کوي عشق آمد شد ما برنتابد بيش از اين
کوي عشق آمد شد ما برنتابد بيش از اين شاعر : خاقاني دامن تر بردن آنجا برنتابد بيش از اين کوي عشق آمد شد ما برنتابد...
Wednesday, March 23, 2011
اي نايب عيسي از دو مرجان
اي نايب عيسي از دو مرجان شاعر : خاقاني وي کرده ز آتش آب حيوان اي نايب عيسي از دو مرجان وي درد تو پاي‌مرد درمان...
Wednesday, March 23, 2011
اکنون که گشاد گل گريبان
اکنون که گشاد گل گريبان شاعر : خاقاني دست من و دامن گلستان اکنون که گشاد گل گريبان چون باد شده است عنبرافشان...
Wednesday, March 23, 2011
يعقوب دلم، نديم احزان
يعقوب دلم، نديم احزان شاعر : خاقاني يوسف صفتم، مقيم زندان يعقوب دلم، نديم احزان من در چه آتشم ز اخوان او در...
Wednesday, March 23, 2011
بينم لوزينه‌ي رضاي صفاهان
بينم لوزينه‌ي رضاي صفاهان شاعر : خاقاني گرچه صفاهان جزاي من به بدي کرد بينم لوزينه‌ي رضاي صفاهان خطه‌ي شروان...
Wednesday, March 23, 2011
هان اي دل عبرت بين از ديده نظر کن هان
هان اي دل عبرت بين از ديده نظر کن هان شاعر : خاقاني ايوان مدائن را آيينه‌ي عبرت دان هان اي دل عبرت بين از ديده نظر...
Wednesday, March 23, 2011
دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان شاعر : خاقاني گشت ز سير شهاب روي هوا پر سنان دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان...
Wednesday, March 23, 2011
خرمي در جوهر عالم نخواهي يافتن
خرمي در جوهر عالم نخواهي يافتن شاعر : خاقاني مردمي در گوهر آدم نخواهي يافتن خرمي در جوهر عالم نخواهي يافتن کاندرين...
Wednesday, March 23, 2011
عشق بهين گوهري است، گوهر دل کان او
عشق بهين گوهري است، گوهر دل کان او شاعر : خاقاني دل عجمي صورتي است عشق زبان دان عشق بهين گوهري است، گوهر دل کان...
Wednesday, March 23, 2011
سلسله‌ي ابر گشت زلف زره سان او
سلسله‌ي ابر گشت زلف زره سان او شاعر : خاقاني قرصه‌ي خورشيد شد گوي گريبان او سلسله‌ي ابر گشت زلف زره سان او جوشن...
Wednesday, March 23, 2011
لشکر غم ران گشاد و آمد دوران او
لشکر غم ران گشاد و آمد دوران او شاعر : خاقاني ابلق روز و شب است نامزد ران او لشکر غم ران گشاد و آمد دوران او ...
Wednesday, March 23, 2011
دهر سيه کاسه‌اي است ما همه مهمان او
دهر سيه کاسه‌اي است ما همه مهمان او شاعر : خاقاني بي‌نمکي تعبيه است در نمک خوان او دهر سيه کاسه‌اي است ما همه مهمان...
Wednesday, March 23, 2011
دلسوز ما که آتش گوياست قند او
دلسوز ما که آتش گوياست قند او شاعر : خاقاني آتش که ديد دانه‌ي دلها سپند او دلسوز ما که آتش گوياست قند او چون...
Wednesday, March 23, 2011
صبح خيزان بين به صدر کعبه مهمان آمده
صبح خيزان بين به صدر کعبه مهمان آمده شاعر : خاقاني جان عالم ديده و در عالم جان آمده صبح خيزان بين به صدر کعبه مهمان...
Wednesday, March 23, 2011
الوداع اي کعبه کاينک وقت هجران آمده
الوداع اي کعبه کاينک وقت هجران آمده شاعر : خاقاني دل تنوري گشته و زو ديده طوفان آمده الوداع اي کعبه کاينک وقت هجران...
Wednesday, March 23, 2011
ما را دلي است زله خور خوان صبح‌گاه
ما را دلي است زله خور خوان صبح‌گاه شاعر : خاقاني جاني است خاک جرعه‌ي مستان صبح‌گاه ما را دلي است زله خور خوان صبح‌گاه...
Wednesday, March 23, 2011
در ساخت زمانه ز راحت نشان مخواه
در ساخت زمانه ز راحت نشان مخواه شاعر : خاقاني ترکيب عافيت ز مزاج جهان مخواه در ساخت زمانه ز راحت نشان مخواه با...
Wednesday, March 23, 2011
آوازه‌ي رحيل شنيدم به صبح‌گاه
آوازه‌ي رحيل شنيدم به صبح‌گاه شاعر : خاقاني با شبروان دواسبه دويدم به صبح‌گاه آوازه‌ي رحيل شنيدم به صبح‌گاه راه...
Wednesday, March 23, 2011
در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ريخته
در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ريخته شاعر : خاقاني گردون هزاران نرگسه از سقف مينا ريخته در کام صبح از ناف شب...
Wednesday, March 23, 2011
اي تير باران غمت، خون دل ما ريخته
اي تير باران غمت، خون دل ما ريخته شاعر : خاقاني نگذاشت طوفان غمت، خون دلي ناريخته اي تير باران غمت، خون دل ما ريخته...
Wednesday, March 23, 2011