تا کي اي دلبر دل من بار تنهايي کشد
تا کي اي دلبر دل من بار تنهايي کشد شاعر : سعدي ترسم از تنهايي احوالم به رسوايي کشد تا کي اي دلبر دل من بار تنهايي...
Wednesday, March 23, 2011
خواب خوش من اي پسر دستخوش خيال شد
خواب خوش من اي پسر دستخوش خيال شد شاعر : سعدي نقد اميد عمر من در طلب وصل شد خواب خوش من اي پسر دستخوش خيال شد ...
Wednesday, March 23, 2011
امروز در فراق تو ديگر به شام شد
امروز در فراق تو ديگر به شام شد شاعر : سعدي اي ديده پاس دار که خفتن حرام شد امروز در فراق تو ديگر به شام شد کز...
Wednesday, March 23, 2011
هر که شيريني فروشد مشتري بر وي بجوشد
هر که شيريني فروشد مشتري بر وي بجوشد شاعر : سعدي يا مگس را پر ببندد يا عسل را سر بپوشد هر که شيريني فروشد مشتري...
Wednesday, March 23, 2011
دوش بي روي تو آتش به سرم بر مي‌شد
دوش بي روي تو آتش به سرم بر مي‌شد شاعر : سعدي و آبي از ديده مي‌آمد که زمين تر مي‌شد دوش بي روي تو آتش به سرم بر...
Wednesday, March 23, 2011
سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد
سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد شاعر : سعدي غلغل ز گل و لاله به يک بار برآمد سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد زين...
Wednesday, March 23, 2011
ساعتي کز درم آن سرو روان بازآمد
ساعتي کز درم آن سرو روان بازآمد شاعر : سعدي راست گويي به تن مرده روان بازآمد ساعتي کز درم آن سرو روان بازآمد ...
Wednesday, March 23, 2011
روز برآمد بلند اي پسر هوشمند
روز برآمد بلند اي پسر هوشمند شاعر : سعدي گرم ببود آفتاب خيمه به رويش ببند روز برآمد بلند اي پسر هوشمند ابر بهاري...
Wednesday, March 23, 2011
آن را که غمي چون غم من نيست چه داند
آن را که غمي چون غم من نيست چه داند شاعر : سعدي کز شوق توام ديده چه شب مي‌گذراند آن را که غمي چون غم من نيست چه...
Wednesday, March 23, 2011
آن سرو که گويند به بالاي تو ماند
آن سرو که گويند به بالاي تو ماند شاعر : سعدي هرگز قدمي پيش تو رفتن نتواند آن سرو که گويند به بالاي تو ماند با...
Wednesday, March 23, 2011
کسي که روي تو ديدست حال من داند
کسي که روي تو ديدست حال من داند شاعر : سعدي که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند کسي که روي تو ديدست حال من داند...
Wednesday, March 23, 2011
دلم خيال تو را ره نماي مي‌داند
دلم خيال تو را ره نماي مي‌داند شاعر : سعدي جز اين طريق ندانم خداي مي‌داند دلم خيال تو را ره نماي مي‌داند اگر...
Wednesday, March 23, 2011
مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
مجلس ما دگر امروز به بستان ماند شاعر : سعدي عيش خلوت به تماشاي گلستان ماند مجلس ما دگر امروز به بستان ماند خاصه...
Wednesday, March 23, 2011
سعدي شوريده بي‌قرار چرايي
سعدي شوريده بي‌قرار چرايي شاعر : سعدي در پي چيزي که برقرار نماند سعدي شوريده بي‌قرار چرايي بل چو قضا آيد اختيار...
Wednesday, March 23, 2011
عيب جويانم حکايت پيش جانان گفته‌اند
عيب جويانم حکايت پيش جانان گفته‌اند شاعر : سعدي من خود اين پيدا همي‌گويم که پنهان گفته‌اند عيب جويانم حکايت پيش...
Wednesday, March 23, 2011
گلبنان پيرايه بر خود کرده‌اند
گلبنان پيرايه بر خود کرده‌اند شاعر : سعدي بلبلان را در سماع آورده‌اند گلبنان پيرايه بر خود کرده‌اند هوش ميخواران...
Wednesday, March 23, 2011
اينان مگر ز رحمت محض آفريده‌اند
اينان مگر ز رحمت محض آفريده‌اند شاعر : سعدي کرام جان و انس دل و نور ديده‌اند اينان مگر ز رحمت محض آفريده‌اند ...
Wednesday, March 23, 2011
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند شاعر : سعدي جهان جوان شد و ياران به عيش بنشستند درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند...
Wednesday, March 23, 2011
آخر اي سنگ دل سيم زنخدان تا چند
آخر اي سنگ دل سيم زنخدان تا چند شاعر : سعدي تو ز ما فارغ و ما از تو پريشان تا چند آخر اي سنگ دل سيم زنخدان تا چند...
Wednesday, March 23, 2011
کاروان مي‌رود و بار سفر مي‌بندند
کاروان مي‌رود و بار سفر مي‌بندند شاعر : سعدي تا دگربار که بيند که به ما پيوندند کاروان مي‌رود و بار سفر مي‌بندند...
Wednesday, March 23, 2011