المسیر الجاریه :
ای ساحل نجات دو عالم بیا بیا مهدوی

ای ساحل نجات دو عالم بیا بیا

ای ساحل نجات دو عالم بیا بیا<br /> زیباترین سلاله ی خاتم بیا بیا<br /> آدینه ها تمامیشان دیده به راه تو<br /> آیی کدام جمعه ی مبهم بیا بیا
بی تاب تر از موجم، بی خواب تر از دریا مهدوی

بی تاب تر از موجم، بی خواب تر از دریا

بی تاب تر از موجم، بی خواب تر از دریا<br /> من مانده ام و یادت با یک شب یلدایی<br /> تا عابر چشمانم ، ره گم نکند در شب<br /> بر کوچه بتابان نور، ای ماه تماشایی
مهمان نگاهم شو، در یک شب رویایی مهدوی

مهمان نگاهم شو، در یک شب رویایی

مهمان نگاهم شو، در یک شب رویایی<br /> بگشای به روی من، یک پنجره زیبایی<br /> فانوس نگاهم را آویخته ام بر در<br /> من منتظرم زیرا، گفتند: "تو می آیی"
گفتن از دوری و هجران که ندارد کاری مهدوی

گفتن از دوری و هجران که ندارد کاری

گفتن از دوری و هجران که ندارد کاری<br /> غصَه ی غربت دلدار چشیدن سخت است<br /> سال ها دم بزنی أین حبیب؟ أین غریب؟<br /> زیر این بار غم انگیز خمیدن سخت است
شام تار است و مه خویش ندیدن سخت است مهدوی

شام تار است و مه خویش ندیدن سخت است

شام تار است و مه خویش ندیدن سخت است<br /> صورت یار ِپس پرده کشیدن سخت است<br /> صد هزار عاشق دل سوخته دَرکَش بکنند<br /> قصّه ی عشق ِ به محبوب شنیدن سخت است
عَلَم بردار یا مهدی که مشتاقت علمدار است مهدوی

عَلَم بردار یا مهدی که مشتاقت علمدار است

عَلَم بردار یا مهدی که مشتاقت علمدار است<br /> قرار سینه ی عاشق نگاهی بر روی یار است<br /> بهانه بی تو می گیرد دلم این روزها آقا<br /> بیا صاحب زمان بی تو زمانه کارش آزار است
بیا امید دل فاطمه که بی تابم مهدوی

بیا امید دل فاطمه که بی تابم

بیا امید دل فاطمه که بی تابم<br /> به گوش زمزمه ی آشنای سردابم<br /> زیارتی که تو باشی چقدر شیرین است<br /> بیا مرا ببر آقا به صحن اربابم
بی تو، همه ی دقیقه ها تکراری است مهدوی

بی تو، همه ی دقیقه ها تکراری است

بی تو، همه ی دقیقه ها تکراری است<br /> زخمی که نشسته در دل ما، کاری است<br /> این چشم به راهی همیشه، آقا<br /> نه چاره ما که از سر ناچاری است
یاد تو میان سینه ها، جان دارد مهدوی

یاد تو میان سینه ها، جان دارد

یاد تو میان سینه ها، جان دارد<br /> این قوم، به دستان تو ایمان دارد<br /> در ساحل انتظار تو، می مانیم<br /> دریا همه عمر، شور باران دارد!
این کوچه دوباره شور نم نم دارد مهدوی

این کوچه دوباره شور نم نم دارد

این کوچه دوباره شور نم نم دارد<br /> دلواپسی و غربت مبهم دارد<br /> آذین شده و میان عود و اسپند<br /> باز آمدن مسافری کم دارد!<br />