ناشناس
ممکنه این بیخیالی من منجر به آسیب روحی وروانی دراینده به من بشه.چیکار کنم؟
باسلام من خانمی 34هستم همسرم 33ساله
ازنظر تحصیلاتی فرهنگی باشوهرم زیاد فاصله دارم ایشون مقطع ابتدایی ولی من لیسانسم از هرنظر من بالاترهستم شوهرم ثبات نداره ویه روز خوب یه روز بده مسال ومشکلات زندگیمون...
مشاور: علی محمد صالحی
با عرض سلام و احترام خدمت شما.
ببینید وقتی بین زن و شوهر اختلاف و تنشی پیش میاد، معمولا به این صورته که هر دو نفرشون در بوجود اومدن این تنش و اختلاف نقش دارند، ممکنه نقش یکی بیشتر بوده و نقش دیگری کمتر، ولی اینگونه نیست که یکی کاملا بی تقصیر باشه و دیگری صد درصد مقصر.
نکته بعد اینکه مسائل و اختلافاتی که پیش میاد ممکنه ریشه در مسائل گذشته زن و شوهر داشته باشه و صِرف یک مسئله فعلی مثل دیر اومدن از کلاس ضمن خدمت، دلیل اصلی نباشه و دلایل دیگه هم مثل دلخوری ها و ناراحتی های گذشته هم ممکنه در پیش اومدن تنش و اختلاف نقش داشته باشه. بعنوان مثال مسلّم است که رفتار همسرتون که مسائل زندگیتون رو به خانوادش میگه کار اشتباه و نادرستی هست و این کار شما رو ناراحت و دلخور میکنه، از طرف دیگه یکی از دلخوریهایی که من احتمال میدم همسرتون از شما داشته باشه اینه که شما خودتون رو خیلی بالاتر از همسرتون میدونید، همانطور که شما بیان کردید در واقع هم ممکنه همین طور باشه و شما از لحاظ فرهنگی، تحصیلی و...، بالاتر از شوهرتون باشید، ولی این تفکر و نگاه شما که میگید «از هرنظر من بالاترهستم»، میتونه به رابطه شما و شوهرتون آسیب جدی بزنه و باعث بشه شوهرتون نسبت به شما دلخوری پیدا کنه، چون وقتی تفکر شما این باشه «از هرنظر من بالاترهستم»، مسلّما این تفکر در رفتار شما هم خودش رو نشون میده، و نمیتونید اون طور که باید و شاید شوهرتون رو بعنوان مدیر و رئیس خونه قبول کنید و شما سعی میکنید نقش های اونو در خانه برعهده بگیرید و شما مدیر و رئیس خونه باشید، و این مسئله برای مردها ناراحت کننده است که زیر دست همسرشون باشن. بصورت خلاصه، منظور من اینه که شما هم باید در این مسائل پیش اومده نقش و سهم خودتون رو در این مسائل قبول کنید و بپذیرید که شما هم اشتباهاتی داشتید.
اما در مورد سوال شما مبنی بر اینکه «ممکنه این بیخیالی من منحر به آسیب روحی و روانی در آینده به من بشه؟»، باید خدمت شما بگم، این احتمال هست که اگر واقعا شما تحت فشار روانی باشید ولی همه ناراحتیها و فشارها رو سرکوب میکنید و به ناهشیار خودتون میفرستید و در ظاهر خودتون رو بی خیال نشون میدید، ممکنه یک روز تحمل شما تموم بشه و روان شما دیگه نتونه مسائل و مشکلات رو تحمل کنه و یکدفعه با یک مسئله کوچیکی که تا الان تحمل میکردید حال شما رو دگرگون کنه و دچار مشکلات جسمی یا عصبی بشید؛ اما این صِرف احتماله، و بستگی به شدتِ مشکلات فعلی شما و شخصیت شما هم داره و برای همه یکسان نیست.
نکته بعد اینکه باتوجه به توضیحاتی که شما نسبت به همسرتون دادید ممکنه ایشون مبتلا به پارانویا باشند. ویژگی اصلی بیماری پارانویا، شک و بی اعتمادی به همه افراد است. مبتلایان به این بیماری در بیشتر مواقع خشمگین هستند و نسبت به دیگران دشمنی دارند. آن ها به هر بهانه ای دعوا و مرافعه راه می اندازند و به بقیه به خصوص همسر خود سوءظن دارند. علاوه بر این، افراد مبتلا به پارانویا اغلب مواقع تصور می کنند تحت تعقیب هستند یا شخصی با آن ها دشمنی دارد و آن ها را مسموم یا بیمار کرده است.
علائم پارانویا
اگر می خواهید با علائم یک بیمارِ پارانویید آشنا شوید به رفتار او دقت کنید و ببینید کدام یک از این علائم را دارد؛ توهم های دیداری، شنیدن صداهای غیرواقعی، مانند گمان اشتباه مبنی بر اینکه کسی میخواهد او را مسموم یا صدایش را ضبط کند، بیزاری، خشم، گوشه گیری، خشونت، دشواری های گفتاری، رئیس وار رفتار کردن و اندیشه و کنش خودکشی.
اگر همسر شما تعداد قابل توجهی از این نشانه ها رو داشت، به احتمال زیاد پارانویید هستند، ولی اگر صِرف یکی دوتا از نشانه ها رو داشتند پارانویید نیستند.
در هر حال اگر یقین کردید که همسر شما مبتلا به پارانویا هستند، توصیه های زیر را جدی بگیرید:
• سعی نکنید رفتار ایشون را تغییر دهید، این کار تقریبا غیرممکن است.
• سعی کنید ارتباطتان را نزدیک تر کنید تا از شما راضی باشد، ولی هرگز سوءظن هایش صِحه نگذارید و در این بحث ها اصلا شرکت نکنید.
• هنگامی که همسر شما به کسی سوءظن پیداکرده، مواظب باشید از اون فرد، جانبداری نکنید، این کار باعث به وجود آمدن پیش فرض های جدید در او شده و به شما هم بدگمان میشود.
• هرچه اختلال پارانویید شدیدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در این گونه بیماران بیشتر می شود. در این مواقع حتما از پزشک کمک بخواهید.
• از آن ها انتظار روابط عاطفی نداشته باشید. برقراری این رابطه تقریبا غیرممکن است.
• بهتر است برای جلوگیری از لوس شدن یا طلبکار بار آمدن بیمار، گاهی که از او ناراحت هستیم، او را با محرومیت مواجه کنیم.
نکته پایان اینکه، هر تصمیمی که میگیرید حتما توجه خاص و ویژه به دخترتون داشته باشید و مواظب باشید که از جهت روحی و جسمی آسیبی نبیند، چون تنش و دعوای والدین میتونه روح و روان فرزندان ما رو بشدت اذیت کنه و انها رو تحت فشار فرار بدهد.
موفق و محکم و سربلند باشید
بیشتر بخوانید:
مراجعه به پزشک برای بیماری بدبینی
ببینید وقتی بین زن و شوهر اختلاف و تنشی پیش میاد، معمولا به این صورته که هر دو نفرشون در بوجود اومدن این تنش و اختلاف نقش دارند، ممکنه نقش یکی بیشتر بوده و نقش دیگری کمتر، ولی اینگونه نیست که یکی کاملا بی تقصیر باشه و دیگری صد درصد مقصر.
نکته بعد اینکه مسائل و اختلافاتی که پیش میاد ممکنه ریشه در مسائل گذشته زن و شوهر داشته باشه و صِرف یک مسئله فعلی مثل دیر اومدن از کلاس ضمن خدمت، دلیل اصلی نباشه و دلایل دیگه هم مثل دلخوری ها و ناراحتی های گذشته هم ممکنه در پیش اومدن تنش و اختلاف نقش داشته باشه. بعنوان مثال مسلّم است که رفتار همسرتون که مسائل زندگیتون رو به خانوادش میگه کار اشتباه و نادرستی هست و این کار شما رو ناراحت و دلخور میکنه، از طرف دیگه یکی از دلخوریهایی که من احتمال میدم همسرتون از شما داشته باشه اینه که شما خودتون رو خیلی بالاتر از همسرتون میدونید، همانطور که شما بیان کردید در واقع هم ممکنه همین طور باشه و شما از لحاظ فرهنگی، تحصیلی و...، بالاتر از شوهرتون باشید، ولی این تفکر و نگاه شما که میگید «از هرنظر من بالاترهستم»، میتونه به رابطه شما و شوهرتون آسیب جدی بزنه و باعث بشه شوهرتون نسبت به شما دلخوری پیدا کنه، چون وقتی تفکر شما این باشه «از هرنظر من بالاترهستم»، مسلّما این تفکر در رفتار شما هم خودش رو نشون میده، و نمیتونید اون طور که باید و شاید شوهرتون رو بعنوان مدیر و رئیس خونه قبول کنید و شما سعی میکنید نقش های اونو در خانه برعهده بگیرید و شما مدیر و رئیس خونه باشید، و این مسئله برای مردها ناراحت کننده است که زیر دست همسرشون باشن. بصورت خلاصه، منظور من اینه که شما هم باید در این مسائل پیش اومده نقش و سهم خودتون رو در این مسائل قبول کنید و بپذیرید که شما هم اشتباهاتی داشتید.
اما در مورد سوال شما مبنی بر اینکه «ممکنه این بیخیالی من منحر به آسیب روحی و روانی در آینده به من بشه؟»، باید خدمت شما بگم، این احتمال هست که اگر واقعا شما تحت فشار روانی باشید ولی همه ناراحتیها و فشارها رو سرکوب میکنید و به ناهشیار خودتون میفرستید و در ظاهر خودتون رو بی خیال نشون میدید، ممکنه یک روز تحمل شما تموم بشه و روان شما دیگه نتونه مسائل و مشکلات رو تحمل کنه و یکدفعه با یک مسئله کوچیکی که تا الان تحمل میکردید حال شما رو دگرگون کنه و دچار مشکلات جسمی یا عصبی بشید؛ اما این صِرف احتماله، و بستگی به شدتِ مشکلات فعلی شما و شخصیت شما هم داره و برای همه یکسان نیست.
نکته بعد اینکه باتوجه به توضیحاتی که شما نسبت به همسرتون دادید ممکنه ایشون مبتلا به پارانویا باشند. ویژگی اصلی بیماری پارانویا، شک و بی اعتمادی به همه افراد است. مبتلایان به این بیماری در بیشتر مواقع خشمگین هستند و نسبت به دیگران دشمنی دارند. آن ها به هر بهانه ای دعوا و مرافعه راه می اندازند و به بقیه به خصوص همسر خود سوءظن دارند. علاوه بر این، افراد مبتلا به پارانویا اغلب مواقع تصور می کنند تحت تعقیب هستند یا شخصی با آن ها دشمنی دارد و آن ها را مسموم یا بیمار کرده است.
علائم پارانویا
اگر می خواهید با علائم یک بیمارِ پارانویید آشنا شوید به رفتار او دقت کنید و ببینید کدام یک از این علائم را دارد؛ توهم های دیداری، شنیدن صداهای غیرواقعی، مانند گمان اشتباه مبنی بر اینکه کسی میخواهد او را مسموم یا صدایش را ضبط کند، بیزاری، خشم، گوشه گیری، خشونت، دشواری های گفتاری، رئیس وار رفتار کردن و اندیشه و کنش خودکشی.
اگر همسر شما تعداد قابل توجهی از این نشانه ها رو داشت، به احتمال زیاد پارانویید هستند، ولی اگر صِرف یکی دوتا از نشانه ها رو داشتند پارانویید نیستند.
در هر حال اگر یقین کردید که همسر شما مبتلا به پارانویا هستند، توصیه های زیر را جدی بگیرید:
• سعی نکنید رفتار ایشون را تغییر دهید، این کار تقریبا غیرممکن است.
• سعی کنید ارتباطتان را نزدیک تر کنید تا از شما راضی باشد، ولی هرگز سوءظن هایش صِحه نگذارید و در این بحث ها اصلا شرکت نکنید.
• هنگامی که همسر شما به کسی سوءظن پیداکرده، مواظب باشید از اون فرد، جانبداری نکنید، این کار باعث به وجود آمدن پیش فرض های جدید در او شده و به شما هم بدگمان میشود.
• هرچه اختلال پارانویید شدیدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در این گونه بیماران بیشتر می شود. در این مواقع حتما از پزشک کمک بخواهید.
• از آن ها انتظار روابط عاطفی نداشته باشید. برقراری این رابطه تقریبا غیرممکن است.
• بهتر است برای جلوگیری از لوس شدن یا طلبکار بار آمدن بیمار، گاهی که از او ناراحت هستیم، او را با محرومیت مواجه کنیم.
نکته پایان اینکه، هر تصمیمی که میگیرید حتما توجه خاص و ویژه به دخترتون داشته باشید و مواظب باشید که از جهت روحی و جسمی آسیبی نبیند، چون تنش و دعوای والدین میتونه روح و روان فرزندان ما رو بشدت اذیت کنه و انها رو تحت فشار فرار بدهد.
موفق و محکم و سربلند باشید
بیشتر بخوانید:
مراجعه به پزشک برای بیماری بدبینی