نيست در خاک بشر تخم کرم
نيست در خاک بشر تخم کرم شاعر : خاقاني مدد از ديده به باران چکنم؟ نيست در خاک بشر تخم کرم فتح باب از نم مژگان...
Wednesday, March 23, 2011
بلکه در مدح رسول الله به توقيع رضاش
بلکه در مدح رسول الله به توقيع رضاش شاعر : خاقاني بر جهان منشور ملک جاودان آورده‌ام بلکه در مدح رسول الله به توقيع...
Wednesday, March 23, 2011
مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبح‌دم
مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبح‌دم شاعر : خاقاني بلبله را مرغ‌وار وقت سماع است هم مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبح‌دم ...
Wednesday, March 23, 2011
اي لب و زلفين تو مهره و افعي بهم
اي لب و زلفين تو مهره و افعي بهم شاعر : خاقاني افعي تو دام ديو مهره‌ي تو مهر جم اي لب و زلفين تو مهره و افعي بهم...
Wednesday, March 23, 2011
گرنه شب از عين عيد ساخت طلسمي بخم
گرنه شب از عين عيد ساخت طلسمي بخم شاعر : خاقاني عين منعل چراست در خط مغرب رقم گرنه شب از عين عيد ساخت طلسمي بخم...
Wednesday, March 23, 2011
طفلي و طفيل توست آدم
طفلي و طفيل توست آدم شاعر : خاقاني خردي و زبون توست عالم طفلي و طفيل توست آدم آبستن لعل توست مريم پرورده‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
با آنکه به موي مانم از غم
با آنکه به موي مانم از غم شاعر : خاقاني موئي ز جفا نمي‌کني کم با آنکه به موي مانم از غم از تب نکنم کبود هر دم...
Wednesday, March 23, 2011
در بوته‌ي خاک سازي اکسير
در بوته‌ي خاک سازي اکسير شاعر : خاقاني آتش ز اثير و ز آسمان دم در بوته‌ي خاک سازي اکسير گه رنگ دهي به خاک و گه...
Wednesday, March 23, 2011
روزم فرو شد از غم، هم غم‌خواري ندارم
روزم فرو شد از غم، هم غم‌خواري ندارم شاعر : خاقاني رازم برآمداز دل، هم دلبري ندارم روزم فرو شد از غم، هم غم‌خواري...
Wednesday, March 23, 2011
اي باغ جان که به ز لبت نوبري ندارم
اي باغ جان که به ز لبت نوبري ندارم شاعر : خاقاني ياد لبت خورم مي سر ديگري ندارم اي باغ جان که به ز لبت نوبري ندارم...
Wednesday, March 23, 2011
در اين دامگاه ارچه همدم ندارم
در اين دامگاه ارچه همدم ندارم شاعر : خاقاني بحمدالله از هيچ غم غم ندارم در اين دامگاه ارچه همدم ندارم که کس را...
Wednesday, March 23, 2011
به دل در خواص بقا مي‌گريزم
به دل در خواص بقا مي‌گريزم شاعر : خاقاني به جان زين خراس فنا مي‌گريزم به دل در خواص بقا مي‌گريزم که باز از گزند...
Wednesday, March 23, 2011
چون قصد کني فتوح قنوج
چون قصد کني فتوح قنوج شاعر : خاقاني ملت ز تو شادمان ببينم چون قصد کني فتوح قنوج سهم تو به نهروان ببينم گرد...
Wednesday, March 23, 2011
حضرت ستر معلا ديده‌ام
حضرت ستر معلا ديده‌ام شاعر : خاقاني ذات سيمرغ آشکارا ديده‌ام حضرت ستر معلا ديده‌ام کز حجاب قاف عنقا ديده‌ام ...
Wednesday, March 23, 2011
از آن قبل که سر عالم بقا دارم
از آن قبل که سر عالم بقا دارم شاعر : خاقاني بدين سراي فنا سر فرو نمي‌آرم از آن قبل که سر عالم بقا دارم اگرچه...
Wednesday, March 23, 2011
عافيت را نشان نمي‌يابم
عافيت را نشان نمي‌يابم شاعر : خاقاني وز بلاها امان نمي‌يابم عافيت را نشان نمي‌يابم هيچ جا آشيان نمي‌يابم مي‌پرم...
Wednesday, March 23, 2011
رهروم مقصد امکان به خراسان يابم
رهروم مقصد امکان به خراسان يابم شاعر : خاقاني تشنه‌ام مشرب احسان به خراسان يابم رهروم مقصد امکان به خراسان يابم...
Wednesday, March 23, 2011
سازد وضو به مسجد اقصي به آب چشم
سازد وضو به مسجد اقصي به آب چشم شاعر : خاقاني شکر وضو کند به در مسجد الحرام سازد وضو به مسجد اقصي به آب چشم بگذشته...
Wednesday, March 23, 2011
اي قبله‌ي جان کجات جويم
اي قبله‌ي جان کجات جويم شاعر : خاقاني جاني و به جان هوات جويم اي قبله‌ي جان کجات جويم ور خشم کني رضا جويم ...
Wednesday, March 23, 2011
به درد دلم کاشنائي نبينم
به درد دلم کاشنائي نبينم شاعر : خاقاني هم از درد، دل را دوايي نبينم به درد دلم کاشنائي نبينم به از درد تسکين...
Wednesday, March 23, 2011