشد.
 
۳- اعتراضات مردمی نیز باید این معیار قرآنی را رعایت کند.
همان‌گونه که جامعه حق دارد نسبت به مشکلات و خطاها اعتراض کند، باید مراقب باشد که در مسیر اعتراض، تحلیل‌ها، شعارها و اهداف خود را از جریان‌هایی نگیرد که قرآن از پیروی آنها نهی کرده است. یک مطالبه حق، زمانی می‌تواند به اصلاح واقعی منجر شود که استقلال فکری و جهت الهی خود را حفظ کند.
 
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): نهی از اطاعت کفار و منافقان
 
به طور کلی پیام این آیات آن است که جامعه ایمانی باید هم در برابر فشار و نفوذ بیرونی هوشیار باشد و هم نسبت به جریان‌های نفاق که با عنوان اصلاح و خیرخواهی ظاهر می‌شوند، دقت داشته باشد.
 
در مقاله بعدی از مجموعه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی»، به معیار دیگری می‌پردازیم: حفظ امید و جلوگیری از یأس مؤمنان؛ زیرا یکی از راه‌های تضعیف یک جامعه، آن است که مردم نسبت به اصلاح امور، آینده و توانایی حرکت در مسیر حق دچار ناامیدی شوند.
تبلیغات در راسخون
ارسل تعليقاتك
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.