دوگانه‌انگاري (2)
اگر قرار باشد واقعيت دوگانه‌انگاري ويژگي انکار نشود و در عين حال، از اين مشکل اجتناب شود که چگونه امر غير مادي بر امر مادي تأثير مي‌گذارد، شايد...
Wednesday, July 12, 2017
مسئله‎ي ذهن و بدن
من نيز مانند بسياري از ديگر فيلسوفان معاصر، مسئله‎ي ذهن و بدن را چگونگي امکان تعامل ذهن غير فيزيکي با بدن فيزيکي نمي‌دانم، بلکه از نظر من، مسئله...
Wednesday, July 12, 2017
مسئله‎ي ذهن و بدن (1)
فلسفه‎ي علم جديد عمدتاً وقف توصيف صوري و نظام‌مندِ روش‌هاي موفق دانشمندان علوم تجربي شده است. فيلسوف نمي‌خواهد توصيه کند که بررسي و استدلال علمي...
Tuesday, July 11, 2017
مسئله‎ي ذهن و بدن (2)
ماشين‌ها براي دو مفهومي که در کارکردگرايي محوريت دارند، مثال خوبي هستند: اين مفهوم که حالات ذهني هم تعريف‌اند و اين مفهوم که حالات ذهني مي‌توانند...
Tuesday, July 11, 2017
ذهن‌مندي و معيارهاي آن (3)
شما درد دندان شديدي را تجربه مي‌کنيد که به سبب عصب بي‌حفاظي در يکي از دندان‌هاي آسيا پديد آمده است. درد دنداني که تجربه مي‌کنيد، برخلاف وضعيت...
Tuesday, July 11, 2017
ذهن‌مندي و معيارهاي آن (2)
دستگاه موسوم به «انتقال دهنده» را در مجموعه‎ي تلويزيوني علمي - تخيلي سفر به ستارگان در نظر بگيريد. شما وارد يک اتاقک مي‌شويد، وقتي دستگاه انتقال...
Tuesday, July 11, 2017
ذهن‌مندي و معيارهاي آن (1)
براي تسلط بر اشياي گوناگوني که در هر لحظه از زندگي روزانه با آنها روبه رو مي‌شويم، مي‌کوشيم آنها را در ساختارهاي مهارپذيري منظم سازيم. اين کار...
Tuesday, July 11, 2017
فريال و دِبوانگال جادوگر
سالها قبل، جادوگري به نام "دِبوانگال" زندگي مي‌كرد كه ده دختر زيبا داشت. مردهاي زيادي طالب ازدواج با اين دخترها بودند. هر از چندگاه، مرداني بعد...
Saturday, July 8, 2017
دو برادر
صبح يك روز گرم، دو برادر براي شكار از دهكده‌شان بيرون آمدند. هر كدام يك تير و كمان داشتند و يك كيسه چرمي كه اميدوار بودند موقع برگشتن به خانه...
Saturday, July 8, 2017
حسادت هالابااو
سالها قبل، مردي زندگي مي‌كرد كه دو پسر داشت. هر چند كه او پسرها را خيلي دوست داشت؛ اما هميشه در آرزوي داشتن دختري بود. عاقبت بعد از مدتها، خداوند...
Saturday, July 8, 2017
مسابقه‌ي طناب كشي
خرگوش از زور گويي‌هاي فيل و اسب آبي خسته شده بود. هر سه آنها در جزيره‌اي زندگي مي‌كردند. فيل و اسب آبي مرتب به خرگوش بيچاره دستورهاي ريز و درشت...
Saturday, July 8, 2017
ماهي ناراضي
در گوشه‌اي از دنيا، در بركه‌اي كوچك، دسته‌اي از ماهيها، دور از ماهيهاي ديگر زندگي مي‌كردند. اين بركه، آبي ساكن و خاكستري داشت و كف آن پوشيده...
Saturday, July 8, 2017
چرا خفاش شبها پرواز مي‌كند؟
در گذشته‌هاي دور، موش صحرايي و خفاش، با هم دوست صميمي بودند. آنها تمام روز با هم به شكار مي‌رفتند و لابه لاي درختان تنومند يا علفهاي تازه، جست...
Saturday, July 8, 2017
قلب ميمون
لب دريا درخت انبه‌ي بزرگي روييده بود كه نيمي از شاخه‌هايش روي زمين و نيمي ديگر روي آب بود. روي اين درخت آشيانه‌ي يك ميمون بود. ميمون تمام روز...
Saturday, July 8, 2017
بچه‌هايي در خانه‌ي درختي
در زمانهاي دور مردي زندگي مي‌كرد كه سه فرزند داشت: دو پسر و يك دختر. همسر او مدتي پيش مرده بود و كسي نبود از بچه‌ها مراقبت كند. مرد تصميم گرفت...
Saturday, July 8, 2017
طبل جادويي
در زمانهاي خيلي دور، حاكم ثروتمندي زندگي مي‌كرد كه پنجاه همسر، صدها فرزند، هكتارها زمين و هزاران بَرده داشت. با اين حال، او حاكمي مهربان و عادل...
Saturday, July 8, 2017
چرا خورشيد و ماه در آسمان زندگي مي‌كنند؟
در زمانهاي خيلي دور، خورشيد و آب به خوبي و خوشي روي زمين زندگي مي‌كردند. خورشيد هميشه به خانه‌ي آب مي‌رفت و ساعتها پيش او مي‌ماند؛ اما آب هيچ...
Saturday, July 8, 2017
بچه‌هاي كوزه‌اي
در دهكده‌اي، در دامنه‌ي كوههاي بلند، زني تنها زندگي مي‌كرد. شوهرش سالها پيش مُرده بود و بچه‌اي هم براي او باقي نگذاشته بود. زن سالهاي پيري‌اش...
Saturday, July 8, 2017
مشكل آهنگر
در زمانهاي قديم، آهنگري به نام " والوكاگا" بود كه در كارش خيلي ماهر بود. هر روز عده‌ي زيادي بيرون كارگاهش مي‌ايستادند و كار كردن او را كه براي...
Saturday, July 8, 2017
سنجاب چه ديد؟
روزي از روزهاي گرم تابستان، مار سبز كوچكي بعد از اينكه غذاي سيري خورد، هوس كرد جاي راحتي پيدا كند و كمي استراحت كند. او علفِ نرم و درازي را در...
Saturday, July 8, 2017