عاقلش سکر ديد و غافل خواب
عاقلش سکر ديد و غافل خواب شاعر : اوحدي مراغه اي اگرت چشم دوربين باشد عاقلش سکر ديد و غافل خواب اوحدي، هرچه غير...
Wednesday, March 23, 2011
هر بامداد روي تو ديدن چو آفتاب
هر بامداد روي تو ديدن چو آفتاب شاعر : اوحدي مراغه اي ما را رسد، که بي‌تو نديديم روي خواب هر بامداد روي تو ديدن چو...
Wednesday, March 23, 2011
يا بپوش آن روي زيبا در نقاب
يا بپوش آن روي زيبا در نقاب شاعر : اوحدي مراغه اي يا دگر بيرون مرو چون آفتاب يا بپوش آن روي زيبا در نقاب گر نمي‌خواهي...
Wednesday, March 23, 2011
امروز چون گذشتي برما؟ عجب، عجب!
امروز چون گذشتي برما؟ عجب، عجب! شاعر : اوحدي مراغه اي ماه نوي که گشتي پيدا، عجب، عجب! امروز چون گذشتي برما؟ عجب،...
Wednesday, March 23, 2011
زان دوست که غمگينم، غم خوار کنش، يارب
زان دوست که غمگينم، غم خوار کنش، يارب شاعر : اوحدي مراغه اي دشمن که نمي‌خواهد، هم‌خوار کنش، يارب زان دوست که غمگينم،...
Wednesday, March 23, 2011
بت خورشيد رخ من بگذارست امشب
بت خورشيد رخ من بگذارست امشب شاعر : اوحدي مراغه اي شب روان را رخ او مشعله دارست امشب بت خورشيد رخ من بگذارست امشب...
Wednesday, March 23, 2011
پس از مشقت دوشين که داشت گوش امشب؟
پس از مشقت دوشين که داشت گوش امشب؟ شاعر : اوحدي مراغه اي که من به کام رسم زان لب چو نوش امشب پس از مشقت دوشين که...
Wednesday, March 23, 2011
بيار باده، که ما را به هيچ حال امشب
بيار باده، که ما را به هيچ حال امشب شاعر : اوحدي مراغه اي برون نمي‌رود آن صورت از خيال امشب بيار باده، که ما را...
Wednesday, March 23, 2011
مکن از برم جدايي، مرو از کنارم امشب
مکن از برم جدايي، مرو از کنارم امشب شاعر : اوحدي مراغه اي که نمي‌شکيبد از تو دل بي‌قرارم امشب مکن از برم جدايي،...
Wednesday, March 23, 2011
مهر گسل گشت يار، عهد شکن شد حبيب
مهر گسل گشت يار، عهد شکن شد حبيب شاعر : اوحدي مراغه اي اصل خطر شد دوا، راي خطا زد صليب مهر گسل گشت يار، عهد شکن...
Wednesday, March 23, 2011
اشک ما آبيست روشن در هوات
اشک ما آبيست روشن در هوات شاعر : اوحدي مراغه اي خود به چشم اندر نيامد اشک مات اشک ما آبيست روشن در هوات سعي‌ها...
Wednesday, March 23, 2011
تا قلندر نشوي راه نيابي به نجات
تا قلندر نشوي راه نيابي به نجات شاعر : اوحدي مراغه اي در سياهي شو، اگر مي‌طلبي آب حيات تا قلندر نشوي راه نيابي به...
Wednesday, March 23, 2011
حسن خود عرضه کن، اي ماه پسنديده صفات
حسن خود عرضه کن، اي ماه پسنديده صفات شاعر : اوحدي مراغه اي تا شود ديده‌ي ما روشن از آثار صفات حسن خود عرضه کن، اي...
Wednesday, March 23, 2011
بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟
بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟ شاعر : اوحدي مراغه اي با يار پسنديده که پيمان نواستت بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس...
Wednesday, March 23, 2011
روزگار از رخ تو شمعي ساخت
روزگار از رخ تو شمعي ساخت شاعر : اوحدي مراغه اي آتشي در نهاد ما انداخت روزگار از رخ تو شمعي ساخت در کمين بود...
Wednesday, March 23, 2011
ترک عجمي کاکل ترکانه برانداخت
ترک عجمي کاکل ترکانه برانداخت شاعر : اوحدي مراغه اي از خانه برون آمد و صد خانه برانداخت ترک عجمي کاکل ترکانه برانداخت...
Wednesday, March 23, 2011
رخت تمکين مرا عشق به يک بار بسوخت
رخت تمکين مرا عشق به يک بار بسوخت شاعر : اوحدي مراغه اي آتشم در جگر خسته شد و زار بسوخت رخت تمکين مرا عشق به يک...
Wednesday, March 23, 2011
جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت شاعر : اوحدي مراغه اي آخر چه شد، که هيچ دلت بر دلم نسوخت؟ جانا، دلم ز درد فراق...
Wednesday, March 23, 2011
تا دل ما با تو کرد روي ارادت
تا دل ما با تو کرد روي ارادت شاعر : اوحدي مراغه اي هيچ نيايد ز ما مخالف عادت تا دل ما با تو کرد روي ارادت عشق...
Wednesday, March 23, 2011
چون گشت با تو ما را پيوند دل زيادت
چون گشت با تو ما را پيوند دل زيادت شاعر : اوحدي مراغه اي گر هجر ما، گزيني، دوري ز حسن عادت چون گشت با تو ما را پيوند...
Wednesday, March 23, 2011