اگر تو فارغي از حال دوستان يارا
اگر تو فارغي از حال دوستان يارا شاعر : سعدي فراغت از تو ميسر نمي‌شود ما را اگر تو فارغي از حال دوستان يارا بيان...
Wednesday, March 23, 2011
شب فراق نخواهم دواج ديبا را
شب فراق نخواهم دواج ديبا را شاعر : سعدي که شب دراز بود خوابگاه تنها را شب فراق نخواهم دواج ديبا را که احتمال...
Wednesday, March 23, 2011
پيش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
پيش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را شاعر : سعدي الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را پيش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را...
Wednesday, March 23, 2011
مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا
مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا شاعر : سعدي گر تو شکيب داري طاقت نماند ما را مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا کز...
Wednesday, March 23, 2011
ز اندازه بيرون تشنه‌ام ساقي بيار آن آب را
ز اندازه بيرون تشنه‌ام ساقي بيار آن آب را شاعر : سعدي اول مرا سيراب کن وان گه بده اصحاب را ز اندازه بيرون تشنه‌ام...
Wednesday, March 23, 2011
گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گر ماه من برافکند از رخ نقاب را شاعر : سعدي برقع فروهلد به جمال آفتاب را گر ماه من برافکند از رخ نقاب را بر چشم...
Wednesday, March 23, 2011
با جواني سرخوشست اين پير بي تدبير را
با جواني سرخوشست اين پير بي تدبير را شاعر : سعدي جهل باشد با جوانان پنجه کردن پير را با جواني سرخوشست اين پير بي...
Wednesday, March 23, 2011
وقت طرب خوش يافتم آن دلبر طناز را
وقت طرب خوش يافتم آن دلبر طناز را شاعر : سعدي ساقي بيار آن جام مي مطرب بزن آن ساز را وقت طرب خوش يافتم آن دلبر طناز...
Wednesday, March 23, 2011
دوست مي‌دارم من اين ناليدن دلسوز را
دوست مي‌دارم من اين ناليدن دلسوز را شاعر : سعدي تا به هر نوعي که باشد بگذرانم روز را دوست مي‌دارم من اين ناليدن...
Wednesday, March 23, 2011
وه که گر من بازبينم روي يار خويش را
وه که گر من بازبينم روي يار خويش را شاعر : سعدي تا قيامت شکر گويم کردگار خويش را وه که گر من بازبينم روي يار خويش...
Wednesday, March 23, 2011
امشب سبکتر مي‌زنند اين طبل بي‌هنگام را
امشب سبکتر مي‌زنند اين طبل بي‌هنگام را شاعر : سعدي يا وقت بيداري غلط بودست مرغ بام را امشب سبکتر مي‌زنند اين طبل...
Wednesday, March 23, 2011
برخيز تا يک سو نهيم اين دلق ازرق فام را
برخيز تا يک سو نهيم اين دلق ازرق فام را شاعر : سعدي بر باد قلاشي دهيم اين شرک تقوا نام را برخيز تا يک سو نهيم اين...
Wednesday, March 23, 2011
تا بود بار غمت بر دل بي‌هوش مرا
تا بود بار غمت بر دل بي‌هوش مرا شاعر : سعدي سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا تا بود بار غمت بر دل بي‌هوش مرا تا...
Wednesday, March 23, 2011
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را شاعر : سعدي چه کند گوي که عاجز نشود چوگان را چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را...
Wednesday, March 23, 2011
ساقي بده آن کوزه ياقوت روان را
ساقي بده آن کوزه ياقوت روان را شاعر : سعدي ياقوت چه ارزد بده آن قوت روان را ساقي بده آن کوزه ياقوت روان را تا...
Wednesday, March 23, 2011
کمان سخت که داد آن لطيف بازو را
کمان سخت که داد آن لطيف بازو را شاعر : سعدي که تير غمزه تمامست صيد آهو را کمان سخت که داد آن لطيف بازو را بدين...
Wednesday, March 23, 2011
لاابالي چه کند دفتر دانايي را
لاابالي چه کند دفتر دانايي را شاعر : سعدي طاقت وعظ نباشد سر سودايي را لاابالي چه کند دفتر دانايي را نتواند که...
Wednesday, March 23, 2011
تفاوتي نکند قدر پادشايي را
تفاوتي نکند قدر پادشايي را شاعر : سعدي که التفات کند کمترين گدايي را تفاوتي نکند قدر پادشايي را که در به روي...
Wednesday, March 23, 2011
من بدين خوبي و زيبايي نديدم روي را
من بدين خوبي و زيبايي نديدم روي را شاعر : سعدي وين دلاويزي و دلبندي نباشد موي را من بدين خوبي و زيبايي نديدم روي...
Wednesday, March 23, 2011
رفتيم اگر ملول شدي از نشست ما
رفتيم اگر ملول شدي از نشست ما شاعر : سعدي فرماي خدمتي که برآيد ز دست ما رفتيم اگر ملول شدي از نشست ما هر جا که...
Wednesday, March 23, 2011