ناشناس
نگاه همسرم به زن ها
با سلام
ممنون از پاسختون به سوال قبليم
همسر من علاوه بر اينكه زياد دچار نعوظ ميشه ( تو مترو اتوبوس ماشين تو سينما پارك و...هر جا كه بگين هر زماني كه بگين مثلا از سر كار مياد رو تخت دراز ميكشه نعوظ ميكنه داره فيلم ميبينه نعوظ ميكنه من فكر ميكنم داره توي تخيلس به زن ها فكر ميكنه چون واقعا اين همه نعوظ عجيبه) خيلي هم نسبت به زن ها كنجكاوه
متاسفانه اين مساله در مورد پدر و برادرش هم هست
خيلي راحت تو خونشون در مورد اندام و ظاهر زن ها نظر ميدن و همسر من هم خيلي نسبت به زن ها توجه ميكنه از وقتي ديده من خوشم نمياد زياد چيزي نميگه اما ميدونم هنوزم همونجوره...
قبلا ها خيلي به زن ها نگاه ميكرد الان جلوي من كمترش كرده
مثلا حتي نسبت به دوستاي منم با اينكه نديده كنجكاوه...به كرات حدود سه چهار باري ديدم وقتي در مورد دوستام حرف ميزم ميگه شمارشوبده من باهاش حرف بزنم يا ميگه ميخواي زنگ بزنم بهش اينجوري بگم؟و امثال اين ها من واقعا بدم مياد نميدونم چرا اينجوره يه جا يه مطلبي خوندم گفته بود مردايي كه در مورد زن ها كنجكاون احتمال خيانت توشون زياده
من ميخوام از همسرم جدا شم...
حتي مادر شوهرم براي شوهرم عكساي زن هاي بخت ميفرسته نميدونم چرا
لطفا راهنماييم كنين
فكر طلاق تو سرمه
مشاور: خانم مولوی زاده
با عرض سلام و احترام خدمت شما خواهر گرامی خواهر عزیزم ، با توجه به مواردی که اشاره فرمودید ایشان رگه هایی از اختلال شخصیت را در سیستم روانی خود دارند که این را از مادر و سیستم های حمایتی دوران کودکی به ارث برده اند ، خواهر عزیزم ،همسر شما با مراجعه به مراکز روان درمانی میتوانند بر روی اصلاح باورها و نگرش های ناهوشیار خودشان غلبه پیدا بکنند ، پس همسر شما به نوعی بیمار است و بیمار را پس نمیزنند بلکه با او برای درمان قدم به قدم همراه میشوند .پس جای نگرانی نیست .شما باید به عنوان همسر و همراه ایشان او را تنها نگذارید و به او کمک کنید ، تلفیقی از درمانهای شناختی رفتاری و همچنین جلسات رواندرمانی و دارودرمانی میتواند در بهبود ایشان مفید باشد. عمدتا این افراد از احساس حقارت رنج میبرند و خیلی مواقع اعتمادبهنفس پایینی دارند و معمولا باورها و اعتقادهایشان نسبت به دیگران ضعیفتر است و به همین خاطر از وجدان اخلاقی خوبی هم برخوردار نیستند. این افراد در اکثر موارد به روشهای مختلف غیر از تماس فیزیکی و برقراری رابطه زناشویی با همسر، دچار برانگیختگی و لذت جنسی میشوند به دنبال سیری جنسی، میل کمتری به برقراری رابطه با همسرشان دارند، درنتیجه در زندگی زناشویی دچار مشکل میشوند.شوهر شما ، به طور مکرر در رفتار انحرافی خود گرفتار هستند و قادر به کنترل تکانه خود نمیباشند. در شرایط استرس، اضطراب، یا افسردگی، احتمال انجام رفتار انحرافی بیشتر است .معمولا در این شرایط فرد همسرش را دوست دارد و نمیخواهد با فرد دیگری رابطه برقرار کند درنتیجه ممکن است به دیدزنی و چشم چرانی و… روی بیاورد. اغلب این افراد به دلیل اینکه حین برقراری رابطه جنسی دچار استرس و اضطراب میشوند یا در رسیدن به نعوظ و حفظ آن مشکل دارند یا به دلیل اینکه آماده برقراری یک رابطه جنسی نیستند و… تصمیم میگیرند نیازهایش را به طرق مختلف به جز تماس فیزیکی با همسر یا ارتباط زناشویی طبیعی برآورده کنند.در نهایت مسایل بیولوژیکی هم عامل موثر دیگر در شکلگیری این رفتار هستند.برای تمام انحرافات جنسی که در قالب پارافیلیا تظاهر پیدا میکنند ، درمان واحدی وجود دارد و فقط ممکن است در جزییات روند درمانی تغییراتی شکل بگیرد، در بسیاری از موارد به چندین جلسه رواندرمانی نیاز است تا عامل موثر در بروز این رفتار مشخص شود و ببینیم در پس زمینه ذهنی این فرد چه میگذرد.در مواردی که عامل بیولوژیکی وجود داشته باشد تجویز داروهای سروتونرژیک (ضدافسردگی و ضد وسواس یا داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین) میتواند در بهبود بیمار موثر باشد. گاهی افسردگی ناشی از کم شدن میزان سروتونین نیز میتواند در بروز این انحرافات جنسی نقش داشته باشد. در رواندرمانی پس از شناسایی عامل موثر در سوق دادن فرد به سمت انحرافات جنسی، درصدد رفع آن اقدامهای درمانی لازم انجام میشود. اما در انواعی از پارافیلیا ممکن است به جز جلسات رواندرمانی به درمان دارویی نیز نیاز باشد.انحرافات جنسی یا پارافیلیا نیز جنبه اعتیادی دارد و گروه دیگر رفتارهای اعتیادی تمایل به انجام کارهای متفاوت و غیرمعمول در روابط جنسی دارند. در نهایت باید بدانیم اگر به پزشک متخصص مراجعه کنند، مشکلشان درمانپذیر خواهد بود . فکر جدایی و طلاق از همسرتان را فراموش کنید و بدانید مشکل شما قابل حل میباشد ولی به دلیل تجربیات تلختان کمی اعتماد به نفس هر دو شما پایین آمده که قابل پیگیری و درمان است ،سعی کنید بعد از پیگیری درمان و بهبودی به بیرون بردن فضای افسرده حاکم بر روابطتان اقدام کنید . و برای زندگی و تفریحات مشترک با همسرتان برنامه ریزی داشته باشید .سعی کنید همراه او باشید او با تمام وجود شما را دوست دارد ولی به دلیل مشکلش به طور غیر ارادی دچار این حالات و وسواس های فکری میشود که حتما باید مراجعه حضوری داشته باشند . خواهر عزیزم ، پایان دادن به یک رابطه نزدیک ، کار ساده و بی اهمیتی نیست ، این تصمیم با احساس تأسف و سرزنش خود همراه است . دلایلی که شما برای طلاق خود می آورید اصلا دلایلی نیست که نتوان با یک دوره خانواده درمانی و روان درمانی فردی حل کرد ، من مطمئن هستم شما از روی هیجان دچار این تصمیم شده اید و هرگز به عواقب آن به صورت طولانی مدت فکر نکرده اید ،جدایی از همسر به طور ناگهانی یا پیش بینی شده برای همه اعضای خانواده ، علی الخصوص فرد ، یک شوک محسوب می شود . در این هنگام بحران عاطفی رخ می دهد . احساس انسان با عقل منطبق نیست و واکنش های فرد غیر ارادی است و در اکثر موارد دچار درماندگی می شود . بنابراین به جای پاک کردن صورت مسئله ، به دنبال حل مسئله باشید . با آرزوی خوشبختی و آرامش در زندگی برای شما در کنار همسرتان