مرغ تخم طلا
بیوه‌زنی بود که دو پسر داشت و یک مرغ که تخم طلا می‌گذاشت. زن، تخم‌ها را به صرافی به نام «شمعون» می‌فروخت و روزگار می‌گذراند. شمعون می‌دانست هر...
Sunday, June 25, 2017
قرقره، دوک و سوزن
پیرزنی با دخترش زندگی می‌کرد. آن‌ها از صبح تا غروب با دوک‌شان پشم می‌ریسیدند، پارجه می‌بافتند و می‌فروختند. از پولی که به دست می‌آوردند، خرج...
Sunday, June 25, 2017
نارنج و ترنج
پادشاهی بود که فقط یک پسر داشت و پسرش را خیلی دوست داشت. وقتی پسرک هفده ساله شد، پادشاه دستور داد براش قصر زیبایی ساختند که کسی نظیرش را در دنیا...
Sunday, June 25, 2017
سنگ صبور
زن و شوهری، دختری داشتند که به مکتب‌خانه می‌رفت. یک روز وقتی به ملاباجی سلام کرد، ملاباجی گفت: «علیک سلام، سفید روی سیاه بخت!»
Sunday, June 25, 2017
دو خواهر
زن و شوهری بودند که دو تا دختر داشتند. دخترها به خانه‌ی بخت رفتند؛ دختر بزرگ، زن کشاورزی شد و دختر کوچک، زن یک کوزه‌گر. زن و مرد تنها شدند. یک...
Sunday, June 25, 2017
گرگ چلاقه
جوان ثروتمندی بود که روزها گرگ می‌شد و شب‌ها آدم. یک شب، دختر کشاورزی را در خواب دید و عاشقش شد. صبح دنبال دختر راه افتاد و
Sunday, June 25, 2017
خارکن و سه گردو
پیرمردی بود خارکن. از بیابان و صحرا خار جمع می‌کرد، اینجا و آنجا می‌برد و می‌فروخت. روزی حضرت موسی به او رسید و گفت: «گرسنه‌ام، پیرمرد! لقمه...
Sunday, June 25, 2017
گیس طلا
تاجری بود که هفت دختر داشت. یک روز خواست به سفر برود، از دخترهایش پرسید: «چی دوست دارید براتون بیارم؟»
Sunday, June 25, 2017
غول چاه
مسافری از این شهر به آن شهر و از این ده به آن ده می‌رفت. روزی از کنار دهی رد می‌شد. چند تا بچه، سر چاهی سر و صدا راه انداخته بودند و مُشت مُشت...
Sunday, June 25, 2017
روباه و کلاغ
روباه پیر گرسنه‌ای در جنگ می‌گشت و این طرف و آن طرف را نگاه می‌کرد که صدای قارقاری شنید. سر بالا کرد، کلاغی سر چناری لانه کرده بود و با بچه‌هاش...
Sunday, June 25, 2017
شاعر و شتر
شاعری، دوستی ساده‌لوح داشت که او همه به شعر و شاعری علاقه‌مند بود و خیلی دوست داشت شعر بگوید. روزی دوست ساده‌لوح سراغ شاعر رفت و گفت: «به من...
Sunday, June 25, 2017
نیم دوست
مردی یک پسر داشت که هر روز اسب و خر و گاوشان را در اختیار دوستانش می‌گذاشت. پدر که از کار پسر به تنگ آمده بود تصمیم گرفت هر طور شده جلوی این...
Sunday, June 25, 2017
اوستا نتربوق
در زمان شاه‌عباس، پادشاه فرنگ قاصدی خدمت پادشاه فرستاد که تحفه‌های خیلی خوبی آورد و سه سؤال داشت. پادشاه فرنگ گفته بود: «به برادرم شاه عباس سلام...
Saturday, June 24, 2017
مرغ توفان
مرد ثروتمندی بود به نام «یوسف» که تمام جوانی‌اش پول جمع کرد و وقتی ثروتش از همه‌ی مردم شهر بیشتر شد، تصمیم گرفت سفر کند تا ببیند در دنیا چه خبر...
Saturday, June 24, 2017
فمينيسم
«فمينيسم به نظريه‌اي اشاره دارد که معتقد است به زنان بنابر زن بودنشان ستم شده است يا در موقعيت نابرابر بوده‌اند. ارائه‌ي بحثي يکپارچه درباره‌ي...
Wednesday, June 21, 2017
برابري زن و مرد
برابري يا تفاوت زن و مرد بحثي ديرينه است. از قرن هفدهم به بعد، اين بحث به ويژه در غرب آگاهانه‌تر پي گرفته شده است. در اين نوشته تأکيد واژه‌ي...
Wednesday, June 21, 2017
هويت و نقش‌هاي جنسيتي
هويت جنسي هر کس به معناي برداشت و خود پنداره‌اي است که وي از خود به منزله‌ي یک زن يا مرد دارد. عناصر طبيعي مانند اندام‌هاي تناسلي و ديگر مختصات...
Wednesday, June 21, 2017
ديدگاه‌ها درباره‌ي تفاوت زن و مرد
نقص زن از نظر ارزشمندي ديدگاهي است که ريشه‌هايي گسترده در سنت فلسفي غرب دارد. در فلسفه‌ي يونان، چه آن هنگام که در ادبيات کهن اين سرزمين جوانه...
Wednesday, June 21, 2017
بررسی جاذبه های گردشگری شهر اصفهان
یکی از جاذبه های گردشگری هر شهری مقابر بزرگان ، عرفا و امامزادگان آن شهر می باشد که در طول تاریخ همواره مأمن مردم بوده و به دلایل مذهبی و مورد...
Wednesday, June 21, 2017
خيال، ابزارِ کسب معرفت
کاکرد «خيال» متخيل کردن محسوسات در سير صعودي و متخيل‌سازي معقولات در سير نزولي است؛ بنابراين نقش خيال به عنوان يک ابزار معرفتي نقشي کليدي است...
Tuesday, June 20, 2017