اي رخ خوب تو آفتاب جهان سوز
اي رخ خوب تو آفتاب جهان سوز شاعر : سيف فرغاني عشق تو چون آتش و فراق تو جان سوز اي رخ خوب تو آفتاب جهان سوز عشق...
Wednesday, March 23, 2011
ايا به حسن چو شيرين به ملک چون پرويز
ايا به حسن چو شيرين به ملک چون پرويز شاعر : سيف فرغاني قد تو سرو روان است و سرو تو گل ريز ايا به حسن چو شيرين به...
Wednesday, March 23, 2011
جرعه‌اي مي نخورده از دستش
جرعه‌اي مي نخورده از دستش شاعر : سيف فرغاني بيخودم کرد نرگس مستش جرعه‌اي مي نخورده از دستش توبه گر سنگ بود بشکستش...
Wednesday, March 23, 2011
آنچه داري به کف و آنچه نداري جز دوست
آنچه داري به کف و آنچه نداري جز دوست شاعر : سيف فرغاني گر نيايد، مطلب ور برود، بگذارش آنچه داري به کف و آنچه نداري...
Wednesday, March 23, 2011
قند خجل مي‌شود از لب چون شکرش
قند خجل مي‌شود از لب چون شکرش شاعر : سيف فرغاني قوت دل مي‌دهد بوسه‌ي جان پرورش قند خجل مي‌شود از لب چون شکرش ...
Wednesday, March 23, 2011
شبي از مجلس مستان برآمد ناله‌ي چنگش
شبي از مجلس مستان برآمد ناله‌ي چنگش شاعر : سيف فرغاني رسيد از غايت تيزي به گوش زهره آهنگش شبي از مجلس مستان برآمد...
Wednesday, March 23, 2011
ترکي است يار من که نداند کس از گلش
ترکي است يار من که نداند کس از گلش شاعر : سيف فرغاني او تندخو و بنده نه مرد تحملش ترکي است يار من که نداند کس از...
Wednesday, March 23, 2011
آنچه ز تست حال من گفت نمي‌توانمش
آنچه ز تست حال من گفت نمي‌توانمش شاعر : سيف فرغاني چون تو بمن نمي‌رسي من به تو چون رسانمش آنچه ز تست حال من گفت...
Wednesday, March 23, 2011
چو شد به خنده شکر بار پسته‌ي دهنش
چو شد به خنده شکر بار پسته‌ي دهنش شاعر : سيف فرغاني شد آب لطف روان از لب چه ذقنش چو شد به خنده شکر بار پسته‌ي دهنش...
Wednesday, March 23, 2011
چون برآمد آفتاب از مشرق پيراهنش
چون برآمد آفتاب از مشرق پيراهنش شاعر : سيف فرغاني ماه رقاصي کند چون ذره در پيرامنش چون برآمد آفتاب از مشرق پيراهنش...
Wednesday, March 23, 2011
من ز عشق تو رستم از غم خويش
من ز عشق تو رستم از غم خويش شاعر : سيف فرغاني ور بميرم گرفته‌ام کم خويش من ز عشق تو رستم از غم خويش لمن الملک...
Wednesday, March 23, 2011
دل سقيم شفا يابد از اشارت عشق
دل سقيم شفا يابد از اشارت عشق شاعر : سيف فرغاني اگر نجات خوهي گوش کن عبارت عشق دل سقيم شفا يابد از اشارت عشق ...
Wednesday, March 23, 2011
مرا که در تن بي‌قوت است جاني خشک
مرا که در تن بي‌قوت است جاني خشک شاعر : سيف فرغاني ز عشق ديده‌ي تر دارم و دهاني خشک مرا که در تن بي‌قوت است جاني...
Wednesday, March 23, 2011
هلال حسن به عهد رخ تو يافت کمال
هلال حسن به عهد رخ تو يافت کمال شاعر : سيف فرغاني که هم جمال جهاني و هم جهان جمال هلال حسن به عهد رخ تو يافت کمال...
Wednesday, March 23, 2011
دل ز غمت زنده شد اي غم تو جان دل
دل ز غمت زنده شد اي غم تو جان دل شاعر : سيف فرغاني نام تو آرام جان درد تو درمان دل دل ز غمت زنده شد اي غم تو جان...
Wednesday, March 23, 2011
اي ز زلفت حلقه‌اي بر پاي دل
اي ز زلفت حلقه‌اي بر پاي دل شاعر : سيف فرغاني گر درين حلقه نباشد واي دل اي ز زلفت حلقه‌اي بر پاي دل در دوکونش...
Wednesday, March 23, 2011
تني داري بسان خرمن گل
تني داري بسان خرمن گل شاعر : سيف فرغاني عرق از وي روان چون روغن گل تني داري بسان خرمن گل فگنده آتش اندر خرمن...
Wednesday, March 23, 2011
چو بيند روي تو اي نازنين گل
چو بيند روي تو اي نازنين گل شاعر : سيف فرغاني کند بر تو هزاران آفرين گل چو بيند روي تو اي نازنين گل نهد پيش رخت...
Wednesday, March 23, 2011
چو روي تو گل رنگين نديدم
چو روي تو گل رنگين نديدم شاعر : سيف فرغاني تو را چون گل وفا آيين نديدم چو روي تو گل رنگين نديدم چو خالت نقطه‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
گر کسي را حسد آيد که تو را مي‌نگرم
گر کسي را حسد آيد که تو را مي‌نگرم شاعر : سيف فرغاني من نه در روي تو، در صنع خدا مي‌نگرم گر کسي را حسد آيد که تو...
Wednesday, March 23, 2011