المسیر الجاریه :
روى تو آفتاب را زیر سؤال مى برد مهدوی

روى تو آفتاب را زیر سؤال مى برد

روى تو آفتاب را زیر سؤال مى برد<br /> عطر تو مشک ناب را زیر سؤال مى برد<br /> به انتظار مانده ام چشم بهارى تو را<br /> اشک تو لطف آب را زیر سؤال مى برد
این جمعه هم گذشت و ز صحرا نیامدى مهدوی

این جمعه هم گذشت و ز صحرا نیامدى

این جمعه هم گذشت و ز صحرا نیامدى<br /> آقا ببین!همین خبر جمعه ى من است<br /> تقصیر ناله هاى شما نیست،هر چه هست<br /> از ندبه هاى بى اثر جمعه ى من است
از صبح تا غروب ، تمام امید من مهدوی

از صبح تا غروب ، تمام امید من

از صبح تا غروب ، تمام امید من<br /> تنها امید سفر جمعه ى من است<br /> هر شب دلم خوش است که در یک عبور تار...<br /> عکست مقیم چشم تر جمعه ى من است
چشمت ستاره ى سحر جمعه ى من است مهدوی

چشمت ستاره ى سحر جمعه ى من است

چشمت ستاره ى سحر جمعه ى من است<br /> وجه منورت قمر جمعه ى من است<br /> یک هفته تا بیاید و تسکین دل شود<br /> یک انتظار ، پشت درِ جمعه ى من است<br />
ای خاطرات جمعه ها، ای مهربانم مهدوی

ای خاطرات جمعه ها، ای مهربانم

ای خاطرات جمعه ها، ای مهربانم<br /> تنها غریب آشنا، ای مهربانم<br /> از ابتدای خلقتم بستم دخیلی<br /> نذر تماشای شما، ای مهربانم<br />
صحبت روى تو را هر دم شنیدن تا بکى مهدوی

صحبت روى تو را هر دم شنیدن تا بکى

صحبت روى تو را هر دم شنیدن تا بکى<br />  در دلم نقش جمال تو کشیدن تا بکى؟<br />  اى چراغ زندگى روشن نما قلب مرا<br />  بى تو در تاریکى دنیا نشستن تا بکى؟<br />
یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشد مهدوی

یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشد

یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشد<br /> عیسى شود، آن خسته که بیمار تو باشد<br /> از چشمۀ خورشید جگر سوخته آید<br /> هر دیده که لبْ تشنه دیدار تو باشد<br />
گفتم این جمعه دگر آید و ان‌شاءالله مهدوی

گفتم این جمعه دگر آید و ان‌شاءالله

گفتم این جمعه دگر آید و ان‌شاءالله<br />  همچو ماهی به شب تار نماید خود را<br />  گفتم این جمعه شب هجر سحر خواهد شد<br />  اگر آن حجت دادار نماید خود را<br />
گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را مهدوی

گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را

گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را<br />  از پس پرده پدیدار نماید خود را<br />  گفتم این جمعه همان جمعه آخر باشد<br />  یوسف فاطمه این بار نماید خود را<br />
هر جمعه با اشک و دعا در گوشه ی سجاده ها مهدوی

هر جمعه با اشک و دعا در گوشه ی سجاده ها

هر جمعه با اشک و دعا در گوشه ی سجاده ها<br /> مست از دعای ندبه  یا  عطر سمات افتاده ام<br /> بی تو غزل خوانیم پر ، مستیم پر ، هستیم پر<br /> بی تو تمام روز در فکر نجات افتاده ام<br />