سه برادر و شاهزاده خانم در روی کوه شیشه‌ای
در روزگار پیشین مردی پیر و روستایی سه پسر داشت. دو تا از آن‌ها عاقل بودند و یکی نادان. پیرمرد مریض شد و پیش از مرگش به فرزندان خود دستور داد...
Wednesday, September 14, 2016
سه گره جادو شده
پدر و مادری پسری داشتند که چندان از آن‌ها اطاعت نمی‌کرد. همیشه در کنار استخر بود و از آن جا دور نمی‌شد. مادر او را تنبیه می‌کرد تا نزدیک استخر...
Wednesday, September 14, 2016
غولی که در کوزه بود
ماهیگیری در خانه‌ی کوچکی که در کنار دریا قرار داشت و رو به ایوانی بود می‌زیست. بیچاره ماهیگیر دچار فقر و تنگدستی شده بود، زیرا نمی‌توانست به...
Wednesday, September 14, 2016
برادر و خواهر و همزاد دختر
مادری دو فرزند داشت که یکی از آن‌ها پسر بود و دیگری، که از سر راه برداشته بود، دختر. مادر همیشه آن‌ها را نصیحت می‌کرد. به پسرش می‌گفت زن نگیر...
Wednesday, September 14, 2016
سرباز و سه خواهر
در زمان پیشین اربابی از رعیت‌های خودش را به سربازی فرستاد. دوره‌ی سربازی کم نبود: می‌باید بیست و پنج سال خدمت می‌کرد.
Wednesday, September 14, 2016
عروس دریا
در روزگار پیشین ماهیگیر فقیری بود در ساحل دریا می‌زیست. غذای او و خانواده‌اش از ماهی‌های دریا بود: یک روز صید می‌کرد و روز دیگر می‌خورد.
Monday, September 12, 2016
پسرانی که برای پدرشان آب شفابخش زندگی به دست آوردند
پادشاهی سه پسر داشت. دو تا از آن‌ها عاقل بودند و یکی از آن‌ها احمق. پادشاه پیر شد و در پیری نابینا گردید. پزشکان و کحال‌هایی را که در قلمرو سلطنتش...
Monday, September 12, 2016
جانشین پادشاه
پادشاهی هفت پسر داشت. پسر بزرگ‌تر بیست و پنج ساله بود و کوچک‌تر هفت ساله. البتّه می‌دانید که سن و سال شرط بزرگی نیست. در بین این برادرها برادر...
Monday, September 12, 2016
چهار برادر کاردان
پدری چهار پسر داشت. این پسران را، وقتی که بزرگ شدند و توانستند خوب را از بد تمیز دهند، نزد استادانی فرستاد تا هنرهایی بیاموزند. برادران به راه...
Monday, September 12, 2016
عقاب هواپیما
در روزگار پیشین پادشاهی پسری داشت. این پسر بسیار باهوش و دانا بود و علاقه‌ی زیادی به کارهای فنّی داشت و توانست ساعتی بسازد. یکی از استادان دربار...
Monday, September 12, 2016
هدیه‌ی گرانبها
پسری مادرش مرد. پسر یتیم بیچاره را به زنی سپردند تا گوسفندان او را شبانی کند. آن زن جادوگر بود و چنان گوسفندانش را سحر و جادو کرده بود که هر...
Monday, September 12, 2016
بررسی الگوهای پیشرفت هنر در فرهنگ اسلامی
هنر یکی از نمودهای شگفت‌انگیز و سازنده‌ی حیات بشری است که همواره از دیدگاه‌های مختلف بررسی شده است. هنر، نوعی شایستگی جسمی یا روحی است که در...
Sunday, September 11, 2016
دید باطنی و برزخی مردان حق در نگاه مثنوی
در سرگذشت فُضیل بن عیاض است که سی سال او را خندان ندیده بودند تا روزی که پسرش مرد، تبسم کرد. گفتند: ای خواجه، چه وقت این است؟ گفت: دانستم که...
Saturday, September 10, 2016
در نگاه مولانا مرگ، حیات ابدی و جاودانگی است
مولانا شرح موضوع مورد بحث را از حمزه، عموی پیامبر، که جنگ‌های صدر اسلام دلیری‌های او در تاریخ ثبت شده است، آغاز می‌کند. حضرت حمزه(علیه السلام)...
Saturday, September 10, 2016
در نگاه مثنوی دنیا بازیچه‌ای بیش نیست
مولانا مقایسه‌ای میان آنها که به دنیا چسبیده‌اند و آنها که در فکر آخرت و وصال حق هستند، می‌کند. «پوشیده گشتی»، یعنی در این دنیا، پوشیده از ثروت...
Saturday, September 10, 2016
خواب و مرگ در بیان مثنوی
در سرگذشت عرفای بزرگ، از خواب و تأثیر آن در سیر و تکامل شخصیت سالک سخن بسیار است و بسیاری از پیران طریقت، خواب را نوعی کشف دانسته‌اند که در آن...
Saturday, September 10, 2016
حشر و وقوع قیامت در مثنوی
«جذب اجزا»، یعنی حق در طبیعت و سرشت او، نیروی جذب نیازمندی‌ها را پدید می‌آورد. «نما»، یعنی رشد جسم و کمال روح که در این جا هر دو مورد نظر است....
Saturday, September 10, 2016
حشر و روز رستاخیز در مثنوی معنوی
مولانا می‌گوید: رستاخیز و حشر حقیقی انکارناپذیر است. عالم طبیعت هر چند جامد و بی‌جان می‌نماید، اما مانند همین اژدهای مُرده‌وش، وقتی آفتاب روحانی...
Saturday, September 10, 2016
چون قفس را بشکند شاه خرد
مولانا از جان‌های نامتجانس انسان‌ها سخن می‌گوید که در قفس زندگی این جهانی به ناچار هم زیستی می‌کنند، مانند هم‌سفر شدن مسلمان و ترسا و جهود و...
Saturday, September 10, 2016
تجسم ملکوتی اعمال و معاد جسمانی در مثنوی مولوی
هر گاه انسان، دانه سجده و یا رکوعی را در زمین قلب و روح خود بکارد، در جهان دیگر، آن سجده و رکوع به بهشتی مبّدل می‌گردد. مولانا در این ابیات مسئله...
Saturday, September 10, 2016