سر به عدم درنه و ياران طلب
سر به عدم درنه و ياران طلب شاعر : خاقاني بوي وفا خواهي ازيشان طلب سر به عدم درنه و ياران طلب در تک دريا رو و...
Wednesday, March 23, 2011
گر مدعي نه‌اي غم جانان به جان طلب
گر مدعي نه‌اي غم جانان به جان طلب شاعر : خاقاني جان چون به شهر عشق رسد نورهان طلب گر مدعي نه‌اي غم جانان به جان...
Wednesday, March 23, 2011
مست تمام آمده است بر در من نيم شب
مست تمام آمده است بر در من نيم شب شاعر : خاقاني آن بت خورشيد روي و آن مه ياقوت لب مست تمام آمده است بر در من نيم...
Wednesday, March 23, 2011
به يکي نامه‌ي خودم درياب
به يکي نامه‌ي خودم درياب شاعر : خاقاني به دو انگشت کاغذم درياب به يکي نامه‌ي خودم درياب به پيامي که سازدم درياب...
Wednesday, March 23, 2011
ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب شاعر : خاقاني خاطر آسوده ازين گردش ايام بخسب ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب...
Wednesday, March 23, 2011
رويم ز گريه بين چو گلين کاه زير آب
رويم ز گريه بين چو گلين کاه زير آب شاعر : خاقاني از شرم روي توست رخ ماه زير آب رويم ز گريه بين چو گلين کاه زير آب...
Wednesday, March 23, 2011
کار عشق از وصل و هجران درگذشت
کار عشق از وصل و هجران درگذشت شاعر : خاقاني درد ما از دست درمان درگذشت کار عشق از وصل و هجران درگذشت گوي، تيز...
Wednesday, March 23, 2011
انصاف در جبلت عالم نيامده است
انصاف در جبلت عالم نيامده است شاعر : خاقاني راحت نصيب گوهر آدم نيامده است انصاف در جبلت عالم نيامده است کوهم...
Wednesday, March 23, 2011
پاي گريز نيست که گردون کمان‌کش است
پاي گريز نيست که گردون کمان‌کش است شاعر : خاقاني جاي فزاع نيست که گيتي مشوش است پاي گريز نيست که گردون کمان‌کش است...
Wednesday, March 23, 2011
تا جهان است از جهان اهل وفائي برنخاست
تا جهان است از جهان اهل وفائي برنخاست شاعر : خاقاني نيک عهدي برنيامد، آشنائي برنخاست تا جهان است از جهان اهل وفائي...
Wednesday, March 23, 2011
دل پيشکش تو جان نهاده است
دل پيشکش تو جان نهاده است شاعر : خاقاني عشقت به دل جهان نهاده است دل پيشکش تو جان نهاده است با عشق تو در ميان...
Wednesday, March 23, 2011
کار گيتي را نوائي مانده نيست
کار گيتي را نوائي مانده نيست شاعر : خاقاني روز راحت را بقايي مانده نيست کار گيتي را نوائي مانده نيست يادگار اکنون...
Wednesday, March 23, 2011
اهل بر روي زمين جستيم نيست
اهل بر روي زمين جستيم نيست شاعر : خاقاني عشق را يک نازنين جستيم نيست اهل بر روي زمين جستيم نيست زان که بر روي...
Wednesday, March 23, 2011
آگه نه‌اي که بر دلم از غم چه درد خاست
آگه نه‌اي که بر دلم از غم چه درد خاست شاعر : خاقاني محنت دواسبه آمد و از سينه گرد خاست آگه نه‌اي که بر دلم از غم...
Wednesday, March 23, 2011
در اين عهد از وفا بوئي نمانده است
در اين عهد از وفا بوئي نمانده است شاعر : خاقاني به عالم آشنارويي نمانده است در اين عهد از وفا بوئي نمانده است ...
Wednesday, March 23, 2011
از کف ايام امان کس نيافت
از کف ايام امان کس نيافت شاعر : خاقاني وز روش دهر زمان کس نيافت از کف ايام امان کس نيافت زين دو رصد خط امان کس...
Wednesday, March 23, 2011
زآتش انديشه جانم سوخته است
زآتش انديشه جانم سوخته است شاعر : خاقاني وز تف يارب دهانم سوخته است زآتش انديشه جانم سوخته است کز سر دل تا ميانم...
Wednesday, March 23, 2011
زخم زمانه را در مرهم پديد نيست
زخم زمانه را در مرهم پديد نيست شاعر : خاقاني دارو بر آستانه‌ي عالم پديد نيست زخم زمانه را در مرهم پديد نيست شمشادوار...
Wednesday, March 23, 2011
چه آفتي تو که کمتر غم تو هجران است
چه آفتي تو که کمتر غم تو هجران است شاعر : خاقاني چه گوهري تو که کمتر بهاي تو جان است چه آفتي تو که کمتر غم تو هجران...
Wednesday, March 23, 2011
حصن جان ساز در جهان خلوت
حصن جان ساز در جهان خلوت شاعر : خاقاني دو جهان ملک و يک زمان خلوت حصن جان ساز در جهان خلوت چون تو را شد حصار...
Wednesday, March 23, 2011