در اقصاي گيتي بگشتم بسي
در اقصاي گيتي بگشتم بسي شاعر : سعدي بسر بردم ايام با هر کسي در اقصاي گيتي بگشتم بسي ز هر خرمني خوشه‌اي يافتم...
Wednesday, March 23, 2011
مرا طبع از اين نوع خواهان نبود
مرا طبع از اين نوع خواهان نبود شاعر : سعدي سر مدحت پادشاهان نبود مرا طبع از اين نوع خواهان نبود مگر باز گويند...
Wednesday, March 23, 2011
اتابک محمد شه نيکبخت
اتابک محمد شه نيکبخت شاعر : سعدي خداوند تاج و خداوند تخت اتابک محمد شه نيکبخت به دولت جوان و به تدبير پير ...
Wednesday, March 23, 2011
حکايت کنند از بزرگان دين
حکايت کنند از بزرگان دين شاعر : سعدي حقيقت شناسان عين اليقين حکايت کنند از بزرگان دين همي راند رهوار و ماري به...
Wednesday, March 23, 2011
بسي بر نيايد که بنياد خود
بسي بر نيايد که بنياد خود شاعر : سعدي بکند آن که بنهاد بنياد بد بسي بر نيايد که بنياد خود نه چندان که دود دل...
Wednesday, March 23, 2011
ز درياي عمان برآمد کسي
ز درياي عمان برآمد کسي شاعر : سعدي سفر کرده هامون و دريا بسي ز درياي عمان برآمد کسي ز هر جنس در نفس پاکش علوم...
Wednesday, March 23, 2011
وگر داني اندر تبارش کسان
وگر داني اندر تبارش کسان شاعر : سعدي برايشان ببخشاي و راحت رسان وگر داني اندر تبارش کسان چه تاوان زن و طفل بيچاره...
Wednesday, March 23, 2011
شنيدم که فرماندهي دادگر
شنيدم که فرماندهي دادگر شاعر : سعدي قبا داشتي هر دو روي آستر شنيدم که فرماندهي دادگر ز ديباي چيني قبايي بدوز...
Wednesday, March 23, 2011
شنيدم که داراي فرخ تبار
شنيدم که داراي فرخ تبار شاعر : سعدي ز لشکر جدا ماند روز شکار شنيدم که داراي فرخ تبار بدل گفت داراي فرخنده کيش...
Wednesday, March 23, 2011
تو کي بشنوي ناله‌ي دادخواه
تو کي بشنوي ناله‌ي دادخواه شاعر : سعدي به کيوان برت کله‌ي خوابگاه؟ تو کي بشنوي ناله‌ي دادخواه اگر دادخواهي برآرد...
Wednesday, March 23, 2011
خبر يافت گردن‌کشي در عراق
خبر يافت گردن‌کشي در عراق شاعر : سعدي که مي‌گفت مسکيني از زير طاق خبر يافت گردن‌کشي در عراق پس اميد بر در نشينان...
Wednesday, March 23, 2011
يکي از بزرگان اهل تميز
يکي از بزرگان اهل تميز شاعر : سعدي حکايت کند ز ابن عبدالعزيز يکي از بزرگان اهل تميز فرو مانده در قيمتش جوهري...
Wednesday, March 23, 2011
در اخبار شاهان پيشينه هست
در اخبار شاهان پيشينه هست شاعر : سعدي که چون تکله بر تخت زنگي نشست در اخبار شاهان پيشينه هست سبق برد اگر خود...
Wednesday, March 23, 2011
شنيدم که بگريست سلطان روم
شنيدم که بگريست سلطان روم شاعر : سعدي بر نيکمردي ز اهل علوم شنيدم که بگريست سلطان روم جز اين قلعه در شهر با من...
Wednesday, March 23, 2011
خردمند مردي در اقصاي شام
خردمند مردي در اقصاي شام شاعر : سعدي گرفت از جهان کنج غاري مقام خردمند مردي در اقصاي شام به گنج قناعت فرو رفته...
Wednesday, March 23, 2011
مها زورمندي مکن با کهان
مها زورمندي مکن با کهان شاعر : سعدي که بر يک نمط مي‌نماند جهان مها زورمندي مکن با کهان که گر دست يابد برآيي به...
Wednesday, March 23, 2011
چنان قحط شد سالي اندر دمشق
چنان قحط شد سالي اندر دمشق شاعر : سعدي که ياران فراموش کردند عشق چنان قحط شد سالي اندر دمشق که لب تر نکردند زرع...
Wednesday, March 23, 2011
شبي دود خلق آتشي برفروخت
شبي دود خلق آتشي برفروخت شاعر : سعدي شنيدم که بغداد نيمي بسوخت شبي دود خلق آتشي برفروخت که دکان ما را گزندي نبود...
Wednesday, March 23, 2011
خبرداري از خسروان عجم
خبرداري از خسروان عجم شاعر : سعدي که کردند بر زيردستان ستم؟ خبرداري از خسروان عجم نه آن ظلم بر روستايي بماند...
Wednesday, March 23, 2011
شنيدم که در مرزي از باختر
شنيدم که در مرزي از باختر شاعر : سعدي برادر دو بودند از يک پدر شنيدم که در مرزي از باختر نکو روي و دانا و شمشيرزن...
Wednesday, March 23, 2011