نگاهی به آثار افلاطون
شایان توجه است که به منابعی که فعلاً برای شناخت آثار افلاطون در اختیار داریم، به نحو اجمال اشاره می کنیم.
Tuesday, June 13, 2017
الهیّات افلاطونی
چنان که گلداشمیت در اثر خود، دین افلاطون اشاره می‌کند، بحث درباره‌ی "الهیات افلاطونی"، بی تردید امری دشوار است: تأکید درباره‌ی وجود و نقش خدا...
Tuesday, June 13, 2017
اخلاق افلاطونی
نباید از نظر دور داشت که برای افلاطون نیز مانند اکثر قدما، اخلاق و سیاست هم در واقع و هم درنفس الامر جدائی ناپذیرند.
Tuesday, June 13, 2017
وجود و معرفت در نظر افلاطون
ما اکنون به تفسیر این تمثیل می‌پردازیم، تفسیری که خطوط اساسی آن را افلاطون ترسیم کرده است؛ برای وضوح بیشتر، مسئله را نخست از دیدگاه طبیعت وجود...
Tuesday, June 13, 2017
بی‌بی غرغرو
مرد خارکنی بود که زنی به نام بی‌بی داشت. زن مدام بهانه می‌گرفت و غر می‌زد، برای همین به او «بی‌بی غرغرو» می‌گفتند.
Tuesday, June 13, 2017
شاهزاده و مار
پادشاهی دو پسر داشت. بعد از مرگ پادشاه، مردم دوست نداشتند پسرهای او فرمانروا باشند؛ دیگری را پادشاه کردند. پسرها هم پول و دارایی پدر را بین خودشان...
Tuesday, June 13, 2017
نانِ جو
یک حاجی بود که مال بسیاری داشت، اما فقط نان جو می‌خورد و به خانواده‌اش هم غیر از نان جو چیز دیگری نمی‌داد. مال خودش از گلوش پایین نمی‌رفت، به...
Tuesday, June 13, 2017
سه عاشق
سه برادر بودند که یک دختر عمو داشتند. هر وقت یکی از آن‌ها به خانه‌ی عمو می‌رفت، عمو می‌گفت: «دخترم رو به تو می‌دم.»
Tuesday, June 13, 2017
طوطی
پادشاهی بود که یک طوطی داشت و طوطی‌اش را خیلی دوست داشت. پادشاه، وزیر بدجنسی هم داشت که به همه ظلم می‌کرد. طوطی هر وقت وزیر را می‌دید به او می‌گفت:...
Tuesday, June 13, 2017
خارکن عاشق
جوان خارکنی عاشق دختر پادشاه سرخاب شد، آنچنان که شب و روز نداشت.دست بر قضا، وزیر سر راه جوان قرار گرفت و او همه چیز را برای وزیر تعریف کرد. وزیر...
Tuesday, June 13, 2017
دوبیتی گوی خارکن
خارکنی بود که با مادر پیرش زندگی می‌کرد. خارکن روزها به بیابان می‌رفت، غروب با پشته‌ای خار برمی‌گشت.
Tuesday, June 13, 2017
تمری
روزی روزگاری دو برادر بودند، یکی ساده به نام «احمد» و یکی زرنگ به نام «تمری». یک روز احمد برای کار پیش ارباب رفت. ارباب به او گفت: «من به تو...
Tuesday, June 13, 2017
وِرد
پیرمردی بود که پسر جوانی داشت. روزی جوان به پدرش گفت: «باید دختر پادشاه رو برام خواستگاری کنی.» پدر گفت: «تو رو چه به دختر پادشاه؟»
Tuesday, June 13, 2017
دُهل زن
مردی بود دهل زن که سه تا پسر داشت. دهل زن، پیر و زمین‌گیر شده بود و چیزی از عمرش باقی نمانده بود. یک روز که حالش خیلی بد بود، پسرانش را صدا زد...
Tuesday, June 13, 2017
مسئله افلاطونی
بررسی زندگینامه افلاطون ، ما را با مقام جاودانه ای که برای ملاحظات و مقاصد سیاسی قائل شده، آشنا می‌کند وحتی مروری هر چند سریع بر آثار او ما را...
Monday, June 12, 2017
زندگانی افلاطون
زندگینامه نویس افلاطون با مشکلات حل نشدنی مواجه می شود. البته، مریدان وی خاصه برادرزاده اش اسپوسیپوس و همچنین کسنوکراتس جزئیات بی شماری را، که...
Monday, June 12, 2017
اهمّیّت فلسفه‌ی افلاطون
لزومی ندارد درباره اهمیت آثار افلاطون و تأثیری که پیوسته به جای گذاشته است، تأکید نمائیم. بسیاری قول سیسرون در کتاب جمهور وی که افلاطون را به...
Monday, June 12, 2017
آئنیاس āeniās
در اساطیر یونان و روم باستان، آئنیاس (Aeneas) نام پسر آفرودیته (Aphrodite) و آنخیسس (Anchises) بوده و وی از معدود کسانی بود که توانست از جنگ...
Monday, June 12, 2017
آئولوس āolus
در اساطیر یونان باستان، چند قهرمان با نام آئولوس (Aeolus) معروف بوده‌اند که سرگذشت آنها به درستی از یکدیگر متمایز نیست:
Monday, June 12, 2017
آئژیالئوس āeǰiāleus
در اساطیر یونان باستان نام آئژیالئوس (Aegialeus) یا اژیالئوس (Egialeus) برای سه تن ذکر شده که عبارتند از:
Monday, June 12, 2017