کرامات حضرت محمد(صلی الله علیه و اله و سلم)
... در زمان پیغمبری حضرت محمد(صلی الله علیه و اله و سلم)، روزی کاروانی از مکه به مدینه می‌آمد، اما در راه آب و آذوقه اش تمام شد و از قضا در وسط...
Monday, September 21, 2015
مرد ترک و خیاط دزد
... در زمانهای قدیم، در شهری از شهرهای کشورمان ایران، یکی نفر معرکه گرفته بود و از دزدیهای عجیب صحبت می‌کرد و از تردستیها و عجایب کار دزدان سخن...
Monday, September 21, 2015
استاد و شاگردانش
... در یکی از شهرهای بزرگ مکتبخانه ای بود که استادی در آنجا کار تعلیم و تربیت بچه‌ها بر عهده داشت. در آن زمانها، آنهایی که درس می‌خواندند تعدادشان...
Monday, September 21, 2015
زاهد و امتحان الهی
... در زمانهای بسیار دور کوهی و در نزدیکی شهری، زاهدی زندگی می‌کرد که از دنیا بریده بود و در کوهها مشغول عبادت و مناجات با خداوند متعال بود....
Monday, September 21, 2015
وزیر مکار و قوم نصاریان
... در روزگاران گذشته، بعد از ظهور حضرت عیسی علیه السلام با آنکه آن حضرت کتاب و شریعت آورد و همگان را به سوی دین عیسوی دعوت کرد و تمامی مردم...
Monday, September 21, 2015
شیخ محمد سرزی
... در دوران قدیم در شهر غزنین، زاهدی زندگی می‌کرد که نامش شیخ محمد سرزی بود. این زاهد متقی بسیار خویشتن دار و پرهیزگار بود و روزها روزه می‌گرفت...
Monday, September 21, 2015
خواب گنج دیدن
... در روزگاران دور در شهر بغداد مردی زندگی می‌کرد که از پدرش به او ارث و میراث زیادی رسیده بود. او مردی خوشگذران بود و زیاد ولخرجی می‌کرد و...
Monday, September 21, 2015
قضات حضرت داود (علیه السلام)
... در زمان حضرت داود علیه السلام روزی دو نفر با هم مشغول مشاجره بودند. پس آنها نزد حضرت داود آمدند و از آن حضرت تقاضای قضاوت میان خودشان را...
Monday, September 21, 2015
گوسفند و گاو و شتر
... روزی از روزها، گوسفندی و شتری و گاوی با هم در حال رفتن به خانه شان بودند، که در بین راه تکه علف تازه ای که غذای لذیذی برای چارپایان است یافتند...
Monday, September 21, 2015
زاهد بی باک و مسجد دلهره آور
... در زمانهای نه چندان دور در نزدیکی شهر ری که اکنون نزدیک تهران بزرگ است و در آن مرقد مطهر شاه عبدالعظیم می‌باشد، مسجدی بود که بسیار قدیمی...
Monday, September 21, 2015
موسی (ع) و مرد زیاده طلب
... در زمان حضرت موسی علیه السلام شخصی بود که بسیار زیاده خواه بود و دوست داشت هر آنچه که ندارد را بدست آورد و آنچه را که نمی‌داند، بداند و آنچه...
Monday, September 21, 2015
دوستان نادان
... در روزگاران گذشته مرد دهقانی بود که تمام اوقات روز را با کار کردن به شب می‌رساند و هر کاری را در وقت خود انجام می‌داد، به طور مثال در فصل...
Sunday, September 20, 2015
مرد فقیر و گنج پنهان
در روزگاران بسیار دور و در یکی از شهرهای دور، فقیری زاهد و بسیار درمانده زندگی می‌کرد که هیچ چیزی در این دنیا برای خود نداشت. او نه جایی برای...
Sunday, September 20, 2015
شیر و روباه و گرگ
... در یک روز از روزهای خدا، شیر سلطان جنگل به همراه گرگ و روباه که خدمتگزارانش بودند برای شکار به کوه و دشت رفتند و با یکدیگر تمام کوهها و دشتها...
Sunday, September 20, 2015
علم نیمه کاره
... در روزگار گذشته برخی از علوم مثل حکمت و یا منطق رونق بیشتری داشتند و علاقمندان نیز به تحصیل و فراگیری آن رغبت بیشتری نشان می‌دادند. در آن...
Sunday, September 20, 2015
زشت و زیبا
... در روزگاران گذشته پادشاهی بود که علاقه بسیار زیادی به شکار داشت و هر وقت فراغتی بدست می‌آورد با همراهی بعضی از نزدیکان و دوستان خود برای...
Sunday, September 20, 2015
درخت مراد
... در روزگاران پیشین و در زمانهای قدیم در شهری از شهرها درخت بزرگ و بلندی بود با شاخه‌ها و برگهای بسیار زیاد و با تنه خیلی کلفت که اگر شش هفت...
Sunday, September 20, 2015
سه دزد حریص
... در روزگاران گذشته سه دزد برای دزدی کردن از مال مردم با هم شریک شدند. آنها اموال مردم را مانند بسیاری از دزدان با هم می‌دزدیدند و برای دزدیدن...
Sunday, September 20, 2015
پیاده و سواره
... در زمانهایی نه چندان دور در یک شهر قدیمی مردی پیراهن فروش زندگی می کرد. آن مرد کارش به این صورت بود که هر روز مقداری پیراهن را از این شهر...
Sunday, September 20, 2015
دزد و ساس
... روزی یک دزد می خواست که به خانه یک فرد ثروتمند دستبرد بزند و تمام اموال او را بدزدد. او در فکرش نقشه ها می کشید و حیله ها بکار می‌برد و با...
Sunday, September 20, 2015