با درد دردنوشان درمان چه کار دارد
با درد دردنوشان درمان چه کار دارد شاعر : خواجوي کرماني با ناله‌ي خموشان الحان چه کار دارد با درد دردنوشان درمان...
Wednesday, March 23, 2011
درد محبت درمان ندارد
درد محبت درمان ندارد شاعر : خواجوي کرماني راه مودت پايان ندارد درد محبت درمان ندارد اما ز جانان امکان ندارد ...
Wednesday, March 23, 2011
کسي کو دل بر جانان ندارد
کسي کو دل بر جانان ندارد شاعر : خواجوي کرماني دلي دارد وليکن جان ندارد کسي کو دل بر جانان ندارد سري دارد سر و...
Wednesday, March 23, 2011
آن پريچهره که جور و ستم آئين دارد
آن پريچهره که جور و ستم آئين دارد شاعر : خواجوي کرماني چه خطا رفت که ابروش دگر چين دارد آن پريچهره که جور و ستم...
Wednesday, March 23, 2011
هر کو بصري دارد با او نظري دارد
هر کو بصري دارد با او نظري دارد شاعر : خواجوي کرماني با او نظري دارد هر کو بصري دارد هر کو بصري دارد با او نظري...
Wednesday, March 23, 2011
دل من باز هواي سر کوئي دارد
دل من باز هواي سر کوئي دارد شاعر : خواجوي کرماني ميل خاطر دگر امروز بسوئي دارد دل من باز هواي سر کوئي دارد مدتي...
Wednesday, March 23, 2011
کدام يار که ما را پيام يار آرد
کدام يار که ما را پيام يار آرد شاعر : خواجوي کرماني از آن ديار حديثي بدين ديار آرد کدام يار که ما را پيام يار آرد...
Wednesday, March 23, 2011
چون صبا نکهت آن زلف پريشان آرد
چون صبا نکهت آن زلف پريشان آرد شاعر : خواجوي کرماني دل پر درد مرا مژده‌ي درمان آرد چون صبا نکهت آن زلف پريشان آرد...
Wednesday, March 23, 2011
خدنگ غمزه‌ي جادو چو در کمان آرد
خدنگ غمزه‌ي جادو چو در کمان آرد شاعر : خواجوي کرماني هزار عاشق دلخسته را بجان آرد خدنگ غمزه‌ي جادو چو در کمان آرد...
Wednesday, March 23, 2011
نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
نقاش که او صورت ارژنگ نگارد شاعر : خواجوي کرماني کي چهره‌ي گلچهر چو او رنگ نگارد نقاش که او صورت ارژنگ نگارد ...
Wednesday, March 23, 2011
کاروان ختني مشک ختا مي‌آرد
کاروان ختني مشک ختا مي‌آرد شاعر : خواجوي کرماني يا صبا نکهت آن زلف دوتا مي‌آرد کاروان ختني مشک ختا مي‌آرد غنچه...
Wednesday, March 23, 2011
دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد
دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد شاعر : خواجوي کرماني وين عجبتر که اگر جان ببرد جان نبرد دل من جان ز غم عشق تو آسان...
Wednesday, March 23, 2011
قصه غصه فرهاد بشيرين که برد
قصه غصه فرهاد بشيرين که برد شاعر : خواجوي کرماني نامه ويس گلندام برامين که برد قصه غصه فرهاد بشيرين که برد مرغ...
Wednesday, March 23, 2011
مشتاق کعبه گر نکشد رنج باديه
مشتاق کعبه گر نکشد رنج باديه شاعر : خواجوي کرماني چندين جفاي خار مغيلان که مي‌برد مشتاق کعبه گر نکشد رنج باديه ...
Wednesday, March 23, 2011
توئي که لعل تو دست از عقيق کاني برد
توئي که لعل تو دست از عقيق کاني برد شاعر : خواجوي کرماني فراقت از دل من لذت جواني برد توئي که لعل تو دست از عقيق...
Wednesday, March 23, 2011
سپيده‌دم که صبا دامن سمن بدرد
سپيده‌دم که صبا دامن سمن بدرد شاعر : خواجوي کرماني ز مهر روي تو گل جيب پيرهن بدرد سپيده‌دم که صبا دامن سمن بدرد...
Wednesday, March 23, 2011
تاجداري کند آنکس که ز سردر گذرد
تاجداري کند آنکس که ز سردر گذرد شاعر : خواجوي کرماني ره بمنزل برد آنکو ز سفر در گذرد تاجداري کند آنکس که ز سردر...
Wednesday, March 23, 2011
خنک آن باد که برخاک خراسان گذرد
خنک آن باد که برخاک خراسان گذرد شاعر : خواجوي کرماني خاصه برگلشن آن سرو خرامان گذرد خنک آن باد که برخاک خراسان گذرد...
Wednesday, March 23, 2011
ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
ترک من ترک من گرفت و خطا کرد شاعر : خواجوي کرماني جامه‌ي صبر من برفت و قبا کرد ترک من ترک من گرفت و خطا کرد بر...
Wednesday, March 23, 2011
چو شام شد بشبستان بايد کرد
چو شام شد بشبستان بايد کرد شاعر : خواجوي کرماني ز ماه نو طلب آفتاب بايد کرد چو شام شد بشبستان بايد کرد بخون چشم...
Wednesday, March 23, 2011