چل سال بیش رفت که من لاف می زنم
بیش از چهل سال است که من پیرو پیر مغان هستم و خود را از کوچک ترین بندگان و خدمت گزاران او می دانم؛ اما چنان که باید در طریقه ی رندی راه نپیموده...
Monday, May 5, 2014
عمری است تا من در طلب هر روز گامی می زنم
مدت زیادی است که در آرزوی درک عالم معنی هستم و به این منظور به دنبال انسان نیکنامی هستم که با هدایت و ارشاد او به مقصد برسم. امیدی به زاهدان...
Monday, May 5, 2014
گر من از سرزنش مدّعیان اندیشم
اگر از سرزنش مدعیان پرهیزکاری و صلاح بترسم، هرگز نمی توانم در عاشقی و رندی کاری از پیش ببرم و به مقصود برسم؛ بدنامی در این راه از زهد ریایی بهتر...
Monday, May 5, 2014
حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم
اصل وجود ما تن و جسم خاکی نیست. تن، حجابی است که جلوه های آن هستی روحانی را می پوشاند و اگر جان آدمی بخواهد روح مطلق و ازلی را بشناسد، باید از...
Monday, May 5, 2014
خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
ای مشعوق! هر وقت، تصویر تو را پیش چشم مجسم می کنم، گویی دل من هم از سینه بیرون می آید تا تو را از روزنه ی چشم من تماشا کند. تصور دیدن تو دلم...
Monday, May 5, 2014
من که از آتش دل چون خُم می در جوشم
با اینکه از آتش دل، مانند خُم شراب در حال جوش و خروش هستم، ولی مُهر سکوت بر لب زده ام؛ خون دل می خورم، سخنی نمی گویم؛ برای درک اسرار عالم غیب،...
Monday, May 5, 2014
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
من دوستدار چهره ی زیبا و شاد و موی آراسته هستم. من مدهوش و حیران چشم خمار و اسیر کننده و شراب ناب و زلال هستم.
Monday, May 5, 2014
مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم
ای معشوق!خبر خوش وصال تو چه زمان به من می رسد تا من که مرغ باغ ملکوتم و دنیا برایم مانند قفسی است، جان خود را برابر مژده ی وصال، مژدگانی بدهم...
Monday, May 5, 2014
چرانه در پی عزم دیار خود باشم
من چرا قصد رفتن به سرزمین محبوب خود را نداشته باشم؟ چرا خاک سر کوی معشوق خود نباشم؟ چرا به همان خانه و کاشانه، نزد همان معشوق محبوب برنگردم؟...
Monday, May 5, 2014
گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
ای یار!اگر بار دیگر دستم به زلف زیبا و دلربای تو برسد، چه سرهایی را چون گوی در میدان بازی عشق در برابر چوگان زلفت خواهم باخت، یعنی در راه وصال...
Monday, May 5, 2014
در خرابات مغان گر گذر افتاد بازم
اگر بار دیگر گذرم به میکده ی پیر مغان بیفتد، آنچه از خرقه ی زهد و سجّاده ی تقوی به دست آورده ام، در یک لحظه از دست خواهم داد؛ اگر صاحبدلان و...
Monday, May 5, 2014
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
وقتی در غربت و تنهایی، نماز شام را با گریه آغاز می کنم، با ناله های غریبانه ی خود، گویی قصّه های غربت را سر می دهم.
Monday, May 5, 2014
فراتر از متعالی
ظاهراً ابن سینا در اواخر عمر در کتاب اشارات که گویا آخرین تألیف ایشان است، متوجه شدند که حکمت مشاء آنگونه که باید و شاید در حل مسائل غامض و پیچیده...
Sunday, May 4, 2014
سیری در آثار و آرا عرفانی قطب الدین شیرازی
شیخ قطب الدین محمد بن مسعود بن مصلح شیرازی کازرونی به سال 634 (هـ .ق) در شیراز متولد شد. پدرش طبیب بود و قطب الدین علم طب را نزد او و عمویش کمال...
Sunday, May 4, 2014
صدرا در غرب
با عرض سلام باید بگویم که بسیار خوشحالم به شهر زیبای شیراز آمده ایم و در این همایش در بحثهایی در مورد مکتب فلسفی شیراز شرکت می کنیم. از آنجا...
Sunday, May 4, 2014
مکتب شیراز
مقطعی که بنام مکتب شیراز معرفی می شود دوره ی زمانی در حدود دو قرن است که می توان آغاز آن را زمان خواجه نصیرالدین طوسی و پایان آنرا ظهور میرداماد...
Sunday, May 4, 2014
حوزه شیراز در تاریخ فلسفه اسلامی
استادان گرامی، دانشمندان، دانشجویان و حضار محترم، من از سالها پیش به این پرسش می اندیشیده ام که چه نسبتی میان فلسفه و تاریخ هست؟ و درصدد بوده...
Sunday, May 4, 2014
تدبیر خانواده در آثار ملاصدرا
خانواده مهمترین و ابتدایی ترین نهاد اجتماعی تاریخ بشری است، هسته ی کوچکی از اجتماع که در حیات اجتماعی مردم، نقش و تأثیر فراوانی دارد. همه چیز...
Sunday, May 4, 2014
مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
ای محبوب من!با مژگانت بر دل عاشق من، تیر عشوه و غمزه مزن که من در برابر چشم خمار و مست تو می میرم.
Sunday, May 4, 2014
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
ای معشوق!تو مانند صبح عالمتاب و در حال طلوع و جلوه گری هستی و من مانند شمع خودسوز پاکباز سحرگاهی هستم، پس لبخندی بزن و ببین که چگونه در برابر...
Sunday, May 4, 2014