در حلقه‌ي زلف تو هر دل خطري دارد
در حلقه‌ي زلف تو هر دل خطري دارد شاعر : سيف فرغاني زيرا که سر زلفت پر فتنه سري دارد در حلقه‌ي زلف تو هر دل خطري...
Wednesday, March 23, 2011
نگار من چو اندر من نظر کرد
نگار من چو اندر من نظر کرد شاعر : سيف فرغاني همه احوال من بر من دگر کرد نگار من چو اندر من نظر کرد به خنده زهر...
Wednesday, March 23, 2011
هر که در عشق نميرد به بقايي نرسد
هر که در عشق نميرد به بقايي نرسد شاعر : سيف فرغاني مرد باقي نشود تا به فنايي نرسد هر که در عشق نميرد به بقايي نرسد...
Wednesday, March 23, 2011
اين حسن و آن لطافت در حور عين نباشد
اين حسن و آن لطافت در حور عين نباشد شاعر : سيف فرغاني وين لطف و آن حلاوت در ترک چين نباشد اين حسن و آن لطافت در...
Wednesday, March 23, 2011
قومي که جان به حضرت جانان همي برند
قومي که جان به حضرت جانان همي برند شاعر : سيف فرغاني شور آب سوي چشمه‌ي حيوان همي برند قومي که جان به حضرت جانان...
Wednesday, March 23, 2011
آه درد مرا دوا که کند؟
آه درد مرا دوا که کند؟ شاعر : سيف فرغاني چاره‌ي کارم اي خدا که کند؟ آه درد مرا دوا که کند؟ غير وصلش مرا دوا که...
Wednesday, March 23, 2011
ساقي عشق تو ما را به زبان شيرين
ساقي عشق تو ما را به زبان شيرين شاعر : سيف فرغاني شربتي داد خوش و شور تو درما افگند ساقي عشق تو ما را به زبان شيرين...
Wednesday, March 23, 2011
دردمندان غم عشق دوا مي‌خواهند
دردمندان غم عشق دوا مي‌خواهند شاعر : سيف فرغاني به اميد آمده‌اند از تو تو را مي‌خواهند دردمندان غم عشق دوا مي‌خواهند...
Wednesday, March 23, 2011
دوشم اسباب عيش نيکو بود
دوشم اسباب عيش نيکو بود شاعر : سيف فرغاني خلوتم با نگار دلجو بود دوشم اسباب عيش نيکو بود غير من هر چه بود نيکو...
Wednesday, March 23, 2011
مشکل است اين که کسي را به کسي دل برود
مشکل است اين که کسي را به کسي دل برود شاعر : سيف فرغاني مهرش آسان به درون آيد و مشکل برود مشکل است اين که کسي را...
Wednesday, March 23, 2011
رفتي و نام تو ز زبانم نمي‌رود
رفتي و نام تو ز زبانم نمي‌رود شاعر : سيف فرغاني و انديشه‌ي تو از دل و جانم نمي‌رود رفتي و نام تو ز زبانم نمي‌رود...
Wednesday, March 23, 2011
دلم بوسه ز آن لعل نوشين خوهد
دلم بوسه ز آن لعل نوشين خوهد شاعر : سيف فرغاني و گر در بها دنيي و دين خوهد دلم بوسه ز آن لعل نوشين خوهد چو صوفي...
Wednesday, March 23, 2011
در شهر اگر زماني آن خوش پسر برآيد
در شهر اگر زماني آن خوش پسر برآيد شاعر : سيف فرغاني از هر دلي و جاني سوزي دگر برآيد در شهر اگر زماني آن خوش پسر...
Wednesday, March 23, 2011
بيا که بي‌تو مرا کار بر نمي‌آيد
بيا که بي‌تو مرا کار بر نمي‌آيد شاعر : سيف فرغاني مهم عشق تو بي‌يار بر نمي‌آيد بيا که بي‌تو مرا کار بر نمي‌آيد ...
Wednesday, March 23, 2011
حديث عشق در گفتن نيايد
حديث عشق در گفتن نيايد شاعر : سيف فرغاني چنين در هيچ در سفتن نيايد حديث عشق در گفتن نيايد چو واو عمرو در گفتن...
Wednesday, March 23, 2011
اي تو را تعبيه در تنگ شکر مرواريد
اي تو را تعبيه در تنگ شکر مرواريد شاعر : سيف فرغاني تا به کي خنده زند لعل تو بر مرواريد اي تو را تعبيه در تنگ شکر...
Wednesday, March 23, 2011
اي نامه‌ي نو رسيده از يار
اي نامه‌ي نو رسيده از يار شاعر : سيف فرغاني بي‌گوش سخن شنيده از يار اي نامه‌ي نو رسيده از يار لطفي‌ست به من رسيده...
Wednesday, March 23, 2011
ايا نموده دهانت ز لعل خندان در
ايا نموده دهانت ز لعل خندان در شاعر : سيف فرغاني سخن بگو و از آن لعل بر من افشان در ايا نموده دهانت ز لعل خندان...
Wednesday, March 23, 2011
دوش در مجلس ما بود ز روي دلبر
دوش در مجلس ما بود ز روي دلبر شاعر : سيف فرغاني طبقي پر ز گل و پسته و بادام و شکر دوش در مجلس ما بود ز روي دلبر...
Wednesday, March 23, 2011
مست عشقت به خود نيايد باز
مست عشقت به خود نيايد باز شاعر : سيف فرغاني ور ببري سرش چو شمع به گاز مست عشقت به خود نيايد باز وي به خوبي ز...
Wednesday, March 23, 2011