بار کج به منزل نمی‌رسد
یکی از شاهزادگانی که به سعدی شیرازی ارادت داشت، محرمانه از شاهزاده خانم خویش به وی شکایت کرد که همه ساله برای من سه قلوی دختر می‌آورد و از او...
Monday, March 10, 2014
بپوش بپوش مبارکه، بِکَن بِکَن امانته!
کسی جهت رفتن به ضیافتی لباسی از دوستی به امانت گرفت. از اتفاق صاحب لباس هم به همان مهمانی دعوت شده بود. چون امانت‌گیرنده وارد گردید، صاحب اصلی...
Monday, March 10, 2014
با سیه‌دل چه سود خواندن وعظ؟ نرود میخ آهنین در سنگ
کاروانی در زمین یونان بزدند، نعمت بی‌قیاس ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیغمبر، شفیع آوردند. سودی نداشت. بیت: «چو پیروز شد دزد...
Monday, March 10, 2014
بادآورده را باد می‌برد
خسرو پرویز، یکی از پادشاهان مشهور ساسانی بود که لشکرکشی‌ها و خوش‌گذرانی‌های بیش از حدّ او و درباریانش، کشور ایران را از اوج شکوه به انقراض کشانید....
Monday, March 10, 2014
با توکل زانوی اشتر ببند
در واقع، این عبارت ترجمه رسایی از سخنان پیغمبر اسلام(صلی الله علیه وآله) با غلام خود است که شرح آن چنین است: روزی شتر رسول اکرم(صلی الله علیه...
Monday, March 10, 2014
با ادب باش تا بزرگ شوی
پیام این ضرب المثل مودّب بودن است و در تشویق به مودّب بودن به کار می‌رود.
Monday, March 10, 2014
آه صاحب درد را باشد اثر
چون زلیخا حشمت و اعزاز داشت * رفت و یوسف را به زندان باز داشت با غلامی گفت: «بنشان این دمش * پس بزن پنجاه چوب محکمش!» بر تن یوسف چنان باز و گشای...
Monday, March 10, 2014
آنگه که تو دیدی، غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی
یکی از ملوک مدت عمرش سپری شد و قائم مقامی نداشت. وصیت کرد که بامدادان، نخستین کسی که از در شهر درآید، تاج شاهی بر سر وی نهید و تفویض مملکت بدو...
Monday, March 10, 2014
آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها
آورده‌اند کاروانی به حاکمی شکایت بردند که دو راهزن کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد نفر از عهده دو تن برنیامدند؟...
Monday, March 10, 2014
حال دل با تو گفتنم هوس است
ای یار! آرزو دارم از بیتابی ها و بیقراری های دل خود با تو سخن بگویم و بشنوم که دل تو در چه حال است؟ آیا تو هم به من علاقه ایداری؟ دوست دارم عاشقانه...
Monday, March 10, 2014
اَلمنة لله که درِ میکده باز است
خدا را سپاس که در میکده باز است و محفل و مجلس عاشقان و رندان برپاست و من برای برآوردن حاجت خود به سوی آنجا می روم. خدا را شکر که می توانیم عاشقانه...
Monday, March 10, 2014
اگرچه باده فرح بخش و باد گُل بیز است
فصل بهار است و باد، شکوفه های درختان را در هوا پراکنده و بهار شیراز، شراب را از همیشه بیشتر فرح بخش می کند، اما محتسب سخت مراقب اجرای احکام و...
Monday, March 10, 2014
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
با وجود این معشوق[یا فرزند]زیبا و رعنایی که در خانه دارم، دیگر چه نیازی است که باغ و صحرا بروم و به دیدن درختان سرو و صنوبر مشغول شوم.
Monday, March 10, 2014
بیا که قصر امل سخت سُست بنیاد است
بیا تا با تو بگویم که آرزوهای این دنیایی -اگر برآورده شود -مانند کاخی است که پایه های سستی دارد و سرانجام فرو می ریزد؛ آری لذات این دنیا دوامی...
Monday, March 10, 2014
بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است
ای یار که رویت چون خورشید تابان است! چون تو با من نیستی، روزهای عمر من چون شب تاریک است؛ از تمام عمرم جز تاریکی شب چیزی بر جای نمانده است.
Monday, March 10, 2014
تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است
از آن زمان که نسیم بر زلف های تو وزید و بوی خوش آن را به مشام عاشقان بینوا رساند، دل عاشق و دیوانه ی من که در پیچ و تاب گیسوی تو اسیر بود، بیتاب...
Monday, March 10, 2014
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است
ای واعظ و نصیحت گو! به دنبال کار خود برو و دست از سر ما بردار؛ من نصیحت پذیر نیستم؛ این چه بانگ و فریادی است که به راه انداخته ای؟ دل من از راه...
Monday, March 10, 2014
رواق منظر چشم من آشیانه ی توست
ای یار! تو همیشه پیش چشم منی و من همیشه به یاد توام؛ خانه ی چشم من آشیانه و منزل توست؛ پس بزرگواری کن و فرود آی که این خانه متعلق به توست؛ همیشه...
Monday, March 10, 2014
خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
از آن هنگام که خدا تو را چنین زیبا و دلفریب ساخت و خط ابروی زیبای تو را آفرید، امید من به توجه دلربایانه ی توست که به آن، هم امید دارم و هم ندارم؛...
Monday, March 10, 2014
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
کسی که در کوی معشوق، گوشه ی خلوت را برگزیده و از دنیا و هرچه در آن است دل بریده و فقط به یار فکر می کند، چه نیازی به گردش و تماشا دارد؟ وقتی...
Monday, March 10, 2014