شرح روز رسوایی و شکوفایی در مثنوی
روز رستاخیز، روز نمودار شدن همه حقایق است. همه انسان‌ها روز قیامت در برابر پروردگار قرار می‌گیرند و هر یک هر چه دارد به نمایش می‌گذارد و کسی...
Wednesday, September 28, 2016
بازار مشهد
در 1354 ش، استانداری خراسان به بهانه‌ی سامان‌بخشیدن و بهسازی محیط اطراف حرم حضرت رضا (علیه‌السّلام) که به صورتی آشفته و ناهنجار رشد و گسترش یافته...
Wednesday, September 28, 2016
بازار قزوین
ناصرخسرو به عنوان نخستین راوی بازار قزوین می‌گوید: قزوین را شهری نیکو دیدم با باروی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارهای خوب. یاقوت حموی (2) ضمن...
Wednesday, September 28, 2016
بازار تهران
بازار تهران. احتمال می‌توان داد که بخش کوچکی از مجموعه‌ی بازار کنونی تهران، هسته‌ی اصلی آبادی تهران پیش از صفویه و دوران شاه طهماسب بوده است....
Wednesday, September 28, 2016
بازار اصفهان
نخستین اطلاع از بازارهای اصفهان شرح مافروخی در محاسن اصفهان، به نقل از حمزه اصفهانی (متوفی 350 - 360) در اشاره به بنای شهر «یهودیه» در زمان خلافت...
Wednesday, September 28, 2016
بازار تبریز
تبریز که از قدیم در مسیر جاده‌ی ابریشم واقع بوده، یکی از مهم‌ترین مراکز بازرگانی ایران به شمار می‌آید. این شهر در جریان تجارتش با اروپا، از راه...
Wednesday, September 28, 2016
بازار اراک
بازار سرپوشیده‌ی اراک در بخش مرکزی شهر قدیم، و دارای شکلی صلیبی با دو محور شمالی - جنوبی به طول 880 متر و شرقی - غربی به طول 600 متر است که در...
Wednesday, September 28, 2016
چرا بین گرگ و سگ، و گربه و موش دشمنی پیدا شد؟
در قدیم حیوانات برای زندگی در جنگل باید اجازه نامه‌ی مخصوص می‌داشتند. گرگ هم از همین اجازه نامه‌ها داشت. پاییز بارانی آغاز شد و باران اجازه نامه...
Wednesday, September 21, 2016
گربه‌ی شکارچی و خروس احمق
در زمان پیشین، وسط جنگل انبوهی، در کلبه‌ی کوچکی دو برادر خوانده: زندگی می‌کردند: یکی گربه‌ی شکارچی و دیگری خروس ابله: زندگی می‌کردند. گربه غالباً...
Wednesday, September 21, 2016
زن گرفتن خرگوش
این داستان مربوط به زمانی است که انسان و حیوان با هم در یک جا زندگی می‌کردند. در آن زمان خرگوش مجردی به این فکر افتاد که اگر زن بگیرد زندگانی...
Wednesday, September 21, 2016
چگونه سگ پیری بر گرگ پیروز شد؟
مردی سگی داشت که دیرزمانی نسبت به او وفادار بود. وقتی که سگ پیر شد صاحبش او را بیرون راند و گفت: - تو سگ پیر دیگر به درد من نمی‌خوری. پس گم شو...
Wednesday, September 21, 2016
زندگی خوش روباه و پایان آن
گربه‌ای بود که غالباً از صاحبش کتک می‌خورد، زیرا گاهی ظرف شیر را می‌انداخت و بعضی اوقات هم کارهای دیگری می‌کرد که اسباب ناراحتی پیرزن می‌گردید.
Wednesday, September 21, 2016
اسب و خرس و گرگ
مردی روستایی اسبی داشت که در نهایت وفا و صمیمت به او خدمت می‌کرد. وقتی که اسب پیر شد و دیگر توانایی کارکردن نداشت اربابش به او گفت:
Wednesday, September 21, 2016
مرد زود باور
مردی بود که اسب را خیلی دوست داشت. این مرد دلش می‌خواست اسب‌هایی داشته باشد که دیگران مانندشان را ندارند. همین که می‌شنید در فلان بازار اسب‌های...
Wednesday, September 21, 2016
دهقان باهوش و مالک طمعکار
اربابی کارگر کشاورزی داشت که در انجام دادن هر کاری استاد بود. یک روز شایع شد که دهقان دیگی ساخته است که بدون آتش می‌توان در آن چیز پخت. ارباب...
Wednesday, September 21, 2016
سگی که حرف زدن آموخت
مردی سگی داشت که آنچه به او تعلیم می‌داد می‌آموخت؛ فقط حرف زدن بلد نبود. او درصدد بود کسی را بیابد که به سگش حرف زدن بیاموزد. در نقطه‌ی دوری...
Wednesday, September 21, 2016
برای کسی چاه مکن، خودت در آن می‌افتی
کشاورزی مقدار کمی زمین داشت که آن هم تدریجاً از بین رفت. نان آور خانواده تنها او بود و نان خورهای او دوازده تا کودک خردسال بودند. اتفاقاً روزی...
Wednesday, September 21, 2016
جوان دانا و مرد احمق
روزی جوانی روستایی که در ظاهر نادان و ابله ولی در باطن خیلی زرنگ بود، به مردی سوار بر اسب برخورد. بین آن‌ها صحبت درگرفت. مرد پرسید:
Wednesday, September 21, 2016
مسابقه‌ی دروغگویی
در روزگار پیشین مرد پولداری بود. روزی پیرمردی که صاحب کندوی عسل بود نزد او آمد. مرد پولدار داشت پولهایش را می‌شمرد. پولدار به پیرمرد گفت:
Wednesday, September 21, 2016
چرا موی سر زودتر از موی صورت سفید می‌شود؟
روز پتر کبیر از پیرمردی پرسید که چرا موی سر او سفید و ریشش سیاه است؟ پیرمرد جواب داد: - چون که موهای سرم از موهای ریشم بیست سال بزرگ‌تر است....
Tuesday, September 20, 2016