المسیر الجاریه :
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.(سعدي)
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان...
يا مكن با پيل بانان دوستي / يا بنا كن خانه ای در خورد پيل ![ سعدي ]
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است...
خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریای خود نداری،...
همت بلند دار که مردان روزگار / از همت بلند بجائي رسيده اند« سعدي»
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
دعای ندبه و عهد و فرج بسی خواندیم
دعای ندبه و عهد و فرج بسی خواندیم<br />
هنوز نالة اَمّن یُجیبمان برپاست<br />
بیا که بی تو همه عیدها عزا گشتند<br />
بیا که بی تو زمان لحظه لحظه عاشوراست<br />
هزار سال فزون صبح جمعه، هر هفته
هزار سال فزون صبح جمعه، هر هفته<br />
صدای ناله "اَینَ الحسین" ما به سماست<br />
بیا بیا که ببینیم باز هم علمت<br />
به روی دست علمدار دشت کرببلاست<br />
بیا که تا تو نیایی، علی است، خانه نشین
بیا که تا تو نیایی، علی است، خانه نشین<br />
بیا که فاطمه در طول غیبتت تنهاست<br />
به گریه ای که ز هجر تو می کنیم قسم<br />
uکه اشک ما همه از خون سیدالشهداست
بیا که لشکر فتح آیدت به استقبال
بیا که لشکر فتح آیدت به استقبال<br />
بیا که فاطمه را در قفات، دست دعاست<br />
بیا که کعبه به دور سرت طواف کند<br />
بیا که دیدة زمزم ز خون دل دریاست<br />
تو غایبی و همه خلق در حضور تواَند
تو غایبی و همه خلق در حضور تواَند<br />
کنار یار صدا می زنند یار کجاست<br />
به دیده ای که نبیند به غیر روی تو را<br />
چراغ عارضت از صد نقاب هم پیداست<br />
خیال سیر جمالت، طواف حُسن خداست
خیال سیر جمالت، طواف حُسن خداست<br />
ندیده هم، مه رویت، چراغ دیدة ماست<br />
قسم به صبح ظهور و به لحظة فرجت<br />
که طول غیبتت از شوق ما نخواهد کاست<br />
تنها به عشق دیدن تو ندبه خوان شدیم
تنها به عشق دیدن تو ندبه خوان شدیم<br />
هر صبح جمعه حال دعایی به ما بده<br />
این دیده ای که غیر تو هر چیز دیده است<br />
از ما بگیر و چشم خدایی به ما بده<br />
آقا سلام! سوز و نوایی به ما بده
آقا سلام! سوز و نوایی به ما بده<br />
هر صبح و شام حال بکایی به ما بده<br />
دل تنگ دیدن تو شدیم ایّها الغریب<br />
آغوش خویش وا کن و جایی به ما بده
خدا کند به سر این انتظارها برسد
خدا کند به سر این انتظارها برسد<br />
زمان مرگ خزان بهارها برسد<br />
نشد اگر برسم من به پای بوسی تو<br />
خدا کند که از آن سو غبارها برسد<br />
دلم شکیب ندارد ولی یقین دارم
دلم شکیب ندارد ولی یقین دارم<br />
تو سنگ را به نگاهی صبور خواهی کرد<br />
صفای خیمه سبزت کجا، بهشت کجا<br />
بهشت را تو سرای سرور خواهی کرد<br />
نشست منتظر رجعت ستاره صبح<br />
قسم به کعبه که روزی...