المسیر الجاریه :
نقدی ست که نسیه های فردا بُردند مهدوی

نقدی ست که نسیه های فردا بُردند

نقدی ست که نسیه های فردا بُردند<br /> کی زنده و کی مرده ست ... تا جمعه ی بعد<br /> این هفته ی سرد هم بدون تو گذشت<br /> لطفی کن و لاأقل بیا ... جمعه ی بعد
هجرتی تا کوی یارم آرزوست مهدوی

هجرتی تا کوی یارم آرزوست

هجرتی تا کوی یارم آرزوست<br /> دیدن روی نگارم آرزوست<br /> از خودم خسته ز دنیا خسته تر<br /> سوی او گشت و گذارم آرزوست
هر شب از التهاب غمت غرق زاری ام مهدوی

هر شب از التهاب غمت غرق زاری ام

هر شب از التهاب غمت غرق زاری ام<br /> در مجمر فراق تو اسپند کاری ام<br /> آتش گرفته ام، نفسی زن، خموش کن<br /> این شعله های سرکشی و بی قراری ام
فضای سینه شرربار می شود بی تو مهدوی

فضای سینه شرربار می شود بی تو

فضای سینه شرربار می شود بی تو<br /> بیا که حال دلم زار می شود بی تو<br /> بیا اگر که نیایی رفیق دیرینت<br /> رفیق لشکر اغیار می شود بی تو
با چشم شهرآشوب خود ما را زلیخا می کنی مهدوی

با چشم شهرآشوب خود ما را زلیخا می کنی

با چشم شهرآشوب خود ما را زلیخا می کنی<br /> یعقوب چشمان مرا تنها تو بینا می کنی<br /> دیگر نمی داند کسی فرق ترنج و دست را<br /> یوسف! تمام شهر را داری زلیخا می کنی
ای از شرار ناله ام آگاه، سیدی! مهدوی

ای از شرار ناله ام آگاه، سیدی!

ای از شرار ناله ام آگاه، سیّدی!<br /> بی تو نفس به سینه شده آه، سیّدی!<br /> بازآ که خسروان همه اقرار می کنند<br /> تنها تویی به مُلک خدا شاه، سیّدی!
بیا نگاه تو از هر بهار زیباتر مهدوی

بیا نگاه تو از هر بهار زیباتر

بیا نگاه تو از هر بهار زیباتر<br /> ز ماه روشن شب های تار زیباتر<br /> شکفتن گل اگر انتهای زیبایی است<br /> تبسم تو بسی بی شمار زیباتر
اگر به چشم ببینم هزار فصل بهار مهدوی

اگر به چشم ببینم هزار فصل بهار

اگر به چشم ببینم هزار فصل بهار<br /> یکی کنار تو ... از صد هزار زیباتر!<br /> و خط به خط غزلم منتظر نشسته تو را<br /> که نیست حالتی از انتظار زیباتر
طلوع سبز تو از پشت کوه ها زیباست مهدوی

طلوع سبز تو از پشت کوه ها زیباست

طلوع سبز تو از پشت کوه ها زیباست<br /> شکوه آمدنت در غبار زیباتر<br /> برای آینه ماندن قرار لازم نیست<br /> که هر چه دل بشود بی قرار زیباتر
من بی تو در این دیار خواهم پوسید مهدوی

من بی تو در این دیار خواهم پوسید

من بی تو در این دیار خواهم پوسید<br /> پاییزم و بی بهار خواهم پوسید<br /> چشمی به در و چشم به راهت دارم<br /> با این همه انتظار خواهم پوسید