المسیر الجاریه :
فخر جهانیان شد ننگ صنم پرستی
فخر جهانیان شد ننگ صنم پرستی<br />
جانا ز پرده بنمای روی خدانما را<br />
ای آشکار پنهان برقع ز رخ برافکن<br />
تا جلوه ات ببینم پنهان و آشکارا<br />
خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا
خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا<br />
چون شب سیه مگردان روز سپید ما را<br />
ما را ز تاب زلفت افتاد عقده بر دل<br />
بر زلف خم به خم زن دست گره گشا را<br />
صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد
صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد<br />
روز ما و شب ما منتظر توست بیا<br />
بر سر گنبد زرین حسین بن علی<br />
پرچم کرب و بلا منتظر تو است بیا<br />
خون پاک شهدا منتظر توست بیا
خون پاک شهدا منتظر توست بیا<br />
سرِ مصباحِ هدا منتظر توست بیا<br />
وارث خون خدا و پسر خون خدا<br />
به خدا خون خدا منتظر توست بیا
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟<br />
جگرها شعله های نار شد، آیا نمی آیی؟<br />
پناه مؤمنین! از مؤمنین حالی نمی پرسی؟<br />
امام شیعه! شیعه خوار شد، آیا نمی آیی؟
میان خوب و بد تشخیص سخت است
میان خوب و بد تشخیص سخت است<br />
جهان لبریز نیرنگ است، برگرد<br />
تو دریایی ترینی و پس از تو<br />
دل دریا بد آهنگ است، برگرد
هوای سینه ام تنگ است، برگرد
هوای سینه ام تنگ است، برگرد<br />
نفس بی رنگ بی رنگ است، برگرد<br />
زمین روی مدارش نیست، انگار...<br />
دو تا پای زمان لنگ است، برگرد
غرقه در غرقاب هجرم او بخواهد یا نخواهد
غرقه در غرقاب هجرم او بخواهد یا نخواهد<br />
بر گذشته از سرآبم شه بیاید یا نیاید<br />
کاش می مردم از این غم او ببیند یا نبیند<br />
می شدم قربان کویش شه بیاید یا نیاید<br />
خاطرش افسرده حیران گر...
رنج خار از چیدن گل گر ببینم یا نبینم
رنج خار از چیدن گل گر ببینم یا نبینم<br />
می کنم صبر و تحمّل شه بیاید یا نیاید<br />
اشک غم با یاد رویش من بریزم یا نریزم<br />
می کشم بار فراقش شه بیاید یا نیاید
منتظر من می نشینم شه بیاید یا نیاید
منتظر من می نشینم شه بیاید یا نیاید<br />
بلکه رخسارش ببینم شه بیاید یا نیاید<br />
هجر او آتش به دل زد گر بسوزم یا نسوزم<br />
روز و شب با غم قرینم شه بیاید یا نیاید