مسیر جاری :
مردی كه به آن دنیا رفت و برگشت
در زمانهای قدیم، مردی تو دهی زندگی میكرد و كارش سلمانی بود. ثروت این مرد از حد و حساب گذشته بود و تو این دنیا هیچ غم و غصهای نداشت، جز این...
Thursday, November 17, 2016
مادیان چل كره
یكی بود، یكی نبود. در زمانهای قدیم پادشاهی بود كه سه دختر داشت و سه پسر. این بابا عمر دراز كرد و وقتی دید كه امروز و فرداست كه جان به جان آفرین...
Thursday, November 17, 2016
كچل مم سیاه
روزی بود و روزگاری بود. كچلی بود به اسم مم سیاه كه از دار و ندار دنیا، فقط ننهی پیری داشت. كچل مم سیاه روزی از ننهاش پرسید: «ننه! راستی پدر...
Thursday, November 17, 2016
جمیل و جمیله
روزی بود، روزگاری بود. جوانی بود به اسم جمیل و دخترعموئی داشت به اسم جمیله. پدرهاشان این دو را از روز اول برای هم نامزد كرده بودند. وقتی روز...
Thursday, November 17, 2016
جن و شاطر
در زمانهای خیلی قدیم، مرد شاطری زندگی میكرد و این بابا مقداری گندم داشت. یك روز صبح از خانه بیرون رفت و زمینش را شخم زد. غروب كه به خانه برگشت،...
Thursday, November 17, 2016
ثروتمند حسود و مار
در زمانهای قدیم مرد ثروتمندی بود كه برای جمع كردن ثروتش جا كم میآورد. این بابا هیچ رحم نداشت و به كسی كمك نمیكرد و اصلاً هم اهل بخشش نبود....
Thursday, November 17, 2016
حسن ترسالو
یكی بود، یكی نبود. غیر از خدا هیچ كی نبود. زنی بود و پسری داشت به اسم حسن. این پسر خیلی ترسو بود. تنبل هم بود و همه به او میگفتند حسن ترسالو....
Thursday, November 17, 2016
سگ پاكوتاه
روزی بود، روزگاری بود. سه تا خواهر بودند كه تمام مال و منالشان یك نردبان بود و یك آسیاب دستی و یك سگ پا كوتاه. نردبان را خواهر بزرگه برداشت و...
Thursday, November 17, 2016
تنبل
روزی بود، روزگاری بود. یه بابای تنبلی بود كه پسر لاغر و ضعیفی داشت به اسم لطیف. زن تنبل كه از دست شوهرش عاجز شده بود، روزی به زن همسایه گفت:...
Thursday, November 17, 2016
تنبلو
یكی بود، یكی نبود. جز خدا هیچ كی نبود. پیره زنی بود كه پسر خیلی تنبلی داشت. یك روز پیره زن با اصرار پسره را فرستاد به قنات خانه تا دست و رویش...
Thursday, November 17, 2016
تنبل احمد
در زمانهای قدیم مرد تنبلی بود به اسم احمد. این بابا از آفتاب میترسید. آن قدر از خانه بیرون نیامده بود كه مردم اسمش را گذاشته بودند آفتاب ترس....
Thursday, November 17, 2016
رد پای ادیپ در بوف کور
بوف کور صادق هدایت از عقدهی ادیپی بینصیب نمانده است. آقای محمدعلی همایون کاتوزیان در نقد چنین نظری مینویسد: «ادعای اینکه هدایت یا گویندهها...
Thursday, November 17, 2016
تقدیر را كه نمیشود عوض كرد
روزی بود، روزگاری بود. تاجری بود و این بابا گذارش به شهری افتاد و بار قافلهاش را به زمین گذاشت و نزدیك شهر اتراق كرد. شب كه شد تاجر دید كه یك...
Wednesday, November 16, 2016
سیمرغی كه میخواست تقدیر را عوض كند
روزی بود، روزگاری بود. سیمرغی بود و تو آسمان پرواز میكرد و برای خودش از این طرف به آن طرف میرفت، كه یكهو وسط چمن زاری قصری دید كه تا آن روز...
Wednesday, November 16, 2016
چوپانی كه خوابش را فروخت
در زمانهای قدیم چوپانی بود و روزی از روزها این بابا خسته از كار روزانه، سر ظهر خوابش برد. ساعتی خوابید و بعد بلند شد و به رفقایش گفت: «خوابی...
Wednesday, November 16, 2016
تاجری كه همراه زنش به خاك سپردنش
روزی بود، روزگاری بود. مرد حمالی بود و یك روز داشت بار میبرد كه رسید به باغی. بارش را زمین گذاشت و گفت: «خدایا! من بندهی توام، صاحب فلان فلان...
Wednesday, November 16, 2016
تاجری كه اقبالش برگشت و دوباره به او رو كرد
در زمانهای قدیم تاجری بود و زنی داشت. روزی زنش میخواست نمك بكوبد، همین كه دستهی هاون را رو نمكها كوبید، ته هاون گردتا گرد از جا درآمد. شب...
Wednesday, November 16, 2016
پیرمرد خاركن
یكی بود، یكی نبود. پیرمردی بود كه میرفت بیابان خار میكند و میفروخت و با چندرغازی كه درمیآورد، روزگار میگذراند. روزی مشغول كندن خار بود كه...
Wednesday, November 16, 2016
پسر و غول بیابانی
در زمانهای بسیار قدیم پسری بود كه با پدر و مادرش زندگی میكرد. روزی پدره به پسره گفت: «تو دیگر داری بزرگ میشوی، باید بروی و برای آیندهات كاری...
Wednesday, November 16, 2016
پرندهی طلایی
روزی بود، روزگاری بود. پیرمرد و پیرزن فقیری بودند كه تو آسیاب خرابهای زندگی میكردند. سالهای سال بود كه پیرمرد پرنده میگرفت و میبرد به بازار...
Wednesday, November 16, 2016
گروه بندی
برگزیده ها
آخر مقالات
اخلاق اداری کارگزاران در عهدنامه مالک اشتر
10 نمونه متن معرفی خود در سخنرانی
10 نمونه متن معرفی خود به همکاران
نمونه متن معرفی خود در گروه های مجازی
متن خداحافظی کربلا + پیام حلالیت طلبیدن برای سفر کربلا
موز سبز یا موز رسیده مسئله این است!
رواق دارالذکر در حرم امام رضا(ع) کجاست؟
عقد ضمان در قانون مدنی ایران
عقد صلح در قانون مدنی ایران
نامه امام علی(ع) به مالک اشتر؛ هشداری بر خطر منافقان در جامعه
الأكثر زيارة في الأسبوع
حضرت سکینه در خرابه شام
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
تشرف ابوراجح حمامی به خدمت امام زمان(عج)
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
مزار حضرت سلیمان علیهالسلام
فال حافظ
10 تیم بسکتبال بسیار مشهور